English Version
This Site Is Available In English

جواب منفی است، دیگر اصلاً معتاد نیستی

جواب منفی است، دیگر اصلاً معتاد نیستی

جلسه سیزدهم از دوره دوازدهم کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، در نمایندگی شهباز با استادی راهنمامسافرمحمد، نگهبانی مسافر علی و دبیری مسافر عزیزبا دستور جلسه «صورت مسئله اعتیاد» سه شنبه، ۷مهر ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان محمد هستم مسافر 

خب، دستور جلسه «صورت مسئله اعتیاد» است و یکی از مهم‌ترین

 دستور جلسات در مورد اعتیاد است.

چون ما از زمانی که مدرسه می‌رفتیم، مسئله‌ای که به ما می‌دادند، به جای اینکه صورت مسئله را خوب بفهمیم، شروع می‌کردیم به حل کردن. هیچ‌وقت صورت مسئله را نفهمیدیم؛ بنابراین هیچ‌وقت هم جواب درستی پیدا نکردیم. من خودم مشکلم در ریاضی بود که صورت مسئله را نمی‌فهمیدم و برمی‌گشتیم به اینکه فارسی را تعریف کنیم.

خب، در مورد اعتیاد هم همین است. در جامعه امروز، یک مصرف‌کننده بین بد و بدتر گیر افتاده است. می‌خواهد مصرف کند، گیر مافیای مواد مخدر افتاده است. پولش را می‌دهد، آبرویش را می‌دهد و یک جنس آشغال هم به او می‌دهند.

من خودم بارها تجربه کردم؛ پول خوب می‌دادم، ولی جنس خوبی به من نمی‌دادند و همیشه درگیر این موضوع بودم. مصرف می‌کردم، ولی جوابگو نبود. نتیجه گرفتم که جنس خراب بوده؛ پولش را داده بودم، وقتم را گذاشته بودم، جیبم را گذاشته بودم، جوانی‌ام را گذاشته بودم، ولی استفاده نمی‌کردم.

بعضی مواقع هم که به نتیجه می‌رسیدم، خب، دیگر نباید مصرف کنم. دوباره بد و بدتر می‌شدم، چون نمی‌دانند اعتیاد چیست و واقعاً نمی‌دانند چه باید کرد.

بیرون، هر کس برای خودش یک نسخه می‌پیچد. یکی می‌گوید: «چهار روز، پنج روز نکش، ترک می‌کنی.» یکی می‌گوید: «با قرص، بیرون همه‌جا رفتم؛ قرص بی‌۲استفاده کنید.» یکی می‌گوید: «اگر مشروب بخوری، پاک می‌کند و می‌رود.» این‌ها صورت قشنگش است؛ خودمان هم انجام می‌دادیم.

ولی داریم می‌بینیم بیرون، در تبلیغات و کانال‌ها، زیاد نوشته‌اند: «ترک مواد مخدر در یک هفته»، «ترک مواد مخدر بدون درد و خماری»، «قرص فلان» و... طرف می‌آید، از چادر می‌افتد توی چاه. تریاک مصرف می‌کند، می‌آید انواع و اقسام قرص‌ها را مصرف می‌کند و شرایط سخت و سخت‌تر می‌شود.

یعنی یک مصرف‌کننده عملاً گیر کرده و نمی‌داند چه کار کند. حتی آن کسی که می‌خواهد از اعتیاد بیرون بیاید، چون راه درمان درستی برایش نیست.

حتی من پزشک می‌شناسم که خودش می‌بیند ترک مواد مخدر دارد و کلینیک دارد، ولی خودش دارد مصرف می‌کند. حتی آن پزشک داشته خودش اذعان کرده در منطقه خودمان محموله... چون کسی نمی‌داند اعتیاد چیست. واقعاً نشناخته‌اند.

چون هر مسئله‌ای را که بخواهی حل کنی، اول باید صورت مسئله را به‌درستی بفهمی. اگر نفهمی، جواب درستی هم در واقع نخواهی داشت.

اعتیاد هم همین‌گونه بوده است. به هر حال، هر کس برای خودش یک تئوری داده، یک برنامه‌ای داده و مصرف‌کننده‌ها هم سرگردانند؛ از این کلینیک به آن کلینیک، از این دکتر به آن دکتر، و هیچ حساب درستی برایش ندارد.

طرف ترک می‌کند، مدتی را می‌گذراند، بعد از شش ماه یا یک سال دوباره مصرفش اضافه می‌شود. با یک ماده بوده، حالا می‌شود چند میلیون، و اگر زندگی آدم عصبی باشد، به خاطر همین صورت مسئله است.

خانواده می‌گویند: «خب، کاری ندارد که؛ یک‌جور غیرت داشته باش و نکش!»

به خدا قسم، مصرف‌کننده خیلی باغیرت است. درد خماری از درد ظاهر سخت‌تر است. من بارها تحملش کردم، بارها درد کشیدم، ولی دوباره، نمی‌دانم چه می‌شد و چه اتفاقی می‌افتاد، دوباره شروع می‌کردم.

و همیشه هم خودم می‌دانستم مشکل من چیست. می‌گفتم: «مگر من که دارم سختی‌اش را می‌کشم، عذابش را می‌کشم، یک هفته، ده روز بی‌خوابی را تحمل می‌کنم، دلیلش چیست که دوباره شروع می‌کنم؟»

و هیچ‌وقت این موضوع را نفهمیدم و خیلی‌ها درگیر این داستان هستند.

خب، فقط دیگر اینجا غیرت نیست که بگویی «نکش»، ولی نمی‌دانم بدن نیاز دارد. مواد مخدر اگر نباشد، ما نه می‌توانیم بخوابیم، نه حتی می‌توانیم از خواب بیدار شویم، نمی‌توانیم کار کنیم، نمی‌توانیم ورزش کنیم، هیچ خدمتی نمی‌توانیم انجام بدهیم، حتی نمی‌توانیم سرپا بایستیم.

پس بدن ما نیاز دارد؛ باید باشد که طرف کمپ می‌آید بیرون و دوباره می‌زند. این طبیعی است. اگر نزند، غیرطبیعی است. وقتی مصرف می‌کنیم، طبیعی است، چون بدنش نیاز دارد.

مهندس آن را شکافت و مشخص کرد که چه اتفاقی دارد می‌افتد: مواد بیرونی آمده و جای مواد داخل را گرفته است؛ به همین راحتی.

حالا چه کارش کنیم؟ حالا مواد جایگزین شده. آقا، چه کارش کنیم؟ خوب چند وقت نکشیم؟ اگر آزمایش دادیم و دیگر معتاد نیستیم و جواب منفی شد، ما دیگر معتاد نیستیم؟

ولی حال بدش را هیچ‌چیز در نظر نگرفته‌اند؛ آن خماری‌ها، آن افسردگی‌ها و آن بدبختی‌ها را هیچ‌کس ندیده است. فقط می‌گویند: «جواب منفی است، دیگر اصلاً معتاد نیستی.»

ولی زمانی که بدن خودش دوباره شروع کند مواد شیمیایی را تولید کند، آن موقع تازه می‌شود گفت که آدم به درمان رسیده است. آن موقعی که اگر دنیای مواد مخدر را جلوی او بگذارند، هیچ حسی به آن ندارد.

این نیست که فقط نکشی. نکشیدن مواد خیلی سخت است. خیلی‌ها اصلاً نمی‌کشند. همین‌جور آدم‌ها تازه وارد بودند دیگر. طرف می‌آید، دوازده سال پاکی دارد، می‌گوید: «آقا، دوازده سال حالم خراب است. دوازده سال زندگی نکردم؛ به چه درد می‌خورد؟»

اگر قرار باشد نکشیم و حالم هم خراب باشد، حتی کار هم بکنم، بکشم که راحت‌تر است.

بنابراین، مهم‌تر این است که بدن خودش راه بیفتد. وقتی راه بیفتد، دیگر نیازی به مواد بیرونی نیست، دیگر حال خرابی نیست، دیگر بی‌خوابی نیست و همه این‌ها به تعادل می‌رسد. این یعنی واقعاً درمان؛ درمان واقعی آن موقع اتفاق می‌افتد که آدم زندگی روان داشته باشد.

نه اینکه تا رفیق مصرف‌کننده شد، حالش بد شود. مواد مخدر، یک بی‌دست‌وپایی به همراه دارد که به درد نمی‌خورد. آن فنری که نگه داشته‌ایم، بالاخره یک جا در می‌رود. باید کار ریشه‌ای حل شود.

با مشخص شدن صورت مسئله اعتیاد، اعتیاد اصلاً تا حد زیادی حل شده است. بعد آمدند روی بحث چاقی کار کردند، روی بحث بیماری ام‌اس کار کردند، روی سرطان کار کردند. یعنی اعتیاد اصلاً جزو جایی نیست، ولی متأسفانه هنوز به نتیجه نرسیده‌اند.

اینجا چیست؟ هر کس قرار است خودش یک کاری انجام بدهد و یک‌جورهایی دارد از مصرف‌کننده‌ها سوءاستفاده می‌کند. بندگان خدا گیر افتاده‌اند و هر کس به هر نحوی می‌تواند، یک‌جورهایی...

ولی خدا را شکر، این مسئله در کنگره حل شده است. آقا مهندس سیستم X را به همین خاطر کشف کرد و انجامش داد که یواش‌یواش بدن خودش شروع کند مواد شیمیایی را تولید کردن.ممنون که به صحبت‌های من گوش دادید. 

تنظیم:مسافرحسین 

 

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...