جلسه چهاردهم از دوره چهل و چهارم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی ابوریحان به استادی راهنما همسفر سامره، نگهبانی همسفر زهره و دبیری همسفر نرگس با دستورجلسه «صورت مسئله اعتیاد» روز سهشنبه ۷ مهر ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
خداوند را شاکرم که امروز توانستم در این جایگاه در خدمت شما عزیزان باشم و از شما یاد بگیرم. اولین خدمت لژیون هفتم در تاریخ ۷/۷ را به فال نیک میگیرم. امروز روز آتشنشان است. این روز را به همه آتشنشانهای کشورم تبریک میگویم و میخواهم بهطور ویژه تبریک بگویم به کسانی که توانستند آتش اعتیاد را مهار کنند؛ عزیزانی که نهتنها آتش اعتیاد را مهار کردند؛ بلکه آتشهایی که در وجودمان بود که به مراتب بیشتر ما را میسوزاند را خاموش کردند؛ آتشهایی مثل بخل، حسد، کینه، ناامیدی و ... انشاءالله که بتوانیم جزو این دسته از عزیزان باشیم.
دستور جلسه صورت مسئله اعتیاد است. با خود گفتم باید برگردی به سه ماه و نیم پیشت که در جایگاه مقدس تازهواردین خدمت میکردی؛ چرا که راهنما تازهوارد برای تازهوارد، صورت مسئله اعتیاد را کاملاً باز میکنند تا آن همسفر بپذیرد که با یک بیمار مواجه است.
ما برای انجام هر کاری اول باید صورت مسئله آن را بلد باشیم. برای درمان اعتیاد چون صورت مسئله اعتیاد پیدا نشده بود؛ همه ما چه در جایگاه همسفر چه در جایگاه مسافر دست به روشهای غلطی میزدیم که در نهایت هم نتیجهای در بر نداشت؛ مثل سقوط آزاد، ابوالفضل درمانی، قرص و ... درمان میکردند و روشهای مختلف که خودمان میدانیم و در نهایت اینها نتیجهای برای ما در بر نداشت. ما در مواجه شدن با مسائلمان دو واکنش میتوانیم انجام دهیم. راحتترین واکنش این است که ما صورت مسئله رو پاک کنیم؛ مثلاً من دستم درد میگیرد، خوب پس موجه هستش که من سی دی ننویسم، پاهایم درد میکند، کمرم درد میکند پس من حق دارم که پیادهروی نکنم و ورزش نکنم. من با مسافرم با همسرم با عزیزانم دچار چالش هستم، پس بهترین کار و عاقلانهترین کار این است که من اینها را از زندگیام حذف کنم. این راحتترین کاری است که ذهن من به من پیشنهاد میدهد که انجام دهم؛ ولی آن نتیجهای را که من میخواهم را ندارد.
کار بعدی این است که من بگردم و آن راه حل درست را پیدا کنم و اینجا دو تا اتفاق میافتد، یکی اینکه من راه را غلط میروم و در آن راه غلط میمانم و به آن ندانستن خودم ادامه میدهم و یا لطف خدا شامل حال من میشود و من و مسافرم سر از کنگره در میآوریم و به آن حالی که مد نظرم هست میرسم. در کنگره وقتی که راه را پیدا میکنم، راهنمای تازهوارد برای من باز میکند که سیستمایکس چه است، DST چه است، مثلث درمان چه است؟ اضلاع مثلث درمان، جسم، روان و جهانبینی است. من مثالی که همیشه برای تازهوارد میزدم این بود که زمانی که میگفتند چرا ۱۰ تا ۱۱ ماه باید سفر کنیم، ما عروسی داریم، مسافر من میخواهد مصاحبه کاری شود، ما فلان مشکل را داریم و من دیگر طاقت ندارم که ۱۰ تا ۱۱ ماه دوباره مسافرم در این شرایط بماند. اصلاً چرا باید پلههای ۲۱ روزه را طی کند. حالا خیلی هنر کرده است که باید ۱۰ ماه هم صبر کنم تا ایشون درست شود. این حرفهایی بود که همه ما به نوع خودمان و در حد و اندازه خودمان این حرفها را میزدیم؛ مثالی که من برایشان میزدم این بود که شما تصور کنید از نردبانی به بالا حرکت میکنید، ۲۰ پله، ۳۰ پله به بالا رفتید؛ زمانی که شما از نردبان میخواهید به پایین بیایید، آیا از این ۳۰ پله میپری پایین؟ طبیعتاً دستهایتان یا پاهایتان میشکنند و آسیب میبینید.
قضیهای که برای مصرفکننده هست همین است که ما سیستمایکس را برایشان تعریف میکردیم که سیستم ایکس به مجموعهای از نوروترانسمیترها، هورمونها و غدد درونریز و برونریز است. حالا اسمش چرا سیستم ایکس است؟ به این دلیل که مجهول است؛ چون که ناشناخته بود آقای مهندس اسمش را سیستمایکس گذاشتند. همین مواد شبه مواد مخدری که در بدن همه ما تولید میشود را سیستمایکس میگویند و برای بازسازی شدن سیستم ایکس، لازم است که از آن نردبانی که ۳۰ تا پله را بالا رفته است را یک پله یک پله بیاید پایین. یعنی مصرفکننده من از روز اول ۶ گرم تریاک مصرف نمیکرده و زیر نیم گرم بوده و کمکم بالا آمده و به انقدر رسیده است و چند مصرفه شده است. حالا برای درمان لازم است این پلهها ۲۱ روز ۲۱ روز کاهش یابد و آن هورمونهایی که در بدن من همسفر الان هم ترشح میکند و به راحتی به خواب میروم، میخندم و گریه میکنم، این هورمونها بازگردد؛ چون مواد مخدر بیرونی جایگزین مواد مخدر درونی فرد شده است و این بازسازی اتفاق میافتد و مسافر کمکم میتواند کارهایش را انجام دهد. وقتی که این هورمونها در بدن ترشح نشود، حتی از ابتداییترین کارهای ممکن هم عاجز میشود.
فهم این موضوع خیلی سخت نیست و همه ما این را میدانیم که صورت مسئله اعتیاد یعنی چه و چرا ما باید صورت مسئله اعتیاد را بشناسیم. چون من در جایگاه همسفر زمانی که صورت مسئله اعتیاد را بشناسم، آن زمان زمانی است که تازه میتوانم کنار مسافرم بشینم و با او همکلام شوم و دیگر نگاه بالا به پایین یا من را بدبخت کرده، کنار میرود و من با یک بیمار مواجه میشوم. و مثالی که همیشه برای تازه واردی میزدم این بود که تصور کن از بیمار سرطانی قرار است یک سال مراقبت کنی که عزیزترین فردت است، چه کارش میکنی؟ باید شیمی درمانی شود و تحت مراقبت باشد، حالا لگد میزنی از خانه بیرونش میکنیم یا از زندگیات حذفش میکنی. انتخاب تو چیست. پس میپذیرفتند که او بیمار است و من باید در کنارش قرار بگیرم.
در مثلث درمان، جسم، روان و جهانبینی برای ما در هر سفری که قرار است طی کنیم، خیلی اهمیت دارد. جهانبینی یعنی نوع نگاه من. زمانی اعتیاد درمان میشود که نگاه من درست باشد. مثلا کسی که اعتیاد به تریاک دارد، تصور کنید اگر کف خیابان به جای قیر با تریاک آسفالت شده باشد، فردی که درمان شده است هوس نمیکند که یک تکه از این تریاک را مصرف کند و این میشود همان که آقای مهندس میگویند: در لابراتوار فردی که درمان شده است به خواب رود، بدون اینکه موادی مصرف کند.
خدا را شکر اعتیاد در کنگره به راحتی درمان میشود. اما اگر این سوال برای من به وجود میآید که چرا پس مسافر من خراب میکند و چرا مسافر من سفرش را درست انجام نمیدهد، چند پارامتر را باید در نظر بگیرم. یک اینکه آیا خواست مسافر من هم هست؟ یا فقط خواست من است؟ آیا به آن نقطه رسیده است که میخواهد درمان شود یا خیر؟ ما بچه خودمان را هم از نوجوانی دیگر نمیتوانیم مجبور کنیم که یک سری کارها را انجام دهد؛ ولی من به زور میخواهم یک مرد چهل پنجاه ساله را درمان کنم. پس باید به آن نقطه تفکر برسد. زمانی که به آن نقطه رسید، آیا درست سفر میکنند؟ آیا جهانبینیاش را درست کرده است؟ آیا نوع نگاهش نسبت به مواد تغییر کرده است یا خیر؟ همه اینها در کنار هم آن سفر درست میشود که در نهایت ما را به رهایی میرساند.
رهایی ۳۰ سیدی همسفر رقیه و همسفر فرزانه رهجویان راهنما همسفر رویا
.jpg)
رهایی نیکوتین مسافر نیکوتین همسفر زهرا رهجوی راهنما ویلیام همسفر غزاله

کاندیدهای نگهبانی کارگاه آموزشی خصوصی همسفران
.jpg)
پایان دوره خدمتی نگهبانی همسفر زهره و شروع دوره نگهبانی همسفر فرزانه، انتخاب دبیر اول همسفر حدیث و دبیر دوم همسفر گلاره


مرزبانان کشیک: همسفر فاطمه و مسافر حسین
تایپیست: همسفر حدیث رهجوی راهنما همسفر رویا (لژیون اول)
عکاس: راهنما تازهواردین همسفر معصومه
ویرایش: همسفر هستی رهجوی راهنما همسفر رؤیا (لژیون اول) نگهبان سایت
ارسال: مرزبان خبری همسفر سعیده
همسفران نمایندگی ابوریحان تهران
- تعداد بازدید از این مطلب :
231