مشارکت مکتوب مسافر علی راهنمای لژیون هشتم در باب صورت مسئله اعتیاد
سلام دوستان علی هستم یک مسافر

با تخریب ۱۰ سال وارد کنگره شدم با آنتیکس مصرفی شیره تریاک روش درمان DST داروی درمان شربت اوتی راهنمای محترم ابوالفضل لژیون دوم نمایندگی قوچان رهایی ۳ سال و ۷ ماه آدمی بودم که اگر کسی پهلوی من سیگاری میکشید ناراحت میشدم با هر دود و دمی مخالف بودم از اعتیاد و افراد معتاد نزدیکان خودم ضربه خورده بودم و همیشه از اعتیاد ترس داشتم شرایط کاری برایم پیش آمد که یک آن متوجه شدم که سیم و سنجاق همدم شده ام تلاش کردم و نشد همیشه در زمان مصرف عذاب وجدان داشتم همیشه خودم را سرزنش میکردم ۱۴ فروردین ۱۴۰۰ رفتم شب نشینی در شب نشینی وبرای یکسال جنس تهیه کردم که یک سال جنس خوب مصرف کنم در پای بساط عزیزی از کنگره ۶۰ صحبت کرد و خوبیهای آن را گفت اسم چند نفر از دوستان مشترکمان را آورد که حالشان خوب بود و در کنگره ۶۰ قوچان که تازه شروع به کار کرده بود خدمت میکردند این افراد و شنیدن نامهای آشنا امید و جوانهای در وجود من ایجاد کرد با هم قرار گذاشتیم که صبح جمعه به پارک قوچان برویم همه چیز ابتدا شوخی بود من و صبح جمعه ساعت ۷ جزو محالات بود آن ساعت از خانه بزنم بیرون اما چیزی از درون میجوشید صبح شد آن عزیز تماس گرفت و گفت بیداری قول داده بودم گفتم بله آمد و رفتیم مرد و مردانی را دیدم از جنس نور ابتدای امر خوش آمد . ولی اجازه ندادند در جلسه باشیم سوال کردم جستجو کردم بعضی حرفها به دلم نشست آمدم خانه لحظه شماری میکردم برای هفته بعد روز جمعه باز رفتیم باز هم راه ندادند در جلسه باشیم از آن مرد بزرگ خواهش کردم اگر اجازه میدهید در این کناری بشینم و صحبتهایتان را گوش کنم با اکراه و سردی گفت ایراد ندارد من به درخت تکیه کردم و به صحبتها گوش دادم بر آمده از قلب و آرامبخش بود . هر روز آتش درونم شدیدتر میشد جلسه سوم که رفتیم اجازه دادند با لباس سفید حضور داشته باشم سر از پا نمیشناختم ابتدا فکر میکردم این برخورد سرد از روی بیمهری است اما بعداً فهمیدم که همه از روی مهر و محبت بود میخواست خواسته من برای درمان را متوجه شود مرد با تجربه و دلنشینی بود ابتدای امر سرد و خشن ولی وقتی شروع به صحبت میکرد مهر و محبت امید وارامش و رهایی در کلامش بود در سردی آن روزهای اول بهار قوچان .کلام گرم و امید بخشی داشت و من مشتاق شنیدن این کلام برای هفته بعد سر از پا نمیشناختم از پارک قرار بود برویم زیر سقف مکانی را در نظر گرفته بودند اما باید آماده میشد هنوز وارد لژیون نشده بودم اما تا اسم کنگره و خدمت میآمد سر از پا نمیشناختم هم من و هم دیگر عزیزان انگار خداوند ما را مامور به وظیفه کرده بود که حضور داشته باشیم و ما بدون اختیار حضور داشتیم ساختمان بعد از ۱۰ روز آماده شد من بعد از سه جلسه تازه واردین وارد لژیون شدم و در لژیون دوم شروع به سفر نمودم راهنمایم جنسش از نور بود مردی که همه چیز را تجربه کرده بود و خداوند دستش را گرفته بود تا راهنمای دیگران شود حرفها و تجربهها به دل من مینشست و هر جلسه و هر روز شیفته میشدم مردی که خود و زندگی را وقف کنگره کرده بود .ازاو یاد گرفتم وهمیشه مدیونش هستم به رهایی رسیدم و میخواستم طرحی نو دراندازم و دو روز بعد از رهایی رفتم به کنگره که شیرینی پخش کنم و بیایم دنبال زندگی اما کنگره برای من وظیفهای در نظر گرفته بود با راهنمای مشورت کردم و گفت حتماً این کار را قبول کن قبول کردم و شدم مسئول اوتی هر روز در کنار آن مرد بزرگ آموزش میگرفتم و با خدمت به همنوعم آشنا میشدم هفت ماه خدمت کردم انتخابات مرزبانی شد و باز با راهنمای ی راهنمایم شرکت کردم و به من اعتماد شد رای آوردم و شدم مرزبان چقدر دوران شیرین و پرچالشی بود در هر جلسه با خودم روبرو میشدم و خودم را در قالب رهجو تازه وارد و مسافر میدیدم چقدر شیرین و آموزنده بود دوره مرزبانی در کنار آموزشهای آن مرد بزرگ آقا رحمان عزیز در امتحانات کنگره شرکت کردند و در آزمون راهنمایی قبول شدم مورخ ۴۰۴/۶/۶پیمان بستم با یک سال تاخیر 6.6.1405 اجازه لژیون دریافت کردم و شروع به خدمت نمودم از روزی که وارد کنگره شدم تا همین الان خودم را رهجو دیدم و هر روز در کنار عزیزان و پیشکسوتان آموزش میگیرم و آن را در حد مقدور عملی میکنم حالم خیلی خوب است حال خانواده ام خوب ترو تمام اینها را مدیون کنگره آموزشهای کنگره و نگهبان کنگره ۶۰ هستم که این بستر را فراهم نمود تا نفسی احیا شود امروز به خود میبالم که در کنار عزیزان و پیشکسوتان من هم خدمتگزار ناچیزی هستم و این اجازه خدمت داده شده است تا خدمت کنم. در فضای جامعه اعتیاد یک معضل و یک هنجار محسوب میشود وقتی وارد کنگره می شوید اگر اعتیادرا تبدیل به خدمت بکنی تغییر جایگاه ممکن میشود به شرطی که در مسیر آموزش و صراط مستقیم قدم برداری به سمت ارزشها حرکت کنیم ودرمسیر کنگره باشیم به صورت مسأله اعتیاد پی خواهیم برد . در مسئله اعتیاد جهان بینی ۹۵ درصد قضیه و ۵ درصد آن جسم است باید تغییر نگاه و جهانبینی داشته باشیم تا غلبه کنیم بر اعتیاد باید خدمت کنیم تا در جای دیگر به خدمت گرفته نشویم باید در مسیر ارزشی و صراط مستقیم قدم برداریم تا به بیراهه نرویم باید باشیم و حضور داشته باشیم تا شو شود ممکن شود باید خواسته داشته باشیم. بپذیریم و تسلیم باشیم تسلیم امر الهی باید راهنما داشته باشیم و به قول حافظ شیرازی :
قطع این مرحله بیهمرهی خضر مکن
ظلمات است بترس از خطر گمراهی
آن وقت همه چیز مهیا میشود و صدای پای استاد را خواهی شنید
وسلام ـ علی - خدمتگزار کوچک شما
- تعداد بازدید از این مطلب :
224