English Version
This Site Is Available In English

هدف از این علم، بازگرداندن سیستم‌های طبیعی بدن است

هدف از این علم، بازگرداندن سیستم‌های طبیعی بدن است

جلسه دوم از دور بیست و هفتم سری کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ ویژه مسافران نمایندگی دهخدا با استادی مسافر سعید  ، نگهبانی مسافر امیر و دبیری مسافر رحمان  با دستور جلسه " صورت مسئله اعتیاد" سه‌شنبه 7  مهر ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

 

 

خلاصه سخنان استاد :

درمورد خودم باید بگویم که من قبل از اینکه به کنگره بیایم، بارها مصرف مواد را تجربه کرده بودم. اما مشکل من این بود که هر بار که مصرف می‌کردم، دچار «خماری» می‌شدم؛ من باخماریجسمی و خماری روانی دست و پنجه نرم می‌کردم، اما واقعاً نمی‌دانستم داستان چیست. نمی‌دانستم ریشه‌ی این خماری از کجا می‌آید و حتی نمی‌توانستم ماهیت آن را درک کنم. بعدها فهمیدم که وقتی می‌گویم روان از جهان‌بینی جدا است، یعنی موضوع اصلی در همین‌جا نهفته است.

مشکل من این بود که به واسطه‌ی کارهایی که انجام می‌دادم، هیچ «علم زندگی» و «دانش کاری» نداشتم. برای اینکه بتوانم کارهای روزمره‌ام را انجام دهم، به دنبال راهی می‌گشتم؛ گاهی از قرص استفاده می‌کردم، گاهی الکل می‌خوردم یا حشیش می‌کشیدم تا ذهنم باز شود و بتوانم کار کنم. اما این راه درست نبود. مثل این است که بخواهید از یک نقطه به تهران بروید و با سرعت زیاد رانندگی کنید، اما در واقع مسیر شما پله به پله و مرحله به مرحله باید طی شود.


من این نکته را در کنگره فهمیدم؛ اینکه اولین قدم من، فهمیدن این موضوع بود که «اینجا کجاست؟». با درک این موضوع که جایگاه من کجاست، فهمیدم که این دانش می‌تواند من را از چرخه‌های قدیمی نجات دهد. فراتر از آن، با علمِ موجود در کنگره آشنا شدم؛ علمی که به ما می‌گوید انسان چیست، برای چه آمده و داستان اصلی چیست. من به این باور رسیدم و در این راه قدم گذاشتم.
من فکر می‌کنم سفر اول من بسیار طولانی بود. اگرچه زمان مشخصی داشت، اما از نظر من انگار راه بسیار درازی بود تا به حقیقت برسم. در طول این مسیر، هر کسی آدرسی به من می‌داد، من آن را دنبال می‌کردم. در واقع، مواد مخدر ما را به دنیایی می‌بردند که در آن، انسان از خود و از واقعیت غافل می‌شد؛ در واقع ما در آن لحظات، در یک «جهان ذهنی» هستیم، اما حقیقت زندگی در «زمین» و در واقعیت است. زندگی یعنی اینجا بودن و در زمین بودن.حتی در جایگاه‌های خدمتی هم همین‌طور بود. من یاد گرفتم که برای داشتنِ خدماتی با کیفیت، باید روی خودت کار کنی؛باید پوستت کنده شود. خوشحالم که توانستم در این کنگره بمانم. من دو ماه دور بودم تا تجربه‌ای کسب کنم، اما فهمیدم که هر چیزی که اینجا می‌خواهی، به راحتی به دست نمی‌آید. من چیزهای زیادی را از دست داده‌ام، اما در عوض، چیزهای بسیار بهتری را به دست آورده‌ام؛ از جمله سلامت جسم و آرامش.
به نظر من، پله‌ی اول در کنگره، و به‌ویژه برای کسانی که در سفر اول هستند، بسیار حیاتی است. اگر در همان ابتدا، با استفاده از این متد و داروهای ارائه شده توسط آقای مهندس، سلامت جسمشان تأمین شود، تمام مسیر زندگی برایشان باز می‌شود. من تا جایی که توانستم رسیدم، اما هنوز راه درازی در پیش است تا تجربیات بیشتری کسب کنم.
از راهنماهای محترم و دوستان عزیزم که بسیار به من کمک کردند، سپاسگزارم. من در برخی از مراحل زندگی سختی‌هایی کشیدم و چیزهایی را از دست دادم، اما این تجربیات باعث شد که با تمام وجود به این مسیر ادامه دهم. من به عنوان یک کنگره‌ای، بسیار سپاسگزارم.
در پایان، می‌خواهم دوباره بر این نکته تأکید کنم: هدف از این علم، بازگرداندن سیستم‌های طبیعی بدن است. همان سیستم‌هایی که انسان را از حالتِ مصرف‌کننده خارج کرده و به سمت سلامت هدایت می‌کنند. از اینکه به صحبت‌های من توجه کردید، متشکرم.

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...