سلام دوستان، فرزاد هستم، یک مسافر،
خدایا، همانگونه که چشمهایم را از خواب بیدار کردی، روحم را نیز از غفلت بیدار کن و همانگونه که جهان را به نور صبح منور گرداندی، زندگیام را به نور هدایت منور گردان.
قدرت مطلق الله را شاکرم که به واسطه جناب مهندس حسین دژاکام، این مرد با روح بلند و ملکوتی که در وجود محترمشان نهادینه شده است، توانستم صراط مستقیم را درک کنم و با دانایی، آگاهیها و آموزشهای این انسان باکرامت که توسط راهنمای عزیزم، آقا حامد، به من تفهیم شد، جسم، روان، دیدگاه و جهانبینی اینجانب بهگونهای تغییر کرد که گویی دوباره متولد شدم و رهسپار وادیای شدم که جز خیر، نیکی، محبت و مهر، چیز دیگری در این ظرف خالی و تشنه جایی ندارد.
من قبل از اینکه اذن ورود به کنگره برایم صادر شود، تصور میکردم همهچیز برایم به اتمام رسیده است و فکر میکردم تمامی هستی و جهان درون و جهان بیرون دست به دست هم دادهاند تا فرزاد را به نابودی محض برسانند، غافل از اینکه خود من باعث این همه تخریب، ناامیدی، بیهدفی و پوچی بودم و با بیتفکری که پیشه کرده بودم، مسیر زندگی خودم، خانوادهام و حتی میشود گفت تمامی کسانی را که با من در ارتباط بودند، مختل و رو به نابودی برده بودم.
با ورود به کنگره، این دانشگاه عظیم انسانسازی از لحاظ تفکر، بینش و ... به فرزاد تفهیم کرد که در زندگی زمانهایی فرا میرسد که تصور میکنی همهچیز به پایان رسیده است، درحالیکه آن زمان نقطه آغاز است و به من فهماند که اشتباهات را خودم به وجود آوردهام، پس تنها کسی که میتواند با صبوری و آرامی این مشکلات را از میان بردارد، شخص فرزاد است و نه هیچکس دیگر.
دانشگاه عظیم کنگره به من فهماند که در ابتدا باید عاشق خودم باشم، چطور میشود انسانی خودش را دوست نداشته باشد، ولی به انسانهای دیگر عشق بورزد، طبیعت را، آسمان را، ماه و خورشید را و کائنات را دوست داشته باشد؟
حال برای به دست آوردن این همه خیر، نیکی، عشق، مهر و محبت و خصوصاً برای قرار گرفتن در صراط مستقیم، راهی که تمامی چیزهایی را که نام بردم در دل خودش نهفته دارد، فقط و فقط کافی است من بخواهم و خواسته هدفمند داشته باشم.
این حرکت مستلزم داشتن مربی، استاد و راهنمای فهیمی است که توسط دانش، آگاهی و دانایی ایشان بتوانم با صبر و حوصله به این امر مهم دست پیدا کنم، هر انسانی به یک نفر احتیاج دارد که برایش مثل بقیه نباشد، وگرنه دنیا پر از بقیههاست.
دانشگاه کنگره به من فهماند که در ابتدای امر باید بیماری اعتیاد خودم را درمان نمایم و به دنبال مقصر نگردم، برای رسیدن به حال خوب باید از لذتهای زودگذر و پوشالی فاصله بگیرم، صبور باشم و به قدرت مطلق الله توکل کنم، حتماً موانع زندگی حکمتی دارد.
راهنمای محترمم به من آموزش داد که برای رهایی از بندهای مختلفی که به دست و پای من است، سه مؤلفه نیاز است؛ یکی ترمیم جسم خودم، دیگری آرامش دادن به روان خودم و دیگری جستوجو نمودن و کاربردی کردن جهانبینی خود که مثلث درمان را تشکیل میدهند.
اگر قرار باشد به حال خوب، آسایش، آرامش و پیشرفت در زندگی، چه از نظر معنوی و چه روانی و حتی مادی برسم، باید مثلث درمان را فرا بگیرم و آن را در زندگی خودم کاربردی نمایم.
چرا که من روش درمان این همه تاریکی، ظلمت و تخریبی را که برای خودم به وجود آورده بودم، نمیدانستم و تصور میکردم با چند روز مصرف نکردن مخدر و عذابی که این روش به دنبال داشت، یعنی سقوط آزاد، خودم را درمان میکنم، ولی غافل از اینکه خودم را وحشتناک به نابودی سوق میدادم.
با روشی که مهندس دژاکام عزیز ابداع کردند، منظورم متد DST با داروی اپیوم تینکچر و در مدت ده ماه و هفت روز، توانستم، البته تأکید میکنم با لطف راهنما و استاد عزیزم، پهلوان آقا حامد، به درمان برسم.
امروز روز چهارم است که گل رهایی را از دستان پر از مهر و محبت جناب مهندس حسین دژاکام در پارک طالقانی تهران دریافت نمودم، انشاءالله خیر و برکت این عمل عظیم به خودشان و خانواده محترمشان برگردد و سالیان سال سایه پرمهرشان بر سر تمامی اعضای کنگره ۶۰ مستدام باشد.
مهندس دژاکام عزیز به من یاد داد:
اگر همهجا تاریک بود، دوباره بنگر، شاید نور خود تو باشی.
در نهایت، باز خداوند مهربان را شاکرم که اذن ورود به کنگره۶۰ را برای من صادر نمودند و با خانواده بزرگ کنگره۶۰ همنشینم نمودند.
نیز در رأس، از جناب مهندس دژاکام کمال تشکر و قدردانی را دارم که بستری به این وسعت و پهناور را به وجود آوردند تا من تعادل پیدا کنم و به حال خوش برسم.
از راهنما و استاد بزرگوارم، پهلوان حامد، ممنونم که با آموزشهای کاربردی خودشان، من طعم رهایی از مخدر را چشیدم.
همچنین از ایجنت شعبه پروین اعتصامی اراک، آقا حبیب، مرزبانهای محترم و تمامی خدمتگزاران، از جمله واحد OT، نشریات، سایت و تمامی راهنمایان، همسفران و مسافرانی که به من پیام تبریک گفتند، تشکر و قدردانی میکنم.
امیدوارم بتوانم با خدمت کردن، بخش کوچکی از این همه لطف و مهربانی را جبران نمایم.
دل نوشته از مسافر فرزاد رهجو راهنمای محترم پهلوان حامد لژیون سوم
عکس؛ مسافر معین
تنظیم؛ مسافر علی
مسافران وهمسفران شعبه پرویناعتصامی
- تعداد بازدید از این مطلب :
37