English Version
This Site Is Available In English

صفات الهی در وجود تک‌تک انسان‌ها قرار دارد

صفات الهی در وجود تک‌تک انسان‌ها قرار دارد

جلسه اول از دوره ششم جلسات لژیون سردار همسفران کنگره۶۰ نمایندگی جواد به استادی دنور راهنما همسفر حمیده، نگهبانی راهنما همسفر آرزو و دبیری همسفر طاهره با دستور جلسه « صورت مسئله اعتیاد » روز یک‌شنبه ۵ مهر ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۵:۴۵ برگزار شد.

خلاصه سخنان استاد:

زمانی که در یک جایگاهی خدمت می‌کنیم مسئولیتی بر دوش ما قرار دارد که در کنار آن حس و حال‌ خاصی را تجربه می‌کنیم؛ اما زمانی که تحویل آن جایگاه فرا می‌رسد، برای لحظه‌ای احساس سبکی و آرامش می‌کنیم گویی باری از دوش ما برداشته شده است. حال درونی من آشفته نیست؛ چون این تغییر جایگاه حس متفاوتی با خود به همراه دارد.

دستور جلسه امروز «صورت مسئله اعتیاد» است. هنگامی که از مسئله سخن می‌گوییم، در واقع با یک سؤال روبه‌رو هستیم. ریشه هر مسئله در وجود یک مجهول است؛ یعنی در یک جمله مجهولاتی وجود دارد که علامت سؤالی در برابر آن قرار می‌گیرد. برای حل مسئله نیز باید مسیر و روش مناسب آن را پیدا کنیم و به تدریج پیش برویم.

این موضوع در تمام سطوح زندگی ما وجود دارد. در زندگی با مسائل و مشکلات مختلفی روبه‌رو می‌شویم که باید در برابر آن‌ها علامت سؤال قرار دهیم و تلاش کنیم آن‌ها را از مسیر صحیح خود حل کنیم؛ نه اینکه به‌جای حل مسئله، از کنار آن عبور کنیم و صورت واقعی آن را نادیده بگیریم. صورت مسئله اعتیاد نیز بر همین اساس شکل گرفت.

از دیدگاه من سؤال اصلی این بود آیا اعتیاد درمان دارد؟ در این مسئله مجهولاتی وجود داشت که بخش‌های ناشناخته‌ای از آن را تشکیل می‌داد. در آن زمان جامعه پزشکی و حتی بسیاری از افراد در سراسر جهان پاسخ مثبتی برای این سؤال نداشتند. تا آن زمان کسی نتوانسته بود مسئله اعتیاد را به‌ صورت اصولی حل کند و بیشتر روش‌های موجود صرفاً جنبه نگهدارنده دارد؛ یعنی مصرف مواد کنترل می‌شود؛ اما به درمان قطعی و ریشه‌ای اعتیاد منجر نمی‌شود.

همه ما می‌دانیم که مهندس حسین دژاکام مصرف‌کننده مواد مخدر بودند. ایشان سال‌ها روش‌های مختلفی را برای رهایی از اعتیاد تجربه کردند؛ اما موفق به رسیدن به درمان نشدند. در فایل صوتی «توازن» می‌فرمایند: که ما طبق فرمان جرقه‌ای را در انسان ایجاد می‌کنیم. این جرقه در ذهن ایشان نیز ایجاد و بار دیگر برای رهایی از اعتیاد حرکت خود را آغاز کردند و مسیر دیگری را در پیش گرفتند.

پس از طی این مسیر حدود ده ماه زمان سپری شد تا به نتیجه رسیدند و در تاریخ ۷۶/۹/۱۵ به درمان دست یافتند. مهندس حسین دژاکام از آن روز به‌عنوان روز احیای خود و تولد دوباره یاد می‌کنند. به همین دلیل پانزدهم آذرماه برای ایشان معنای تولدی دوباره دارد.

به نظر من ایشان به دلیل داشتن نگاه مهندسی و روحیه تحقیق و پژوهش، مسئله اعتیاد را نیز با همین رویکرد مورد بررسی قرار دادند. نگاه خود را نسبت به اعتیاد تغییر دادند و تحقیق و بررسی درباره این مسئله را آغاز کردند. در جریان این تحقیقات توانستند صورت مسئله اعتیاد را بشکافند، ابعاد ناشناخته آن را کشف و به عمق این مسئله دست یابند. همین شناخت زمینه رهایی خود ایشان از بند اعتیاد را فراهم کرد و پس از آن این مسیر را برای کمک به دیگر انسان‌ها نیز ادامه دادند.

ایشان این روش را بر روی افراد دیگری نیز به کار گرفتند و مشاهده کردند که این مسیر می‌تواند به نتیجه مطلوب منجر شود. یکی از یافته‌های مهم ایشان این بود که انسان تنها دارای صور آشکار نیست؛ بلکه صور پنهان نیز دارد. در روش‌های گذشته توجه چندانی به صور پنهان نمی‌شد. مواد را از فرد مصرف‌کننده می‌گرفتند و هنگامی که علائم خماری او برطرف می‌شد، تصور می‌کردند اعتیاد پایان یافته است؛ در حالی که به صور پنهان، روان، جهان‌بینی و آسیب‌هایی که در این بخش‌ها ایجاد شده بود توجهی نمی‌شد.

در جریان ترک‌های نامناسب و غیراصولی، شوک‌های مخربی به فرد وارد می‌شود که ممکن است آثار آن تا سال‌ها باقی بماند و حتی در مواردی جبران آن بسیار دشوار باشد. همان‌گونه که مهندس حسین دژاکام به این نتیجه رسیدند که از زمان آغاز مصرف مواد و شکل‌گیری اعتیاد، حدود ده ماه تا یک سال زمان لازم است، برای بازگشت و طی کردن مسیر درمان نیز باید همین مدت زمان در نظر گرفته شود تا فرد بتواند به‌تدریج به تعادل برسد و درمان شود.

در اینجا عاملی که باید برای حل مسئله شناسایی می‌شد سیستم ایکس بود؛ سیستمی که در اثر مصرف مواد مخدر دچار اختلال و از تعادل خارج می‌شود. این سیستم تمام وجود انسان را دربرمی‌گیرد، در رفتار، کردار، گفتار و بسیاری از جنبه‌های زندگی تأثیر می‌گذارد. هنگامی که سیستم ایکس به‌درستی فعالیت کند، اجزای مختلف وجود انسان در وضعیت تعادل قرار می‌گیرند؛ اما اگر عملکرد این سیستم دچار اختلال شود و از تعادل خارج گردد، ممکن است انسان نیز از حالت طبیعی خود فاصله بگیرد و با مشکلات و چالش‌های مختلفی روبه‌رو شود.

این سیستم باید در طول همان دوره ده ماه تا یک سال به‌ تدریج بازسازی و به تعادل بازگردانده شود. من نیز سؤال خود را تغییر دادم؛ به جای اینکه تنها بپرسم: آیا اعتیاد درمان‌پذیر است؟ این پرسش برایم شکل گرفت که آیا اعتیاد از طریق بازسازی سیستم ایکس می‌تواند به درمان و بهبودی برسد؟ در اینجا بود که پاسخی روشن و امیدبخش برای این پرسش یافتم؛ پاسخی که نشان می‌داد مفهوم سیستم ایکس تنها به فرد مصرف‌کننده مواد مخدر محدود نمی‌شود.

این مسئله می‌تواند در شناخت و بازسازی بسیاری از حالات و تعادل‌های درونی انسان نیز مورد توجه قرار گیرد. این موضوع حتی برای افرادی که سابقه اعتیاد ندارند نیز می‌تواند معنا داشته باشد. گاهی افرادی را می‌بینیم که از نظر خلق‌وخو در وضعیت طبیعی و متعادل قرار ندارند. این وضعیت می‌تواند با عملکرد نامناسب سیستم‌های تنظیم‌کننده بدن، کاهش یا اختلال در تولید مواد شبه‌افیونی طبیعی بدن ارتباط داشته باشد.

همسفران نیز از این موضوع خارج از قاعده نيستند. هنگامی که یک همسفر وارد کنگره۶۰ می‌شود؛ ممکن است افکار مخرب و منفی، نگرانی‌ها و فشارهای روحی که در طول سال‌ها تجربه کرده است، بر سیستم‌های درونی او تأثیر گذاشته و تعادل آن را برهم زده باشد؛ بنابراین برای همسفر نیز لازم است در کنار آموزش و تغییر نگرش، فرصت بازسازی و رسیدن به تعادل را فراهم کند. 

در مورد زنانی که زایمان می‌کنند، اصطلاح افسردگی پس از زایمان به کار می‌رود؛ در حالی که از نظر من این حالت می‌تواند ناشی از قرار گرفتن سیستم بدن در شرایطی متفاوت و تلاش آن برای بازگشت به وضعیت طبیعی باشد. فرد مدتی در شرایط خاصی قرار داشته و پس از آن سیستم جسمی او در حال بازسازی و بازگشت به تعادل است. در واقع بسیاری از این مسائل می‌تواند به سیستم‌های جسمی انسان مرتبط باشد که نیازمند بازسازی و بازگشت به شرایط طبیعی هستند.

به همین دلیل باید سپاسگزار مهندس حسین دژاکام باشیم که با کشف صورت مسئله اعتیاد و ارائه روش DST نه‌ تنها راه درمان اعتیاد را روشن کردند؛ بلکه به انسان‌های بسیاری کمک کردند تا در مسیر رهایی از مشکلات و بیماری‌های خود گام بردارند. من از دوران کودکی همواره ترسی در وجود خود احساس می‌کردم. شاید در آن زمان چندان به مسئله اعتیاد فکر نمی‌کردم؛ اما هرگاه می‌شنیدم فردی به بیماری سرطان مبتلا شده است، با خود می‌گفتم که دیگر بهبود پیدا نخواهد کرد.

همواره این پرسش در ذهنم وجود داشت که آیا روزی راهی برای درمان بیماری‌هایی مانند اعتیاد، سرطان و صرع پیدا خواهد شد و آیا کسی خواهد آمد که بتواند برای این بیماری‌ها راه درمانی مؤثر ارائه کند؟ این نگرانی و دغدغه مدت‌ها ذهنم را درگیر کرده بود تا اینکه وارد کنگره۶۰ شدم.

خداوند را بسیار شکرگزارم که در دوره‌ای از زندگی قرار گرفته‌ام که حضور ارزشمند شخصی همچون مهندس حسین دژاکام مسیر تازه‌ای را پیش روی انسان‌ها گشوده است. این موضوع مرا به یاد مفهوم عمیق وادی دوم می‌اندازد که بیان می‌کند: هر انسانی که بر روی کره زمین خلق شده است، مأموریت و رسالتی بر عهده اوست. به نظر من مأموریت و رسالت مهندس حسین دژاکام این بوده است که راه درمان اعتیاد و بسیاری از مشکلاتی را که تا آن زمان درمان‌ آن‌ها امکان‌پذیر نبود، کشف کنند و در اختیار انسان‌ها قرار بدهند.

اگر در مورد لژیون سردار بخواهم بگویم، زمانی که برای نخستین‌بار وارد کنگره۶۰ شدم، همواره این سؤال در ذهنم بود که لژیون سردار چیست و چه جایگاهی دارد؟ هرگاه به اعضای لژیون سردار نگاه می‌کردم، آرامش خاصی در آن جمع می‌دیدم. پیش از آنکه به لژیون سردار بپیوندم، از بیرون به آن نگاه می‌کردم و همواره برایم این سؤال مطرح بود که اعضای این لژیون درباره چه موضوعاتی با یکدیگر گفت‌وگو می‌کنند؟ این کنجکاوی در ذهنم باقی مانده بود تا زمانی که وارد لژیون سردار شدم و از نزدیک با فضا و آموزش‌های آن آشنا شدم.

پس از ورود با جمعی از انسان‌ها روبه‌رو شدم که سرشار از عشق و محبت بودند. با خود می‌گفتم چه انسان‌هایی در اینجا گرد هم آمده‌اند! انسان‌هایی که گویی همان رسالت و مأموریت را بر دوش دارند و در این لژیون گرد هم آمده‌اند تا بتوانند راهی برای دیگر انسان‌ها بگشایند. دکتر امین دژاکام در فایل صوتی «قلب» درباره سرزمین ظلمات و چشمه حیات صحبت می‌کنند. من پیش از ورود به لژیون سردار و حتی پیش از ورود به کنگره۶۰ در همان سرزمین ظلمات و جهان تاریکی‌ها قرار داشتم.

 تمایلی برای کمک به دیگران  نداشتم و اگر کاری نیز انجام می‌دادم، بیشتر با این نگاه بود که چیزی در مقابل به خودم بازگردد. همواره خودم را در اولویت قرار می‌دادم؛ اما با ورود به لژیون سردار نگاه من نسبت به بسیاری از مسائل تغییر کرد. به نظر من حضور در لژیون سردار از دو جهت می‌تواند به انسان کمک کند تا نگاهی دوباره به خود داشته باشد.

نخست اینکه بررسی کنیم در گذشته کجا قرار داشتیم و امروز به چه جایگاهی رسیده‌ایم. من همسفر کجا بودم و چه می‌کردم؟ آن روزها چه حال و شرایطی داشتم و امروز در چه جایگاهی قرار گرفته‌ام؟ این موضوع به من یادآوری می‌کند که هرگز سرزمینی را که از آن عبور کرده‌ام و جهانی را که در آن قرار داشتم فراموش نکنم؛ اکنون که شرایط من بهتر شده و به آرامش بیشتری رسیده‌ام لازم است به فکر دیگران نیز باشم؛ زیرا انسان‌های دیگری هستند که باید مسیر را برای آنان نیز هموار کنیم.

اگر چراغی برای من روشن شده است، وظیفه من است که به سهم خود آن چراغ را روشن نگه دارم. شاید نتوانم به‌طور کامل این کار را انجام دهم، اما می‌توانم به اندازه توان و سهم خود در این مسیر مؤثر باشم. در مرحله دوم این سؤال مطرح می‌شود که چرا باید عضو لژیون سردار باشم؟ در آموزه‌ها بیان می‌شود که خداوند از روح خود در وجود هر انسان دمیده است؛ یعنی صفات الهی در وجود تک‌تک انسان‌ها قرار دارد. بخشندگی، محبت و بسیاری از صفات نیک در وجود من نیز وجود دارد؛ اما قرار گرفتن در لژیون سردار به این معناست که نباید مانند آبی باشم که در برکه‌ای راکد باقی می‌ماند و به‌ تدریج به باتلاق تبدیل می‌شود.

باید حرکت کنم تا با استفاده از آموزش‌هایی که دریافت کرده‌ام و دانشی که به دست آورده‌ام، بتوانم صفاتی را که در وجودم نهفته است، بیدار و شکوفا کنم. این بیداری تنها با سکون یا گفتار اتفاق نمی‌افتد؛ بلکه نیازمند حرکت و عمل است. لژیون سردار این فرصت را در اختیار من قرار می‌دهد که حرکت را آغاز کنم تا صفاتی همچون بخشندگی، مهربانی، محبت و دوست داشتن در وجودم روزبه‌روز پررنگ‌تر و نیرومندتر شوند.

موضوع دیگری که می‌خواهم در ادامه به آن اشاره کنم، مربوط به سی‌دی «باتلاق» استاد امین است. ایشان انسان‌ها را به سه دسته تقسیم می‌کنند. دسته نخست، انسان‌هایی هستند که همه چیز را برای خود می‌خواهند و همواره تنها به منافع و خواسته‌های خود می‌اندیشند. دسته دوم انسان‌هایی هستند که تلاش می‌کنند و برای رسیدن به اهداف خود قدم برمی‌دارند؛ اما در مسیر زندگی از انرژی و توان دیگران نیز بهره می‌گیرند؛ به عبارتی بخشی از انرژی دیگران را دریافت می‌کنند.

دسته سوم را می‌توان به دو گروه تقسیم کرد. گروه اول افرادی هستند که از داشته‌های مازاد خود می‌بخشند که این عمل را بخشش می‌نامیم. گروه دوم کسانی هستند که شاید خودشان نیز نیاز داشته باشند؛ اما با وجود نیاز بخشی از خواسته‌های خود می‌گذرند و برای دیگران بخشندگی می‌کنند. پهلوانان و دنورهایی که در جلسات لژیون سردار تهران و همچنین اعضای لژیون سردار، در همین گروه قرار می‌گیرند. شاید خودشان نیز نیازهایی داشته باشند؛ اما با چشم‌پوشی از بخشی خواسته‌های خود می‌بخشند تا دیگران نیز بتوانند از این بخشش بهره‌مند شوند و به آرامش برسند.

امیدوارم من نیز بتوانم در زمره همین افراد قرار بگیرم؛ همچنان در لژیون سردار حضور داشته باشم و خدمتگزار شایسته‌ای برای کنگره۶۰ باشم.

در ابتدای جلسه راهنما همسفر آرزو نگهبان دوره ششم از راهنما همسفر حمیده نگهبان دوره پنجم و همسفر طاهره دبیر دوره جدید از همسفر سیما دبیر دوره قبل و خزانه دار لژیون سردار همسفر نیره از همسفر زینب خزانه‌دار دوره قبل با اهدای پاکت قدردانی به عمل آوردند.

تایپیست: راهنمای تازه‌واردین همسفر مهدیه (عضو لژیون سردار)
رابط خبری: راهنما همسفر هما (عضو لژیون سردار)
عکاس: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر امیره (لژیون هشتم)
ارسال: همسفر نیره رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون پنجم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی جواد گلپایگان

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...