کلام در دهان جاری میشود و حقیقت نمایان و عدالت جاری، آن کس که میبیند و میشنود، انسان باشد، میتواند با شعر و بلد، ما آشنا شود و در پی کشف حقیقت درآید. روزهایی بود که اصلاً به رهایی مسافرم از بند تاریکیها و اعتیاد امیدی نداشتم، مسافرم چندین بار اقدام به ترک سقوط آزاد کرده بود، همیشه یک یا دو ماه دوام داشت و هر بار مصرف او بیشتر میشد. هر بار که ترک میکرد، ناامیدتر میشدیم تا اینکه روزی در اوج ناامیدی، نوری از روزنهی کوچکی وارد زندگی ما شد و مسافرم با ذوق گفت: یک جایی را برای درمان به من معرفی کردند که خیلی امید گرفتهام. اما من که باور نداشتم. چند جلسه اول که مسافرم به نمایندگی عمان سامانی رفت، زمانی که برمیگشت، از جلسات و حس و حال آنجا و نظم و انضباط مسافران و همسفران تعریف میکرد. از من خواست که به آنجا بروم، ولی من با خود میگفت: مگر من مواد مصرف کردهام که حالا بروم و آموزش بگیرم؟ سه ماه گذشت و من کمکم تغییرات را در مسافرم میدیدم و همین باعث شد من هم به کنگره بروم.
در اولین جلسه از فضای صمیمی کنگره۶۰ خوشم آمد و با خود گفتم: چقدر مهربان و با محبت هستند. از آن روز به بعد شروع به آموزش گرفتن کردم و آنجا بود که بعد از چند جلسه حضورم در کنگره، متوجه شدم دلیل برگشت مسافرم، ندانستن صورت مسئله اعتیاد بود. همه اعضای کنگره۶۰ با صورتمسئله اعتیاد آشنا هستند؛ ولی به طور کلی برای پرداختن به هر مسئلهای باید یک صورتمسئله داشته باشیم، برای حل آن صورت مسئله، راهحل ارائه دهیم. انسان بهگونهای آفریده شده است که برای هر کاری باید برنامهریزی کند و راهحل آن را ارائه دهد. بدون ارائهی راهحل، ما به هیچ نتیجهای نخواهیم رسید، حتی در بیماری هم به همین شکل است، زمانیکه شخصی بیمار است و برای درمان به پزشک مراجعه میکند، اولین چیزی که مشخص میشود، صورت مسئله است؛ به این شکل که بیماری شما چه میباشد و بعد بر مبنای آن به ما راهحل میدهند. هر نوع بیماری وضعیت را مشخص میکند که مشکل فرد چیست و چه درمانی را باید پیش گیرد.
در زمینهی اعتیاد هم همینگونه است. چند سوال از خودمان باید بپرسیم، اعتیاد چیست؟ سیستم ایکس چیست؟آنتیایکس چیست؟ میزان تخریب و همینطور مبدأ، مقصد و هدف بایستی مشخص باشد، آقای مهندس حسین دژاکام در سال ۱۳۷۸ مقالهی صورت مسئلهی اعتیاد را در اولین کنگره پزشکی و راهکارهای درمان اعتیاد ارائه داد و آن زمان هنوز کنگره۶۰ تأسیس نشده بود. صورتمسئله اعتیاد به کلی مجهول بود؛ حتی برای بعضی از افراد و قشرها هنوز مجهول است. زمانی که گفته میشود اعتیاد بیماری مرموز است، یعنی مجهول است. زیباترین چیزی که از صورتمسئله اعتیاد آموختهام این است که هیچ تغییری یکشبه اتفاق نمیافتد، همانطور که تخریب جسم، روان و جهانبینی به مرور زمان شکل گرفته، بازسازی این سه پارامتر به زمان، نظم و آموزش نیاز دارد.
در کنگره۶۰ یاد گرفتم که درمان فقط به اعتیاد موادمخدر محدود نمیشود، بلکه برای هر تغییری باید صورتمسئله را بشناسیم و با آموزش و برنامهریزی حرکت کنیم. حتی در مورد چاقی نیز اگر صورتمسئله را درست بشناسیم، میتوانیم با روش صحیح و بهتدریج به تعادل برسیم و به جای رژیمهای سخت و کوتاهمدت، تغییرات پایدار ایجاد کنیم. درمان سیگار هم برای من جالب بود؛ زیرا فهمیدم ترک کردن با زور و فشار و ارادهی تنها، با درمان اصولی تفاوت زیادی دارد. در کنگره۶۰ یاد میگیریم که برای هر درمانی باید زمان لازم را در نظر بگیریم و با نظم، آموزش و حرکت درست، به تعادل برسیم. امروز میدانم همانطور که اعتیاد یکشبه به وجود نیامده، درمان و بازسازی هم یکشبه اتفاق نمیافتد. باید صبر داشته باشیم، آموزش ببینیم و قدمبهقدم حرکت کنیم. این نگاه باعث شد امیدی را که روزی در زندگیمان کمرنگ شده بود، دوباره پیدا کنیم.
نویسنده: راهنما همسفر معصومه
رابط خبری: همسفر هایده رهجوی راهنما همسفر زینب (لژیون چهارم)
ویرایش و ارسال: همسفر ندا نگهبان سایت
همسفران نمایندگی گوجان
- تعداد بازدید از این مطلب :
112