امروز جلسه سوم از دوره دوم سری کارگاههای آموزشی خصوصی نمایندگی حسنآباد با استادی راهنما مسافر محمد، نگهبانی مسافر مهدی و دبیری مسافر مجید با دستور جلسه «صورت مسئله اعتیاد» در تاریخ دوشنبه ۶ مهر ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

سخنان استاد:
سلام دوستان محمد هستم مسافر. پیش از هر چیز خدا را شکر میکنم که بار دیگر این فرصت نصیب من شد تا در این جایگاه قرار بگیرم، روی این صندلی بنشینم و از آموزشهای شما عزیزان بهره ببرم. از نگهبان جلسه تشکر میکنم که این فرصت را در اختیار من قرار داد و به دبیر محترم جلسه خدا قوت میگویم. همچنین از ایجنت محترم تشکر میکنم که اجازه دادند امروز در خدمت شما باشم. میخواهم به همه عزیزان این شعبه تبریک بگویم. از زمانی که وارد شعبه شدم، حس بسیار خوبی داشتم و فضای شعبه برای من بسیار دلنشین بود. از صمیم قلب آرزو میکنم سال آینده در چنین روزی، تعداد زیادی سفر دومی در این شعبه داشته باشید و در کنار شما بنشینم، در جلسات شرکت کنم و از دیدن حال خوبتان لذت ببرم. امیدوارم این شعبه روزبهروز به جایگاه خوبی برسد و مطمئن هستم با تلاش شما عزیزان، همین اتفاق خواهد افتاد. در مورد دستور جلسه "صورت مسئله اعتیاد" سعی میکنم کوتاه صحبت کنم و تنها به نکاتی که برای خودم آموزنده بوده است اشاره کنم.
اگر بخواهم خیلی ساده به موضوع نگاه کنم، وقتی یک ماشین خراب میشود، آن را به تعمیرگاه میبریم و اولین کاری که تعمیرکار انجام میدهد، تشخیص مشکل است. اگر ایراد اصلی بهدرستی تشخیص داده نشود، هرچقدر هم برای تعمیر ماشین تلاش کنیم، نتیجهای نخواهیم گرفت. خود من زمانی ماشینی داشتم که ایراد بسیار کوچکی پیدا کرده بود. شاید حدود شش یا هشت ماه، ماشین را به تعمیرگاهها و باتریسازیهای مختلف میبردم، اما کسی متوجه ایراد اصلی نمیشد. مشکل بسیار جزئی بود و حتی زمانی که دستم به قسمت خاصی از ماشین میخورد، ماشین درست کار میکرد، اما چون صورت مسئله و محل واقعی ایراد تشخیص داده نشده بود، مشکل همچنان باقی میماند. در مورد اعتیاد نیز همین مسئله وجود دارد. آیا اعتیاد صرفاً مصرف مواد است؟ آیا با قطع ناگهانی مصرف یا سمزدایی، مشکل اعتیاد حل میشود؟ اگر قرار بود اینگونه باشد، هرکسی که مصرف مواد را بهصورت ناگهانی قطع میکرد یا سمزدایی انجام میداد، باید بهطور کامل درمان میشد، در حالی که تجربه بسیاری از ما چیز دیگری را نشان میدهد.
پس از قطع مصرف، مشکلاتی مانند بیخوابی، افسردگی و مسائل مختلف جسمی و روانی به وجود میآید که در گذشته علت اصلی آنها را نمیدانستیم. خود من در ابتدای ورود به کنگره تصور میکردم اگر کسی دچار افسردگی میشود، حتماً ریشه مشکل او کاملاً روانی است. اما با آموزشهایی که در کنگره گرفتم، متوجه شدم اگرچه افسردگی میتواند ریشههای روانی داشته باشد، اما در فرد مصرفکننده، جسم نیز دچار مشکل شده است. ما با مصرف مواد مخدر، تعادل طبیعی میان جسم و روان را از بین بردهایم. برای درک بهتر این موضوع، میتوانیم بدن انسان را به یک کارخانه تشبیه کنیم. کارخانهای را در نظر بگیرید که محصول مشخصی تولید میکند. اگر ما بدون توجه به میزان تولید کارخانه، مرتب همان محصول را از خارج وارد کنیم، عرضه بیش از تقاضا میشود. در این شرایط کارخانه برای حفظ تعادل بازار، ناچار میشود تولید خود را کاهش دهد. اگر این واردات بیرویه ادامه پیدا کند، تولید کارخانه آنقدر کاهش پیدا میکند که در نهایت کارخانه از کار میافتد. اتفاقی که در اثر مصرف مواد در بدن رخ میدهد نیز شبیه همین است.
در بدن ما غدد درونریز وظایف مختلفی دارند و موادی را تولید میکنند که برای عملکرد طبیعی جسم ضروری هستند. زمانی که مواد خارجی بهصورت مداوم وارد بدن میشوند، بدن برای ایجاد تعادل، تولید طبیعی مواد مورد نیاز خود را کاهش میدهد؛ یعنی وقتی مادهای از بیرون وارد بدن میشود و سطح آن را بالا میبرد، سیستم بدن برای حفظ تعادل، تولید طبیعی همان مواد یا مواد مرتبط را کاهش میدهد. اگر این روند برای مدت طولانی ادامه پیدا کند، غدد و سیستمهای تولیدکننده این مواد بهشدت کمکار میشوند. بنابراین زمانی که مصرف مواد را بهطور ناگهانی قطع میکنیم، اگرچه مواد خارجی از بدن خارج شدهاند، اما سیستم طبیعی بدن هنوز بازسازی نشده است. در واقع، جایگزینی اتفاق نیفتاده و همان مواد طبیعی که پیش از مصرف، بدن بهطور متعادل تولید میکرد، هنوز به میزان مناسب تولید نمیشوند. اینجا حلقه مفقوده، زمان است. همانطور که در طول زمان این آسیب و کاهش عملکرد در بدن ایجاد شده، بازسازی آن نیز به زمان نیاز دارد.
اینجاست که به متدDST میرسیم. یکی از جملههایی که خودم در کنگره بسیار دوست دارم، مفهوم "نگه داشتن اندازهها" است. من زمانی که مصرفکننده مواد بودم، هیچ اندازهای نداشتم. با اولین خمیازهای که میکشیدم، تصور میکردم خمار شدهام و دوباره مصرف میکردم. اصلاً مشخص نبود چه مقدار مواد مصرف میکنم و چه زمانی باید مصرف داشته باشم. در واقع، در دوران مصرف مواد هیچ اندازهای وجود نداشت.یکی از نخستین آموزشهایی که در کنگره میگیریم، همین نگه داشتن اندازههاست. زمانی که مسئول تعیین وقت کلینیک در یکی از شعب بودم، به من گفته شد رأس ساعت یک و نیم درِ مجموعه بسته باشد. گاهی با خود میگفتم تازهوارد حالش خوب نیست و اگر ایجنت حضور نداشت، او را راه میدادم. اما بعد که بررسی کردم، دیدم بسیاری از کسانی که با تأخیر وارد میشدند، در ادامه از درمان خارج شدند. این موضوع برای من جالب بود و متوجه شدم همین رعایت اندازهها و زمانبندی، بخشی از درمان است. وقتی آقای مهندس میگوید در کنگره ساعت اختراع شده، منظور همین نظم و اندازه داشتن است. حتی در همان ابتدای ورود به لژیون، از تازهوارد پرسیده میشود چه مقدار مصرف میکند. شاید فرد در گذشته اندازه مصرف خود را نمیدانسته، اما اینجا اولین کاری که انجام میدهیم، اندازهگیری و مشخص کردن میزان مصرف است.
در ادامه، درمان بهصورت پلهپله انجام میشود و میانگین مصرف مواد، ۲۰ درصد کاهش پیدا میکند. این کاهش ۲۰ درصدی برای من معنای زیبایی دارد. ما هر ۲۰ درصد از مواد را که کنار میگذاریم، انگار بخشی از آن را به طبیعت بازمیگردانیم و در مقابل باید چیزی را جایگزین آن کنیم. آن جایگزین، جهانبینی است. اگر جهانبینی به اندازهای که مصرف مواد کاهش پیدا میکند رشد نکند، در وجود فرد خلأ ایجاد میشود. خیلی از بچهها به لژیون میآیند اما در جلسات نمینشینند و ضلع جهانبینی خود را کامل نمیکنند. ممکن است در ظاهر از مواد رها شوند، اما چون آموزش و جهانبینی را بهدرستی دریافت نکردهاند، همچنان خلأیی در وجودشان باقی میماند. بنابراین درمان فقط کم کردن مواد نیست، بلکه باید همزمان با کاهش مصرف، آموزش و جهانبینی نیز رشد کند.
در بحث "صورت مسئله اعتیاد" با سه ضلع اصلی جسم، روان و جهانبینی روبهرو هستیم. هدف این است که جسم و روان به تعادل برسند و این تعادل زمانی شکل میگیرد که جهانبینی نیز در کنار آنها رشد کند. حضور در کلاس، نشستن در لژیون، گوش دادن به سیدیها، خدمت کردن و استفاده از تمام آموزشهایی که در کنگره ارائه میشود، بخشی از همین مسیر است. هر ۲۰ درصد از مواد را که کنار میگذاریم، باید به همان اندازه جهانبینی و آموزش را جایگزین کنیم تا بهتدریج تعادلی که مدنظر کنگره است، در جسم، روان و جهانبینی شکل بگیرد. در نهایت، این مسیر به ما کمک میکند تا درمان را بهصورت اصولی و تدریجی طی کنیم و به تعادل برسیم.

تایپ و ویرایش: مسافر مجید
عکاس: مسافر مجید
ارسال: مرزبان خبری مسافر حسن
مسافران نمایندگی حسن آباد
- تعداد بازدید از این مطلب :
76