بنام قدرت مطلق
جلسه نهم از دوره ششم کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی لواسان با استادی مسافر علیرضا و نگهبانی مسافر محمد علی و دبیری مسافر حسین با دستور جلسه "صورت مساله اعتیاد " مورخ 6 مهر ماه ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد .
سلام دوستان علیرضا هستم یک مسافر. خداوندم را شکر میکنم که امروز در این جایگاه قرار دارم تا بتوانم از راهنمای عزیزم آموزش بگیرم. از ایمان، نگهبان جلسه و محمدعلی سپاسگزارم که این فرصت را به من دادند تا بتوانم در خدمت شما باشم و آموزش بگیرم.
دستور جلسه امروز «صورت مسئله اعتیاد» است.
اگر بخواهم درباره صورت مسئله اعتیاد صحبت کنم، باید در دو بخش صحبت کنم.
بخش اول اینکه صورت مسئله اعتیاد در سال ۱۳۷۸، در کنگره پزشکی سراسری کشور، در دانشگاه زاهدان، توسط مهندس دژاکام با سخنرانی و مقالهای که ارائه کردند، مطرح و پذیرفته شد و یک مسئله بسیار مهم را حل کرد.
آن زمان تقریباً همه به دنبال این بودند که عکسالعملهای آشکار اعتیاد را در زمان ترک برطرف کنند. یعنی اگر یک شخص در خانه مواد نداشت و دیگر بدندرد نمیگرفت، عرق نمیکرد، بیرونروی نداشت، عطسههای پیدرپی نداشت و آن علائمی را که ما به ظاهر میبینیم نشان نمیداد، تصور میکردند که این شخص ترک کرده و بهبود پیدا کرده است.
تمام کسانی که در زمینه اعتیاد فعالیت میکردند، بیشتر به دنبال حل همین قسمت بودند و یک حلقه گمشده در این مسئله وجود داشت که توسط مهندس دژاکام پیدا شد.
ایشان قسمت پنهان این قضیه، یا همان عکسالعملهای پنهان را مطرح کردند؛ چیزهایی که بعد از برطرف شدن علائم آشکار، تازه خودشان را نشان میدهند.
با هر روشی که ترک کنی، چه سمزدایی، چه روشهای درمانی مختلف، شلاقدرمانی، روشهای گروهی و یا هر روش دیگری، معمولاً بعد از یکی دو هفته که مواد مصرف نکنی، علائم آشکار کمکم از بین میروند.

اما چیزهایی که تازه بعد از آن با آنها روبهرو میشویم، چیزهایی هستند که با چشم دیده نمیشوند و شاید غیر از خود مصرفکننده، کسی دیگر نتواند آنها را بهدرستی درک کند.
افسردگی، تنبلی، کندذهنی، زود خسته شدن و هزاران مشکل دیگر؛ ترس، اضطراب، بالا رفتن میل جنسی یا ناتوانی جنسی و مشکلات عدیده دیگری که تازه سراغ مصرفکننده میآیند.
گاهی همین مسائل باعث میشوند یک مصرفکننده به خودکشی فکر کند، گوشهگیر شود، ناامید و مأیوس شود، نتواند کارهای روزمرهاش را انجام دهد و دوباره به سراغ مواد برود.
از دید دیگران، ممکن است این شخص یک آدم زیادهخواه باشد، کسی باشد که مواد را دوست دارد یا صرفاً دنبال لذت است؛ اما خود مصرفکننده میداند که حالش چقدر خراب است.
اینجا بود که مهندس این مسئله را مطرح کردند که ما باید این قسمت را درست کنیم.
اما چطور؟
باید به جسم فرصت داد. طی یازده ماه، با روشی که دو سال قبل، یعنی در سال ۱۳۷۶، خود مهندس دژاکام به آن رسیده بودند و به رهایی و درمان دست پیدا کرده بودند؛ یعنی همان سیستم شبهافیونی بدن که ما در کنگره به آن «سیستم ایکس» میگوییم.
بعد از ده، یازده ماه، فرصتی که به جسم میدهیم و با داروی مناسب، در زمان مناسب و مقدار مناسب، این سیستم را به تعادل میرسانیم.
البته امروز در کنگره همه چیز مشخص و قانونمند شده است. یک راهنما میداند فردی که با شیشه میآید، فردی که با تریاک میآید یا فردی که چند نوع ماده مصرف میکند، با چه پروتکلی باید درمان شود.
اما در آن مقطعی که مهندس این مسئله را در جامعه دانشگاهی و پزشکی مطرح کردند، چنین شناختی وجود نداشت و خیلی از این مسائل برای جامعه پزشکی روشن نبود.
مهندس آن زمان این مسئله را مطرح کردند و این مسیر ادامه پیدا کرد تا امروز که افراد زیادی در کشور به درمان واقعی رسیدهاند.
در ضلع درمان اعتیاد، همانطور که مهندس مطرح کردند، سه ضلع داریم: جسم، روان و جهانبینی.
جسم و روان بعد از حدود یازده ماه به یک تعادل نسبی میرسند و بخش زیادی از مشکلات جسم و روان برطرف میشود؛ اما جهانبینی متفاوت است.
جهانبینی به این سادگیها نیست.

من میخواهم این قسمت را از دید خودم بگویم، چون به نظر من صورت مسئله اعتیاد برای هر شخص، یک مبدأ، یک مقصد و یک مسیر دارد.
برای منِ سفر اولی که تازه وارد میشوم، مقصد، درمان اعتیاد، رهایی و رسیدن به تعادل است.
مبدأ هم از همان روز اول، راهنمای تازهواردی برای من مشخص میکند؛ مقدار مصرف، نوع مصرف، زمان مصرف و میزان تخریبی که به من وارد شده است. اینها را برای من مشخص میکند و به من میگوید در مقصد قرار است چه چیزی به دست بیاورم.
بعد مسیر را هم به من نشان میدهد؛ میگوید باید سه جلسه در هفته، در ساعت مشخص حضور داشته باشی، سیدی بنویسی، دارویت را مصرف کنی و مسیر درمان را ادامه بدهی.
اما برای منِ سفر دومی، برای منی که خودم الان سه سال و نیم است رها شدهام، مبدأ و مقصد میتواند متفاوت باشد.
هر کسی باید خودش بتواند مبدأش را تشخیص بدهد.
آیا من توانستهام بر خشم خودم غلبه کنم؟
آیا بعد از این همه مدت توانستهام بفهمم ضعفم کجاست؟
آیا میتوانم دروغ نگویم؟
آیا میتوانم از مال حرام چشمپوشی کنم؟
چون همین مسائل میتوانند حال آدم را خراب کنند.
تایپ مسافر محمدعلی
عکس و بارگزاری مسافر علیرضا
ویرایش مسافر مهدی
- تعداد بازدید از این مطلب :
79