جلسه یازدهم از دوره سوم سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، نمایندگی کاشان، با استادی مسافر احمد و نگهبانی مسافر جلال و دبیری مسافر ابوالفضل با دستور جلسه "صورت مسئله اعتیاد" یکشنبه 5 مهرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان احمد هستم یک مسافر، ابتدا از خداوند تشکر میکنم که امروز هم قسمت شد روی این صندلی بنشینم و آموزش بگیرم. از آقای مهندس، حسین آقا و گروه مرزبانی و همچنین از نگهبان جلسه تشکر میکنم و به همگی خدا قوت میگم.
دستور جلسه این هفته، صورت مسئله اعتیاد است. آقای مهندس مقالهای را در سال ۷۷ نوشتند و در کنگرهای در استان سیستان و بلوچستان شرکت کردند و آن مقاله قبول شد. از آن روز به بعد، پرونده اعتیاد بسته شد؛ یعنی راهکاری تأیید شد که اکنون از آن استفاده میکنند. انشاءالله روزی برسد که کنگره در کل جهان حرف اول را بزند.
من خودم فردی شیشهای بودم؛ ۱۸ سال شیشه کشیدم و در مجموع ۲۸ سال تخریب داشتم. هیچ وقت باور نمیکردم بتوانم درمان بشوم، همۀ راهها را امتحان کرده بودم. حتی آمپولهایی بودند که اولین بار پیش دکتری در کاشان زدم؛ شش تا آمپول داد که بعد از آن دیگر هوس مصرف نمیکردم، دکتر گفت اگر مصرف کنم قلبم میترکد. متأسفانه باید بگویم که این اتفاق افتاد و با تزریق داروی اشتباه سال ۸۱ عمل قلب باز شدم. بعد از آن، سه چهار بار به کمپ رفتم اما هیچ نتیجهای نگرفتم و حتی یک هفته هم دوام نیاوردم. سال ۸۹ سمزدایی کردم اما باز هم نتیجهای نداشت.
کسی که پایش به کنگره۶۰ باز میشود، اولین قدمش این است که بداند خدا او را خیلی دوست داشته تا از این پلهها بالا بیاید. خدا میفرماید: «تو حرکت کن تا من یاریات کنم». شما حرکتتان را بکنید و بقیه مسیر را به راهنما بسپارید. هیچکس نباید بدون اجازه راهنما، به کسی راهکار بدهد؛ استاد فقط راهنماست. اگر کسی میخواهد به درمان و رهایی واقعی برسد، باید فقط گوش به فرمان راهنما باشد.
من که روزی از پایینترین سطح شروع کردم و اکنون مرزبان هستم، میدانم که نباید به تازهواردی که تازه آمده مشاوره بدهم. حتی من به عنوان مرزبان هم نمیتوانم مشاوره بدهم؛ مشاوره فقط بر عهده مشاورین کنگره است که میتوانند به رهجو راهکار بدهند. چندین بار دیدم برخی از مسافران به تازهوارد (که مثلاً امروز یا دیروز آمدهاند و در جلسه سوم هستند) راهکار میدهند؛ این کار ممنوع است و نباید اتفاق بیافتد، این بر خلاف مقررات و حرمتهاست، این موضوع را باید آویزه گوش کنیم.
مورد دیگر برای سفر اولیها: اگر میخواهیم به درمان برسیم، باید وقتشناس باشیم. وسط جلسه نیاییم و وسط جلسه بلند نشویم. وقتی استاد صحبت میکند، باید حرمتها را حفظ کنیم و به موقع بیاییم و برویم. وقتی جلسه تمام شد، نباید در خیابان جمع شویم و سیگار بکشیم؛ چون ما الگو هستیم و باید نمونه باشیم تا آیندگان به ما افتخار کنند. کسانی که در کنگره هستند، روزی به خودشان میبالند که به جای درستی آمدهاند.
در آینده از آقای مهندس به نیکی یاد خواهیم کرد؛ چون ایشان نه تنها درمان اعتیاد، بلکه درمان سیگار و چاقی را هم ارائه داد. چاقی برای من معضلی بزرگ بود؛ به حدی که نمیتوانستم جوراب بپوشم، ناخنهای پام را بگیرم یا صاف بخوابم و همیشه مثل زنان باردار به یک طرف میخوابیدم. هر شبانهروز باید از خدا و آقای مهندس تشکر کنم.
آقای مهندس هر راهکاری را که برای ما انتخاب کرده و در سیدیهای آموزشی گفته، ابتدا روی خودش عملی کرده، خودش را رها کرده و وقتی جواب گرفته، آن را در اختیار ما قرار داده است. تکتک ما باید قدر زحمات ایشان را بدانیم. ایشان حتی برای درمان سیگار، تا جایی پیش رفتند که هر چه داروی نیکوتینی جواب میداد را بررسی کردند و آموزش دادند. من دوستانی داشتم که میگفتند شاید تریاک را ترک کنیم اما سیگار را نمیشود؛ ولی میبینید که در کنگره۶۰، سیگار به راحتی درمان میشود. در مورد چاقی هم همینطور؛ چاق شدن راحت است اما لاغر شدن سخت است، ولی با راهکارهای ایشان خیلی راحت شد. امروز دوستی در لژیون میگفت بدنم نریخته و باید از آقای مهندس تشکر کنم.
باید تا جایی که بتوانم خدمت کنم؛ چون با خدمت در کنگره۶۰، دعا پشت سر آدم است. اگر به رهجویی که تازه میآید کمک کنیم تا دوران سازگاریش را بگذراند، نعمت بزرگی است. ما باید کنگره۶۰ را به دوستانمان معرفی کنیم. کنگره60 نه تبلیغ خیابانی دارد و نه بنر زده است. خود من زمانی در قم بودم و مشتریی داشتم که از قزوین آمده بود فرش بخرد و همسفرم از ایشان اتفاقی متوجه کنگره60 شد و در گوگل جستجو کرد. آن زمان من یک ماه بود که در خانه بدون مواد خوابیده بودم، فقط جنازهام در خانه بود و چیزی نمیخوردم. وقتی وارد کنگره60 نمایندگی امین قم شدم ۸۲ کیلو بودم، حتی توان ۵ دقیقه نشستن روی صندلی را نداشتم. خدا را شکر میکنم که آقای مهندس مرا دوباره زنده کرد و به من آبرو و عزت داد.
قدر کنگره۶۰ و راهنماها را بدانید. راهنماها با حس و حال خوب از قم و اصفهان میآیند تا به همنوع خودشان کمک کنند. آنها برای پول نمیآیند، بلکه از خانواده، مال و زندگیشان میگذرند. قدر تکتک راهنماها را بدانیم و وقتی جلسه تمام میشود، با آنها مهربان باشیم چون با عشق و آرزو به اینجا میآیند.
ممنونم از حضورتان، سپاسگزارم که به صحبتهای من گوش دادین.

عکس و تایپ: مسافر مرتضی لژیون یکم
تهیه و تنظیم: گروه سایت نمایندگی کاشان
- تعداد بازدید از این مطلب :
62