جلسه پنجم از دوره سی و هفتم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی شفا مشهد به استادی پهلوان همسفر الهه، نگهبانی همسفر مریم و دبیری همسفر بهجت با دستور جلسه «صورت مسئله اعتیاد» روز دوشنبه ۶ مهر ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
از نگهبان لژیون سردار تشکر میکنم که این جایگاه را به من تقدیم کردند تا در حضور شما باشم و از تک تک شما همسفران آگاهی و تجربه کسب کنم. قبل از ورود به دستور جلسه باید تبریک عرض کنم زیرا امروز متوجه شدم که کنگره۶۰، هم سال تحصیلی دارد و این را پس از ۱۰ سال حضورم در کنگره۶۰، متوجه شدم؛ تا امروز به این موضوع دقت نکرده بودم؛ حالا که بعد از ۱۰ سال تازه سفرم را شروع کردم و وارد سفر دوم شدم؛ این سال روز تحصیلی را که با "صورت مسئله اعتیاد"شروع میشود، به شما و جناب مهندس تبریک عرض میکنم. دائماً از صورت مسئله اعتیاد فرار میکردم اما اینجا به دامش افتادم تا در جایگاه استادی راجع به این موضوع صحبت کنم.
وارد بحث (صورت مسئله اعتیاد) میشوم چراکه این ۱۰ سال تلاش باید جواب دهد، بسیار تحقیق کردم و به این نتیجه رسیدم که تا الان صورت مسئله اعتیاد را اینگونه میشناختیم، فردی که مواد مصرف میکرده و همه ما از این فرد فراری هستیم، از آن میترسیدیم زیرا میگفتیم به ما، خودش و جامعه ظلم کرده؛ همینطور اعتیاد به عنوان یک بیماری ناشناخته برای همه مطرح بود. اما جناب مهندس اعتیاد را اینگونه برای ما شرح دادند که از یک زاویه دیگر به آن نگاه کنیم و کنگره۶۰، این مسئله را حل کرده است.
برای اینکه یک مسئله حل شود باید به خود آن مسئله رجوع کنیم، یعنی ببینیم صورت مسئله به ما چه میگوید؟ وقتی جناب مهندس شروع به انجام این عمل عظیم کردند، سختی و زحمت زیادی کشیدند؛ طبق اطلاعاتی که کسب کردم، فهمیدم ایشان عزیزترین شخص زندگی خود را مورد آزمایش قرار دادند، گرچه کاری بسیار سخت است و هیچکدام از ما نمیتوانیم درکش کنیم، پس از تلاشهای بسیار این را برای ما آشکار ساختند که برای درمان، انسان باید به خودش رجوع کند. فردی که به وسیله اعتیاد به جسم خود آسیب وارد کرده و باعث شده سیستمهای داخلی بدن از کار بیفتد، علاوه بر جسم به روان هم آسیب رسانده و هنگامی که به روان آسیب وارد شود، جهانبینی نیز آسیب میبیند. پس نتیجه میگیریم؛ که جسم، روان و جهانبینی سه ضلع اصلی صورت مسئله اعتیاد هستند.
وقتی فرد مصرفکننده به جسم خود آسیب میرساند، با حضور در کنگره۶۰، جسم را درمان میکند اما باید دیدگاه وسیعتری داشته باشیم، آقای مهندس برای تقدیر از من همسفر به مسافر میگوید:" تو آمدی و سفر و درمان را شروع کردی زیرا به خودت و همسفر آسیب رسانده بودی و سیستمهای شبه افیونی بدن شما درست کار نمیکردند." وارد مسئله روان میشویم؛ با روان خودت چه کردی؟ تمام این تخریبها در روان تو انعکاس داشته است، ببین که با همسفر و اطرافیان خود چه کردی؟ حال باید آنها را جبران کنی." وقتی روان درست شود، بقیه چیزها نیز درست میشود. زیرا مصرفکنندهای که به روان خود آسیب زده است، تفکر و ارتباط آن با اطرافیان تحت تاثیر قرار دارد، وقت آموزش گرفتن است و این آموزش هم برای مسافر و همسفر نیازمند طول زمان و حرکت میباشد.
حال وارد ضلع سوم یعنی جهانبینی میشویم؛ بعد از درمان جسم وقت آن رسیده که نگاهی به خود بیندازد و ببیند چه آسیبهایی به خود وارد کرده است؛ آیا میتواند این زندگی را تغییر دهد! اگر وارد مقوله تغییر نشود، دوباره باید انتظار بازگشت را داشته باشد؛ یعنی ممکن است آن نافرمانیها دوباره بازگردد. اگر در کنگره۶۰، آموزشی قرار میدهند و میگویند: شما باید در کنار درمان، آموزش ببینی، برای همین است؛ مانند مسافری که آمده است درمان شود، وقت آن رسیده که روان خود را درست کنم؛ زیرا من در یک جامعه زندگی میکنم و خانوادهای دارم که در این جامعه در حرکت هستند؛ آموزش میبینم و این آموزش را به خانواده انتقال میدهم؛ سپس رفتارم تغییر میکند، چرا که آموزش رفتار و جهانبینی من را قوی میکند. به عنوان همسفر یاد میگیرم جهانبینی خود را بالا ببرم تا در خانواده انتقال دهم، فرزندی که میخواهد در آینده وارد اجتماع شود؛ اجتماعی که من هم قسمتی از آن هستم. برای مثال در اجتماع گیر یک انسان نادان میافتم اگر خوب آموزش نبینم ممکن است دوباره همان چرخه و ماجرا در زندگی من تکرار شود.
پس اگر آقای مهندس میگویند اعتیاد خود را درمان کن، موارد دیگر به این خاطر است که باید تغییرات را از خودم شروع کنم. سالهای زیادی است که تغییرات شروع شده آقای مهندس مصرف را کنار گذاشتند حالا میدانیم که چگونه با متد DST جسمی که خراب شده بود را تدریجی با داروی اپیوم به آن مرحله برسانیم که بدن بتواند شروع به بازسازی کند و دوباره این شبه افیونیها فعال شوند. حین سفر، جسم درمان میشود نگاه انسان به خودش، دیگران و زندگی تغییر میکند؛ چراکه اگر تغییر نکند الگوهای گذشته دوباره تکرار میشوند. کنگره۶۰، کمک میکند نگرش خود را تغییر دهیم و مسئولیت زندگی خود را بپذییم.
وقتی از درمان اعتیاد صحبت میکنیم در واقع از قطع مصرف صحبت نمیشود، صحبت بازسازی جسم، روان و جهان بینی است. نتیجه کلی که کنگره۶۰، در اختیار ما گذاشت اینجا است که: مسئولیت ما آغاز میشود و وارد جهانبینی میشویم، حالا که مسائل را یاد گرفتیم چه کنیم؟ حال نوبت خدمت است، چراکه وظیفه ما بهعنوان یک مسافر یا همسفر همین است؛ هنگامی که یک نفر از دَر وارد میشود، بهتر میتوانم او را راهنمایی کنم زیرا اطلاعات را کسب کردم، همسفر هم به همین طریق؛ تجربه را کسب کرده و وقتی یک تازه وارد میآید بهتر میتواند با او رابطه برقرار کند. اگر خدمت نباشد مانند قدیم میگویند فرد مصرفکننده را به تخت ببندید و باید به زور ترک کنند. در صورتیکه به این نتیجه رسیدیم، یکباره نمیشود چیزی را کنار گذاشت و نیاز به درمان دارد. حال اینکه وقت و انرژی که در اختیار دیگران میگذاریم، به زندگی خود ما و به جامعه برمیگردد، این ریشه همچنان ادامه دارد. ریشهای که آقای مهندس کاشتند و تنه درختی که پرورش دادند، شاخ و برگ داد، این شاخ و برگها و نیز میوهها همه اعضای کنگره۶۰، میشود؛ این جامعه باید پربار باشد تا میوههای شیرینی بدهد؛ در نهایت هم لذتش را من و شما میبریم. مانند وقتی که عضو لژیون سردار میشویم، این نیز خدمت است؛ از وقت و سرمایه خود میبخشم و چقدر خوب است که این سرمایه را آگاهانه استفاده کنم. خدمت کردن تنها گذشتن از مال نیست یا اینکه فقط برای آموزش حضور داشته باشم؛ بلکه زمان آن رسیده تا به این دیدگاه برسم و جهانبینی خود را آنقدر بالا ببرم که شاید من نیاز یک نفر باشم چرا فقط باید دیگران نیاز من باشند.
وقت گذاشتم اطلاعات و جهانبینی خود را بالا بردم، زیرا فردی به نام جناب مهندس دژاکام، زندگی خود را صرف کرده، حالا وقت آن رسیده این زنجیره و سرمایه انسانی متداوم شود و به نتیجه خوبی برسد و چقدر خوب است، از لژیون سردار استقبال کنیم و بتوانیم در کنار هم به درمان جسم برسیم، روان و جهانبینی خود را قوی کنیم، بخشش و خدمت را در خود پرورش دهیم و قدمهای مؤثرتری برداریم. در این صورت است که میتوانیم قدم ارزشمندی در راه کنگره۶۰، برداریم. وقتی خداوند در قرآن از انفاق حرف میزند، یعنی گذشتن از مال، جان، عمر و زمان، چقدر خوب است در این مکان، بستری برای ما فراهم شده تا بتوانیم سرمایه خود را خیلی راحت در اختیار نیازمندان قرار دهیم. حالا میدانم که چه کسانی به من و من به چه کسانی نیاز دارم؛ همه در کنار یکدیگر هستیم و یک مشکل مشترک داریم، بستر فراهم شده پس استقبال کنیم. نه تنها از پول و سرمایه بلکه از کلام عشق، محبت و آگاهی خود به یکدیگر هدیه دهیم.
ورود به سفر دوم جهانبینی همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر فرزانه
.jpg)
رهایی ۳۰ سیدی راهنما همسفر فرزانه
.jpg)
.jpg)
مرزبانان کشیک: همسفر راضیه و مسافر رضا
تایپیست: همسفر نرگس رهجوی راهنما همسفر طاهره (لژیون هجدهم)
عکاس: همسفر تکتم رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون سوم)
ویرایش: همسفر یاسمن رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون شانزدهم) دبیر سایت
ارسال: همسفر راضیه مرزبان خبری
همسفران نمایندگی شفا مشهد
- تعداد بازدید از این مطلب :
96