English Version
This Site Is Available In English

بزرگترین دارایی انسان اعتماد و عشق است

بزرگترین دارایی انسان اعتماد و عشق است

امروز برای من، تنها یک روز معمولی نیست؛ امروز سالگرد تولد دوباره‌ من است. دو سال از روزی که تصمیم گرفتیم از دام اعتیاد مسافرم رهایی پیدا کنیم و بار دیگر، زندگی را برگزینیم؛ می‌گذرد. سالی سرشار از دشواری، وسوسه، هراس و اشک و در عین حال؛ آمیخته به امید. سالی که هر روز آن به من ثابت کرد؛ انسان قادر است از تاریک‌ترین شب‌های زندگی‌اش عبور کند و دوباره خویشتن را بیابد. امروز به گذشته می‌نگرم و به خود می‌گویم: تو همان زنی بودی که با امید زیست و از پس تمام سختی‌ها برآمد؛ پس با همین استواری و قوت، به مسیرت ادامه بده.

اکنون یک سال است که در پاکی و سلامت زندگی می‌کنیم؛ یک سال است که به خود، خانواده‌ و زندگی‌ام فرصتی دوباره بخشیده‌ام. از راهنمای عزیزم و تمام کسانی که در این مسیر دشوار دستم را گرفتند، باورم کردند و در روزهای سخت در کنارم ماندند؛ صمیمانه سپاسگزارم. امروز برای گذشته‌ام حسرت نمی‌خورم؛ بلکه از آن درس می‌گیرم؛ برای امروز شکرگزارم و برای فردا، امیدوار. یک سال رهایی ما مبارک؛ به امید روزهایی روشن‌تر، دل‌هایی آرام‌تر و سال‌هایی که یکی پس از دیگری با افتخار بگویم: «من برگزیدم که زندگی کنم.»

جشن به پایان رسید، اما آرامشی که در دلم ریشه دوانده است، تازه آغاز شده است. یک سال پیش، رهایی برایم هدفی دوردست و رویایی لرزان بود، اما امروز هنگامی که به عقب می‌نگرم، درمی‌یابم که این یک سال تنها به معنای «مصرف نکردن» نبود، بلکه آموختن دوباره‌ «زندگی کردن» بود. یاد گرفتم که خوشبختی در اتفاقات بزرگ نیست، بلکه در همین نفس‌های عمیق، خواب‌های آرام شبانه و لبخندهای بی‌ریا نهفته است. آموختم که به جای گریز از دردها، آن‌ها را مشاهده کنم و دریابم که هر سختی، در حقیقت درسی بزرگ برای رشد و تعالی بود. یک سال رهایی، برای من تنها یک عدد نیست، بلکه گواهی بر این حقیقت است که من از پس سخت‌ترین روزهایم برآمده‌ام و اکنون آماده‌ام تا با عشقی افزون‌تر، سال‌های آینده را بنا کنم.

شمع یک سال رهایی‌ام را خاموش کردم و در سکوت پس از جشن، به این اندیشیدم که چقدر مدیونم. مدیون بنیان‌گذار کنگره ۶۰ و مدیون دست‌هایی که هنگام زمین خوردن، بدون قضاوت مرا بلند کردند؛ مدیون چشم‌هایی که در روزهایی که من به خود ایمان نداشتم، به من اعتماد کردند. یک سال پیش، گویی تکه‌ای از پازل زندگی‌ام گم شده بود؛ اما امروز دوباره جایگاه خود را یافته‌ام. رهایی به من آموخت که بزرگ‌ترین دارایی انسان، «اعتماد» و «عشق» است. اکنون که یک سال است در پرتو نور زندگی می‌کنم، می‌فهمم که آزادی یعنی بتوانم با افتخار در چشمان عزیزانم بنگرم. این جشن، تنها جشن من نبود؛ جشن تمام کسانی بود که اجازه ندادند در تاریکی گم شوم.
‌
یک سال از تولد دوباره‌ام گذشت؛ سی‌صد و شصت و پنج روز مبارزه، ایستادگی و پیروزی. امروز می‌دانم که هیچ زنجیری محکم‌تر از زنجیری نیست که ما خود در ذهنمان می‌سازیم و هیچ قدرتی بزرگ‌تر از اراده‌ای نیست که تصمیم می‌گیرد «زنده» باشد.
‌
نویسنده: همسفر راضیه رهجوی راهنما همسفر طاهره (لژیون نهم)
ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر طاهره (لژیون نهم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی خلیج‌فارس بوشهر

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...