به نام قدرت مطلق الله
سلام دوستان محسن هستم یک مسافر
می خواهم با شما عزیزان، چند کلمه ای را درقالب دلنوشته درمیان بگذارم، دلنوشته ای که برآمده از تمام حسرتها، بغض ها، ازدست دادن ها و تمام بایدها و نبایدهایی که در زندگیم گذشته را با شما عزیزان بهتر از جان، مشارکت کنم.
امروز رهایی را انتخاب میکنم؛ رهایی آدمهایی که مرا رها کردند، رها کردن آدمهایی که باعث شدند خودم را زیر سوال ببرم. رها کردن انسانهایی که کنارشان بودن، لذتی ندارد؛ امروز انتخاب میکنم خوشحال باشم، انتخاب میکنم، از هر چیز و هرکسی که وجودش، هم برای خودم، هم زندگیم ، مضر است دور بمانم. امروزانتخاب میکنم؛ تا از تمام دردهایی که به خودم تحمیل کردم رها شوم، انتخاب میکنم، عشقی را به خودم بدهم؛ که با بخشیدن به دیگران میدادم.
امروز انتخاب میکنم، که دست از آسیب زدن به خود و عزیزانم بردارم، و به دنبال چیزهای مثبتی که در زندگیم تاثیر مثبت دارند باشم، امروز، انتخاب میکنم، که دیگر غرق در ناراحتی نباشم، انتخاب میکنم، بیشتر پذیرا باشم و دور خود دیوار نکشم.
امروز التیام یافتن را انتخاب میکنم، انتخاب میکنم؛ خودم را برای تمام اشتباهاتی که وقتی راه بهتری بلد نبودم، انجام داده ام ببخشم، محافظت کردن از روحم را انتخاب میکنم، امروز رو به جلو رفتن را انتخاب میکنم، امروز انتخاب میکنم، شجاع باشم، شجاع به نه گفتن، به چیزهایی که نمیخواهم در مقابلشان ضعف داشته باشم، امروز انتخاب میکنم، ورود خودم را به جاهایی که مناسب من نیستند قدغن کنم، امروز؛ برای خود ارزش قائل میشوم، برای شخصیتم و زمانهایی که برایم باقی مانده است تا بتوانم ادامه دهم.
امروز عشق ورزیدن به خودم را انتخاب میکنم، امروز عشق ورزیدن به زندگی، همسر و فرزندانم را انتخاب میکنم امروز در کنگره ۶۰، معنای واقعی ، عشق و محبت را در وادی چهاردهم آموختم، امروز در مکتب همان استاد و دانشمندی که سرلوحه زندگیش عشق است؛ آموختم عاشق باشم، عاشق بمانم و عاشق زندگی کنم و همواره به دیگران عشق و محبت خود را ارزانی کنم.
- تعداد بازدید از این مطلب :
251