English Version
This Site Is Available In English

با خودم گفتم: من که همه‌جا را تجربه کردم، یک‌بار هم کنگره ۶۰ را تجربه کنم

با خودم گفتم: من که همه‌جا را تجربه کردم، یک‌بار هم کنگره ۶۰ را تجربه کنم

سلام دوستان حجت هستم، یک مسافر.
خدا را شکر می‌کنم که من را در مسیری قرار داد به نام کنگره ۶۰. از آقای مهندس و خانواده محترمشان سپاس‌گزارم که چنین بستری را برای من فراهم کردند و از راهنمای عزیزم قدردانی می‌کنم که در این مسیر الهی من را همراهی نمود تا بتوانم به خودم خدمت کنم. اگر بخواهم از گذشته و مصرف مواد مخدر سخن بگویم، برایم تلخ و دردآور است، اما همین تجربه‌ای شد برای خودم و دیگران که شاید بتوانند از آن درس بگیرند و در دام اعتیاد گرفتار نشوند. به قول آقای مهندس: «تجربه را تجربه کردن خطاست»؛ باید از تجربه دیگران بهره برد تا به موفقیت رسید. شاید در آغاز مصرف، لحظه‌هایم پُر از شادی و سرخوشی بود، اما پس از چند سال مصرف مواد مخدر، فرمانده روح، روان و جسم من شده بود؛ چون دیگر خودم تصمیم نمی‌گرفتم، مواد به جای من تصمیم می‌گرفت کجا بروم و کجا نروم. از بیست‌وهفت‌سالگی مواد را مصرف کردم که دوران طلایی من بود. چند سالی طول نکشید که یک مصرف‌کننده کامل و در تاریکی قرار گرفتم. ترک‌های متعددی را انجام دادم، اما فقط مصرف می‌کردم که زنده بمانم؛ مصرف می‌کردم که زندگی کنم. تمام باورهای من به شکست منتهی شده بود. دیگر همه چیزم را از دست داده بودم. حتی به N.G.Oهای دیگر پناه آوردم؛ هفت سال پاکی داشتم اما حال خوب نداشتم، رفتار، گفتار و کردار خوبی نداشتم. تا اینکه یک نفر کنگره ۶۰ را به من معرفی کرد. با خودم گفتم: من که همه‌جا را تجربه کردم، یک‌بار هم کنگره ۶۰ را تجربه کنم. آمدم و دیدم همه روی صندلی‌ها صاف و آرام نشسته‌اند. با خودم گفتم: اصلاً این‌ها با من فرق دارند؛ این‌ها استرس ندارند. با خودم گفتم: اینجا یک خبرهایی هست. تا رفتم پیش راهنمای تازه‌واردین؛ با رفتار زیبا، گفتار زیبا و محبت‌آمیز و عشق درونی‌اش که از کنگره نشأت گرفته بود، من را در آغوش گرفت و در طول سه جلسه من را به لژیون معرفی کرد. من هفت سال بود که یک قرص کدئین هم نمی‌خوردم، اما حالا باید داروی o.t مصرف می‌کردم. یک ماه مصرف نکردم؛ می‌ترسیدم برگردم به دوران مصرف مواد. با کمک راهنما و مشورت کردن با او، o.t مصرف کردم. الان ۹ ماه است که دارم سفر می‌کنم. در حالی که ذهنم درگیر ترس و ناامیدی بود، کم‌کم فهمیدم که می‌توانم از دام اعتیاد نجات پیدا کنم؛ زیرا انتخاب خودم نبود این مسیر، خداوند آن را سر راهم قرار داده بود.

در ادامه راه، انسان‌هایی را دیدم که بدون هیچ چشم‌داشتی در حال خدمت به همنوعان خود هستند. از جناب آقای مهندس که روش D.S.T را در کارنامه خود ثبت کردند تا تمام انسان‌هایی که در دام اعتیاد افتاده‌اند بهره ببرند و به حال خوش برسند، ممنون و سپاس‌گزارم.

عکس: گروه سایت

تهیه، تایپ و ویرایش: مسافر محمدرضا لژیون نوزدهم

تنظیم و ارسال: مسافر مهدی لژیون هشتم 

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...