مشارکت تعدادی از اعضای لژیون سردار در مورد دستور جلسه: «صورتمسئله اعتیاد»
مشارکت همسفر سودابه:
اعتیاد مسمومیت مزمن نیست، بلکه جایگزینی مزمن است. صورتمسئله اعتیاد یعنی قبل از اینکه بخواهیم اعتیاد را درمان کنیم، باید بفهمیم اعتیاد دقیقاً چیست و چه اتفاقی در جسم و روان فرد افتاده است. در نگاه کنگره۶۰، اعتیاد فقط یک مشکل اخلاقی یا صرفاً روانی نیست، مصرف مداوم مواد باعث اختلال در سیستمهای جسمی، بهخصوص سیستم تولیدکننده مواد شبهافیونی بدن میشود؛ بنابراین فقط قطع مصرف ماده کافی نیست و جسم نیز به زمان و درمان تدریجی نیاز دارد. به همین دلیل، در روش DST، روی زمان، کاهش تدریجی و منظم مصرف و آموزش تأکید میشود. در کنار جسم، جهانبینی و نگرش فرد هم مورد توجه قرار میگیرد تا درمان پایدارتر شود.
مسئله اعتیاد، مسئلهای بود که سالیان سال جهان و جهانیان را درگیر بسیاری از ضدارزشها و تاریکیها کرده بود و خدا را هزاران مرتبه شکر و سپاس که بیش از دو دهه است که اذن روشن شدن صورت صحیح این مسئله صادر شده و روش حل آن هم توسط آقای مهندس کشف شده است و ما کنگرهایها بسیار سعادتمند هستیم که در مجاورت این عارف و انسان بزرگ هستیم و توفیق داریم تا مستقیماً تحت آموزشهای ایشان باشیم. یک روایتی از حضرت مولانا میخواندم که فردی نزد حضرت مسیح میروند و میگویند: «ما شنیدهایم شما مردگان را زنده میکنید و من از شما درخواست میکنم دوست مرا زنده کنید.» حضرت مسیح در ارتباطی که با عالم بالا داشتند، این درخواست را مطرح میکنند و میشنوند که: «ای کاش این شخص برای خودش طلب زنده شدن میکرد؛ چون ما مردهتر از خودش کسی را ندیدیم.» خیلی وقتها ما از مردگی خودمان بیخبریم و فقط مردگی دیگران را میبینیم و برای آنها شفا میخواهیم، درصورتیکه باید در ابتدا برای خود طلب شفا کنیم.
جامعترین و کاملترین تعریف برای بیماری اعتیاد، مسئله جایگزینی مواد مخدر بیرونی به جای مخدرهای طبیعی جسم میباشد. آقای مهندس دژاکام، صورتمسئله اعتیاد را در قالب یک مثلث به نام مثلث درمان اعتیاد تنظیم نمودند که شامل جسم، روان و جهانبینی است و امروز با وجود روش DST، بیش از چندین هزار نفر از گوشه و کنار کشور که مصرفکننده انواع موادمخدر بودند، با آمدن به کنگره توانستند با این روش و داروی OT به درمان قطعی اعتیاد برسند.
این هفته فرصت مناسبی است تا یکبار دیگر مقاله صورتمسئله اعتیاد یا اولین مقاله از کتاب چهارده مقاله را با دقت بخوانیم و مرور کنیم. بهنظر من، صورتمسئله اعتیاد یعنی اول باید مشکل را درست بشناسیم؛ وقتی بدانیم اعتیاد فقط مصرف مواد نیست و جسم و روان انسان را درگیر میکند، متوجه میشویم که درمان هم باید اصولی و تدریجی باشد. شناخت صورتمسئله به ما کمک میکند به جای قضاوت کردن، با آگاهی و صبر در مسیر درمان کنار مسافرمان باشیم. سپاسگزار بنیان کنگره ۰ هستم که متد DST را برای درمان قطعی اعتیاد کشف کردند و مقالات زیادی در این مورد به تحریر درآوردند.
مشارکت همسفر سمیه (ا):
اعتیاد یکی از مهمترین آسیبهای فردی و اجتماعی در جوامع امروزی است. اعتیاد زمانی شکل میگیرد که فرد به مصرف یک ماده یا انجام رفتاری وابستگی پیدا کند و کنترل آن برایش دشوار شود. این وابستگی میتواند زندگی فرد، خانواده و حتی جامعه را تحت تأثیر قرار دهد. مواد مخدر و برخی مواد روانگردان از شناختهشدهترین عوامل ایجادکننده اعتیاد هستند. با این حال، اعتیاد تنها یک مشکل جسمی نیست، بلکه ابعاد روانی، خانوادگی و اجتماعی نیز دارد. یکی از عوامل مهم گرایش به اعتیاد، ناآگاهی است. گاهی فرد بدون شناخت پیامدهای مصرف مواد، آن را از روی کنجکاوی یا تحت تأثیر دوستان تجربه میکند. فشارهای روحی، مشکلات خانوادگی، تنهایی و قرار گرفتن در محیطهای نامناسب نیز میتوانند زمینهساز گرایش به مصرف مواد باشند؛ بنابراین آموزش و افزایش آگاهی، نقش مهمی در پیشگیری از اعتیاد دارد.
اعتیاد میتواند سلامت جسم و روان فرد را بهخطر بیندازد و توانایی او برای تحصیل، کار و برقراری روابط سالم را کاهش دهد؛ همچنین پیامدهای اعتیاد فقط متوجه فرد مصرفکننده نیست. خانواده فرد نیز ممکن است با مشکلات عاطفی، اقتصادی و اجتماعی روبهرو شود. گسترش اعتیاد در جامعه نیز میتواند هزینههای زیادی برای نظام سلامت و حمایتهای اجتماعی ایجاد کند. پیشگیری از اعتیاد نیازمند همکاری خانواده، مدرسه، جامعه و نهادهای مسئول است. خانواده باید محیطی امن و صمیمی برای گفتوگو با فرزندان فراهم کند. مدرسه نیز میتواند با آموزش مهارتهای زندگی و افزایش قدرت تصمیمگیری دانشآموزان، نقش مؤثری در پیشگیری داشته باشد؛ همچنین جامعه باید زمینه دسترسی افراد به مشاوره و حمایتهای تخصصی را فراهم کند.
درمان اعتیاد نیز فرایندی است که ممکن است به حمایت پزشکی، روانشناختی و اجتماعی نیاز داشته باشد. نگاه تحقیرآمیز و طرد فرد وابسته، معمولاً به حل مشکل کمک نمیکند و میتواند مانع مراجعه او برای دریافت کمک شود. رفتار آگاهانه و حمایت مناسب میتواند مسیر بازگشت فرد به زندگی سالم را هموارتر کند. درنهایت، میتوان گفت اعتیاد تنها نتیجه یک تصمیم نادرست نیست، بلکه مسئلهای پیچیده با عوامل گوناگون است. آگاهی، آموزش، حمایت خانوادگی و دسترسی به خدمات درمانی از مهمترین راههای مقابله با آن هستند. جامعهای که برای پیشگیری، آموزش و درمان سرمایهگذاری کند، میتواند آسیبهای ناشی از اعتیاد را کاهش دهد و فرصت زندگی سالمتری را برای افراد فراهم سازد.
مشارکت همسفر هدی:
دستور جلسه صورتمسئله اعتیاد است، برای من بهعنوان یک همسفر، یکی از مهمترین آموزشهایی بود که نگاه من را نسبت به اعتیاد تغییر داد. قبل از ورود به کنگره۶۰، تصورم این بود که اعتیاد فقط به مصرف مواد مربوط میشود و فرد مصرفکننده اگر اراده کند، میتواند مواد را کنار بگذارد؛ اما با آموزشهایی که در کنگره دریافت کردم، متوجه شدم که اعتیاد یک مسئله بسیار پیچیده است و جسم، روان و جهانبینی انسان را تحت تأثیر قرار میدهد. فهمیدم که مصرف مواد در طول زمان باعث میشود سیستمهای طبیعی بدن دچار اختلال شوند و مواد بیرونی جایگزین مواد طبیعی بدن شوند. به همین دلیل، قطع ناگهانی مواد به معنای درمان اعتیاد نیست. ممکن است مصرفکننده مواد را کنار بگذارد؛ اما هنوز جسم و روان او به تعادل نرسیده باشد.
اینجا بود که مفهوم درمان برای من معنای متفاوتی پیدا کرد. روش DST به من آموخت که برای بازسازی جسم باید زمان لازم را در اختیار آن قرار داد. کاهش تدریجی و منظم مواد، فرصتی ایجاد میکند تا سیستمهای آسیبدیده بدن به تدریج خود را بازسازی کنند. از طرف دیگر، متوجه شدم که درمان فقط مربوط به جسم نیست. روان و جهانبینی نیز باید تغییر کنند. اگر نگرش انسان نسبت به خودش، زندگی و مسائل اطرافش تغییر نکند، ممکن است حتی پس از قطع مواد نیز مشکلاتی باقی بماند. آموزشهای کنگره به من، بهعنوان همسفر، نیز کمک کرد که به جای قضاوت و سرزنش، مسئله را بهتر بشناسم. فهمیدم که بسیاری از رفتارهایی که در گذشته برایم قابل درک نبود، میتواند ریشه در همان اختلال جسم و روان داشته باشد.
صورتمسئله اعتیاد به من یاد داد که برای حل هر مسئلهای، ابتدا باید آن را به درستی بشناسیم؛ وقتی صورتمسئله درست مشخص شود، پیدا کردن راهحل نیز امکانپذیر میشود. امروز از جایگاه یک همسفر، اعتیاد را دیگر یک بنبست نمیبینم. میدانم که با آموزش، صبر، زمان و قرار گرفتن در مسیر درست، میتوان به درمان و تعادل رسید. برای من، شناخت صورتمسئله اعتیاد فقط شناخت بیماری مسافر نیست؛ بلکه شناخت خودم بهعنوان یک همسفر نیز است. یاد گرفتم که باید روی خودم کار کنم، آموزش بگیرم و اجازه بدهم هر انسانی مسیر درمان و تکامل خودش را طی کند. در پایان، از قدرت مطلق الله سپاسگزارم که مسیر کنگره ۶۰ و آموزشهای آن را در زندگی من قرار داد تا به جای ناامیدی، امید به درمان و ساختن دوباره را تجربه کنم.
مشارکت همسفر مریم (ب):
اول از همه، خداوند شاکر و سپاسگزارم که اجازه ورود من را به این جای مقدس صادر کرد، تشکر میکنم از آقای مهندس و خانواده محترمشان که به حال خوب برسیم. من قبل از کنگره جاهای زیادی را برای درمان مسافرم تجربه کردم. یک مدت روی درمان بود؛ ولی بعد از مدتی دوباره مصرف میکرد، چون من راه اصولی را نمیدانستم؛ نه خودم، نه مسافرم. من فقط میخواستم مسافرم پاک شود. ظاهراً فکر نمیکردم از درون هم باید درمان شود. برای درمان میبایست دو چیز را بشناسم: شناخت انسان و شناخت مواد که شناخت انسان شامل صور آشکار و صور پنهان است.
من برای مسافرم فقط صور آشکار را میدیدم. صور آشکار که شامل جسم است، که باعث میشود جسم تمام ناقلهای عصبی را از دست بدهد، که برای درمان جسم ۱۰ ماه زمان لازم است که سیستم بازسازی شود. در صور پنهان که شامل روح و روان است، در سفر دوم به تعادل میرسد. در همه مسائل و مشکلات زندگی، اول باید صورتمسئله را پیدا کنیم، بعد به حل آن بپردازیم. من جواب همه سؤالهای خود را در کنگره۶۰ دارم پیدا میکنم؛ با آموزش گرفتن، صبر در مسیر بودن، چشم گفتن به راهنما، امید داشتن به این مکان مقدس و امن. من همیشه با خودم میگفتم چرا مسافرم درمان نمیشود، دارو میخورد قبل از کنگره و طبق دستور، روانپزشک؛ ولی الان متوجه میشوم که من در مورد صور پنهان هیچ چیزی نمیدانستم. به قول آقای مهندس، اعتیاد روان انسان را درگیر میکند. مسافرم همیشه میگفت: من یک دفعه مغزم میپیچد. الان خیلی خوشحالم و خیلی خوشبختم. از درون پر از حس خوب، پر از شادی و پر از عشق هستم و این حال خوب را هیچگونه نمیتوانستم کسب کنم.
اگر راه کنگره برای من و مسافرم باز نمیشد، معلوم نبود وضعیت مسافرم و خودم چطوری بود. خودم بارها و بارها آرزوی مرگ میکردم؛ ولی الان حالم خیلی خوب شده و در دعای کنگره دعا میکنم هر کس مصرفکننده است، راه کنگره برای او باز شود و بیاید و به رهایی و آرامش برسد. انشاءالله من و مسافرم ماندگار باشیم و قدردان تمام خدمتکاران کنگره۶۰ هستم. تشکر میکنم از شما عزیزان بزرگوار که مانند چراغهای خاموش و در پشت پرده عاشقانه زحمت میکشید تا یکی مثل من و مسافرم به حال خوب برسد. صمیمانه تشکر و قدردانی میکنم و تبریک میگویم و حال خوب همیشگی، انشاءالله در زندگیتان جاری و ساری باشد. من مدیون کنگره و شما بزرگواران هستم خداوند به شما اجر عطا کند.
رابط خبری و ویرایش: همسفر مریم (ر) رهجوی راهنما همسفر محیا (لژیون سردار)
ارسال: همسفر منصوره رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون سردار) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی کریمان کرمان
- تعداد بازدید از این مطلب :
16