دومین جلسه از دوره هفتادو دوم سری کارگاههای آموزشی ، عمومی کنگره۶۰ به نمایندگی ابنسینا، به استادی راهنما محترم مسافر مهدی، نگهبانی مسافر وحید ، دبیری مسافر احمد با دستور جلسه "صورت مسئله اعتیاد" درتاریخ شنبه 04 مهر ماه ۱۴۰۵راس ساعت ۱۶:۳۰ اغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان، مهدی هستم، یک مسافر. خداوند را سپاسگزار و شاکرم که امروز توفیق حاصل شد یک بار دیگر در این مکان والا حضور داشته باشم تا بتوانم از آقای مهندس و خانوادهٔ محترمشان آموزش بگیرم. از ایشان بابت فراهم کردن چنین بستری که من بتوانم در اینجا به درمان برسم، کمال تشکر را دارم. به ایجنت و مرزبانان عزیزم خدا قوت میگویم. امروز دستور جلسهٔ ما دو بخش دارد. دربارهٔ بخش اول، یعنی صورت مسئلهٔ اعتیاد و تأثیر آن بر من، باید بگویم وقتی وارد کنگرهٔ ۶۰ شدم، راهنمای تازه واردین شروع کرد دربارهٔ صورت مسئلهٔ اعتیاد توضیح دادن و کلمهٔ «درمان» را به کار برد. وقتی کلمهٔ درمان را به کار برد، من همانجا سؤال پرسیدم که آقا چرا گفتی درمان؟ گفت اجازه بده توضیح بدهم تا به آن برسیم.
کنگرهٔ ۶۰ اعتقاد دارد که منِ مصرفکننده اگر بخواهم به درمان برسم، سه مؤلفه لازم است تا به درمان هر نوع مواد مخدری دست پیدا کنم: جسم، روان و جهانبینی. دربارهٔ جسم اینگونه است که من همیشه بارها در لژیونم صحبت میکنم و همیشه یک ساختمان را مثال میزنم. میگویم آقا، یک ساختمان صدطبقه را در نظر بگیرید. من روز اول با مصرف کردن کمی تریاک، از طبقهٔ همکف شروع کردم به مواد کشیدن. آن کارخانههایی که در درون جسم من بود، از کار افتاد و من رفتم بالا رسیدم به طبقهٔ صدم . وقتی رسیدم به طبقهٔ صدم، بیرون از در کنگره، فقط میگویند آقا باید اراده داشته باشیم، غیرت داشته باشیم، همت داشته باشیم تا از این طبقهٔ صدم بپری و بیایی پایین.

اما کنگرهٔ ۶۰ برخلاف ارگانهای بیرون به من میگوید آقا، همانگونه که طبقهبهطبقه تشریف بردی بالا، اگر میخواهی به درمان اعتیاد برسی، باید طبقه به طبقه برگردی. چرا؟ چون سیستم بدن من مخدر طبیعی داشت تولید میکرد. سیستم بدن من آنقدر هوشمند است که مانند فتیلهٔ چراغ نفتی، هر چقدر من وارد این جسمم مواد مخدر میکنم، جسمم دارد فتیله را میکشد پایین تا این مخدری که درون بدن من تولید میشود صفر شود.حالا کنگرهٔ ۶۰ میگوید بهترین دارو شربت تریاک است چون 25 نوع الکالوئید دارد. خب حالا شربت تریاک را میخورم. آیا مشکلم حل میشود؟ نه. دوز مناسب میخواهد، دوز مناسب را در زمان مناسب میخواهد.
عزیزی که مصرفش شیشه است با عزیزی که مصرفش تریاک است، دوز دارویی که اینجا راهنمای عزیز برایش تجویز میکند، فرق میکند. خب بخش دوم دستور جلسه تولد اولین سال رهایی حسین اقا هستش . جا دارد این روز را اول تبریک بگویم به راهنمای سیگارش، آقا جمشید عزیز،به راهنمای همسفرشان خانم ایران و همچنین به همسفر محترمشان تبریک میگویم.حسین عزیز با تخریب متادون وارد کنگرهٔ شد، همیشه هم میگفت آقا کی حالم خوب میشود؟ این اوتی انگار اثر ندارد و متادون قویتر است ، خب همانطور که میدانید باید من اجازه بدهم اوتی سیستم بدن من را بشناسدو وقتی شناخت،حالم را خوب میکند. این روز زیبا را به او تبریک میگویم. امیدوارم همینگونه که دارد حرکت میکند، پایدار باشد و خدمتگزار. ممنونم که توجه کردید.
آرزو و سخنان مسافر حسین:

از خداوند میخواهم هیچ مسافری بدون رهایی از کنگره خارج نشود.سلام دوستان حسین هستم یک مسافر. شکر خدا که توانستم این جایگاه را تجربه کنم. از آقای مهندس و خانواده محترمشان کمال تشکر را دارم.از مرزبان ها و ایجنت محترم تشکر میکنم. از راهنمای محترم، آقا مهدی خالقی، تشکر میکنم که اجازه دادند در این جایگاه باشم. از راهنمای سیگارم، آقا جمشید، تشکر میکنم که بسیار زحمت کشیدند. از راهنمای اول سیگارم، آقا مجتبی صادقپور، تشکر میکنم. از آقای حیرانی تشکر میکنم که واقعاً به من انرژی میدهند. سپاس از همه دوستان و از همه راهنمایان عزیز، بهویژه از تمام خدمتگزاران عزیز که همه حرفها و تجربههایشان را در قالب یک هدیه به من دادند.از راهنمای همسفرم، خانم ایران، تشکر میکنم. از تمام راهنمایان و از همسفر خودم، خواهرم، واقعاً تشکر میکنم که بسیار زحمت کشیدند. ممنونم که گوش دادید.
سخنان راهنمای همسفر:
سلام دوستان ایران هستم راهنمای یک همسفر. خداروشکر برای چندمین بار توفیق حاصل شد این جایگاه را تجربه کنم. از آقای مهندس و خانواده محترمشان تشکر میکنم. سیدی تولد را گوش میدادم ، واقعاً پیامهای بسیار خوبی برای من داشت؛ اینکه انسان نخست باید تغییر را از خودش شروع کند. زمانی که انسان، نواقص خودش را پیدا میکند، در راه درست برای اصلاح آنها شروع به حرکت میکند ومیتواند به رهایی و این جایگاه والا برسد. ما فقط به این دنیا نیامدهایم که عمر کنیم، آمدهایم که در این جهان رشد کنیم .خب در ادامه این تولد بسیار زیبا را به آقای مهندس و خانواده محترمشان تبریک میگویم. به راهنمای محترم، آقا مهدی، تبریک میگویم. به حسین آقا تبریک میگویم. به آقا جمشید تبریک میگویم. به همسفرشان، خانم مینا، که واقعاً همسفری بسیارخوب است تبریک میگویم این عزیزان را تشویق کنید.
آرزو و سخنان همسفر:
از خداوند میخواهم که همه سفر اولیها، بیایند و این جایگاه را تجربه کنند. سلام دوستان مینا هستم همسفر. از آقای مهندس و خانواده گرامی ایشان کمال تشکر را دارم. ازآقای مهدی خالقی، تشکر میکنم که واقعاً زحمت کشیدند برای برادرم . انشاءالله که اجر خدمتهایشان به زندگیشان بازگردد. از آقا کریم راهنمای تازهواردشان، تشکر میکنم. از تمام راهنماهایی که واقعاً وقت گرانقدرشان را در اختیار بنده گذاشتند، با آموزشهای نابشان بسیار تشکر میکنم. انشاءالله که اجر خدمتهایشان به زندگیشان بازگردد.حسین واقعا تغییرات خیلی زیادی در خلق و خویش ایجاد شد بعد از ورود به کنگره ، چون جهان بینی اش تغییر کرد.ممنونم که به سخنانم گوش کردید.
نظر شما را جلب میکنم به تصویری از اهداء نشان اولین سال رهایی مسافر حسین:

تنظیم و تایپ: مسافر مهدی لژیون دوازدهم
عکس: مرزبان خبری
نگارنده: مسافر علی لژیون بیستم
- تعداد بازدید از این مطلب :
205