English Version
This Site Is Available In English

تولدها حامل پیام هستند

تولدها حامل پیام هستند

جلسه هشتم از دوره سوم سری کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره۶۰ ویژه مسافران و همسفران نمایندگی کاشان، با استادی راهنمای محترم مسافر حسین و نگهبانی مسافر ابوذر و دبیری مسافر حمید با دستور جلسه "از سایت، فضای‌ مجازی و هوش‌ مصنوعی در کنگره۶۰ چگونه استفاده می‌کنم؟" و "تولد اولین سال رهایی مسافر حجت" پنج‌شنبه 2 مهرماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۶ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان حسین هستم یک مسافر، خدا را شکر می‌کنم که یک روز دیگر به واسطه تولد در این جایگاه قرار گرفتم، قبل از هر چیز خوش آمد میگم به راهنمای همسفر محمدجواد که از شعبه دنا تشریف آوردند و در این جلسه حضور دارند. دستور جلسه امروز ما شامل دو بخش است؛ اول: دستور جلسۀ هفتگی سایت و دوم: اولین سال رهایی و تولد یک سال رهایی مسافر حجت می‌باشد که به‌موقع درمورد آن صحبت می‌کنم.

بخش اول:
از چهارشنبه هفته گذشته تا امروز که خود آقای مهندس و دیگر بچه‌ها درمورد سایت، هوش مصنوعی، فضای مجازی و اینکه چگونه از آنها استفاده می‌کنم، صحبت‌های زیادی شده است و خیلی از بچه‌ها درمورد آن مشارکت کردند که از این مشارکت‌ها توانستیم آموزش‌های مفیدی را از سایت دریافت کنیم. یک همچین دستور جلسه‌ای در نمایندگی‌هایی که نوپا هستند از طرف مسافرها بیشتر قابل پیگیری است، هر شعبه‌ای برای خودش خدمتگزارانی دارند که در سایت کارهای مختلفی را انجام می‌دهند تا خبرها و آموزش‌های شعبه را در اختیار دیگران قرار بدهند. یکی از ویژگی‌های خدمت در سایت این است که افراد ناخواسته از یک‌سری آموزش‌های ویژه‌ای به واسطه همین خدمتشان در سایت بهره می‌گیرند.

همین چند روز پیش اولین سال تولد شعبه کاشان بود که جای شما خالی، جشن مختصری گرفتیم و با خدمتگزاران شعبه هم ناهار خوردیم، حالا باید ببینیم که این شعبۀ تازه تأسیس یک ساله، از نظر جایگاه خودش در سایت و یا هوش مصنوعی و فضای مجازی در چه حدی قرار دارد، خب مسلماً یک شعبۀ تازه تأسیس از لحاظ اینکه خدمتگزاران سایت آن در چه رده‌ای هست و باشند نسبت به دیگر شعبه‌هایی که سابقه چندین ساله دارند، مسلماً فرق می‌کند، حتی مشارکت و تقدیر و تشکر از خدمتگزاران سایت هم تفاوت دارد، چون آن‌ها از تجربیات چند ساله خودشان هم بهره می‌برند و این وظیفۀ بچه‌های خود سایت است که چگونگی استفاده از سایت و فضای مجازی را به مسافران و همسفران آموزش درست و صحیح بدهند و آنها را جذب کنند.

برای پیگیری مطالب سایت امسال آقای مهندس درمورد هوش مصنوعی و استفاده از آن تأکید زیادی داشتند، خب همونطور که می‌دانید هوش مصنوعی هم مطالب و هم تصاویر بهتری را می‌تواند برای کاربر خودش ارائه بدهد و این وظیفۀ ماست که به بچه‌ها آموزش لازم را بدهیم، چه در قسمت مسافران و چه همسفران، که چگونه از سایت شعبه خودمان بازدید کنند و مطالب آن را پیگیر باشند.

هر چند وقت یکبار یکی از مطالب سایتِ یک نمایندگی در سایت اصلی کنگره60 بارگزاری می‌شود، تمام دنیا می‌توانند آن مطالب را ببینند و بخوانند و درمورد آن نمایندگی و شعبه اطلاعات و آگاهی کسب کنند. خب البته هر جایی که یک منبع موثق و مهمی وجود داشته باشد در اطراف آن هم تعدادی هستند که می‌خواهند سوءاستفاده کنند، مثلاً شما اگر باغ یا مزرعه‌ای را در نظر بگیرید، در کنار درختان حاصل‌خیز و زیبا، مسلماً علف‌های هرزی هم رشد می‌کنند، اما هیچکس نمی‌رود از آن علف‌های هرز استفاده کند و درختان میوه‌دار را رها کند. درمورد سایت کنگره ۶۰ هم همین‌گونه است، بهتر است ما از سایت اصلی استفاده کنیم نه از دیگر سایت‌های فرعی، این وظیفۀ راهنماست تا رهجو را روشن کند که مطالب موثق را از چه طریقی پیگیری کند تا رهجو جذب دیگر سایت‌های فرعی نشود و ناخواسته از مسیر خودش منحرف نشود.

این سایت‌های فرعی به‌وسیله راهنماهایی که قبلاً در کنگره60 خدمت می‌کردند و الآن دیگر حضوری ندارند درست می‌شود و قصدشان هم این است که برای خودشان بازدید بیشتری را جمع کنند، البته آنها هم از خودشان چیزی را ارائه نمی‌دهند، از منابع کنگره60 و صحبت‌های آقای مهندس استفاده می‌کنند، اما باز هم به واسطه هدفی که دارند کارشان درست نیست، چون در آخر منافع مالی خودشان را در نظر دارند.

یکی از دلایلی هم که آقای مهندس درمورد هوش مصنوعی تأکید زیادی دارند این است که وقتی از هوش مصنوعی درمورد اعتیاد سؤال بشود و جستجو می‌کند تا ببیند کدام یک از سایت‌ها مطالب و اطلاعات بیشتری را درمورد اعتیاد و درمان آن ارائه داده است، پس این وظیفۀ ماست که روش درمان کنگره۶۰ را به واسطه هوش مصنوعی به دنیا معرفی کنیم‌‌. در خیلی از این سایت‌های فرعی بعضی از راهنماها رهایی رهجویان خود را یا حتی عکس‌های شعبه را در سایت بارگزاری می‌کنند و این اصلاً درست نیست، شاید کسی دوست نداشته باشد، وظیفۀ من است که با دنبال نکردن این سایت‌ها به آنها بها ندهیم و نگذاریم این سایت‌ها بال و پر بیشتری بگیرند، فقط سایت اصلی را دنبال کنیم، لایک کنیم و مطالب آن را برای دیگران هم آموزش دهیم.

در اینجا از خدمتگزاران سایت تشکر می‌کنم و این هفته را به آنها تبریک می‌گویم، یک نکته‌ای که خدمتگزاران سایت باید به آن توجه کنند این است که سعی کنند مطالب گفته شده را توسط راهنماها و یا استاد بصورت کامل در سایت بارگزاری کنند، هیچکس نمی‌تواند صحبت‌های استاد را کم و زیاد کند و آن چیزی را که دوست دارد انتقال بدهد و آن چیزی را که دوست ندارد حذف کند، چرا؟ چون که من خودم گاهی اوقات مطالبی را که تایپ می‌شود از آن چیزی متوجه نمی‌شوم چه برسد به دیگران که می‌خواهند آن را بخوانند، خدمتگزاران سایت نباید نیتشان این باشد که فقط مطلبی را بارگزاری کرده باشند، بلکه باید بتوانند با تایپ کردن صحیح و کامل صحبت‌های استاد اصل کلام را انتقال بدهند، چون اگر کسی مطالب سایت شعبه کاشان را 2 بار بخواند و از آن چیزی متوجه نشود، دیگر آن را باز نمی‌کند و پیگیر نمی‌شود.

بخش دوم:
خب این از سایت که درموردش صحبت کردم، دستور جلسه دوم هم اولین سال رهایی مسافر حجت است که به خودش و همسفرانش تبریک می‌گویم، طبق رسم کنگره۶۰ آقا حجت و همسفرانش بیایستند، آنها را تشویق کنید، ابتدا تبریک می‌گویم به خودم و آقای مهندس، راهنمای همسفر و همسفرشان، لژیون کاشان و لژیون شهرضا، اولین سال رهایی مسافر حجت را تبریک می‌گویم.

هدف ما از جشن گرفتن در کنگره۶۰ برای رهایی‌ها این نیست که بگوییم فلان رهجو یک سال است رها شده و مصرف نکرده است، هدفمان این است که رهجویان سفر اولی بتوانند یک تصویر ذهنی برای خودشان بسازند که می‌توانند آنها هم این تجربه را کسب کنند و با ماندن در کنگره می‌توانند یک سال رهایی یا ۵ سال رهایی خود را جشن بگیرند.

درمورد حجت باید بگویم که او در نمایندگی شهرضا سفر خود را شروع کرد و همان جا هم رهایی خودش را گرفت البته سفر پرچالشی هم داشت، بعد از چند ماهی که سفر خودش را شروع کرد راهنمایش آقا منوچهر که می‌خواست برای امتحان راهنمایی سیگار به تهران برود متأسفانه از دنیا رفت، البته در بُعد دیگر حتماً راهنماست و درحال ادامه سفر خودش هست، خب آقا منوچهر که در شعبه شهرضا لژیون هفتم را راهنمایی می‌کرد بعد از فوتش همۀ بچه‌ها به لژیون من آمدند تا اینکه راهنمایی برایشان پیدا بشود تا سفر خود را ادامه بدهند، اما متأسفانه به‌خاطر آن اتفاق، سفر حجت سفری پرچاله شد، اما این باعث نشد که خودش و همسفرش کنگره را رها کنند، مرخصی می‌گرفتند، گاهی اوقات یکی دو ماه نمی‌آمدند، اما بعد از آن خودشان را به کنگره می‌رساندند و من خودم این تجربه را درمورد خیلی از بچه‌ها دارم که اگر از کنگره فاصله بگیرند دیگر از آرامش و آسایشی برخوردار نیستند و هیچ جای امنی را برای خودشان نمی‌یابند و این پیامی هم که برایشان آمده، من واقعاً خودم لذت بردم، این پیام‌هایی که برای بچه‌ها از کتاب می‌آید باید رهجو و راهنمایش به این پیام‌ها ایمان داشته باشند تا بتواند در ادامۀ سفر به او کمک کند. سفرش را به پایان رساند و سفر سیگارش هم که با چالش روبرو شده بود الآن درحال سفر کردن است، بعد از آنکه من لژیون خودم را در شهرضا تحویل دادم و به کاشان آمدم حجت هم گفت که من می‌آیم و از آن روز هم مرتباً می‌آید و درحال خدمت کردن است. امروز هم که اولین سال رهایی خودش را جشن می‌گیرد به راهنما شدن هم فکر می‌کند، اما هنوز جراتش را پیدا نکرده، انشالله که یک روز پیدا کند، بخواند و راهنما بشود.

بعضی از رهجوهایی که به خیال خودشان می‌خواهند راهنما را اذیت کنند در اشتباه هستند، چون که واقعاً کنگره و شخص خود راهنما به چنین رهجوهایی نیاز دارد، اگر راهنمایی بتواند افرادی را که مشکلات زیادی دارد و با سختی سفر می‌کنند را به رهایی برساند، این هنر است و الا رهجویی که سفر خوبی داشته باشد، مرتب بیاید برود و سفر خوب و مرتبی داشته باشد، برنامه‌های خوب و راحتی هم بگیرد، این هم خوب است اما هنر آن است که آنچنان افرادی را به رهایی برساند و به‌گونه‌ای بستر را برایشان مهیا کند که در کنگره ماندگار شوند، نه اینکه فراری باشند. رفتن از کنگره کاری ندارد ولی ماندن و خدمت کردن در کنگره کار مهمی است.

باز هم اولین سال رهایی‌شان را تبریک می‌گویم و امیدوارم که بخوانند و راهنما بشوند، یک بار دیگر به خودشان، راهنمای همسفر، آقای مهندس و خانم آنی این رهایی را تبریک می‌گویم، مرسی و متشکرم که به صحبت‌های من گوش کردید.

پیام تولد حجت عزیز:
حجت عزیز؛ شکوفه‌ها در بهارند و ریشه‌ها در پاییز محکم‌تر می‌شوند، سخت‌ترین زمان را تحمل نمائید.

اولین سال رهائیت پرشگون باد

ازطرف مسافران و همسفران نمایندگی کاشان

اعلام سفر مسافر حجت:
آخرین آنتی ایکس: شیره، گل
روش درمان: DST
داروی درمان: شربت OT
مدت سفر اول: 13 ماه و 11 روز
ورزش در کنگره۶۰: والیبال
رهایی از بند اعتیاد: یک‌سال و یک روز
راهنمای گرانقدر: حسین نامداری
لژیون یکم نمایندگی کاشان

آرزوی مسافر حجت:
آرزوی اولم را توی دلم نگه می‌دارم و آرزوی دومم اینه که هیچ معتادی پشت دری گیر نکنه و تحت هر شرایطی یجوری روزی بتونه پاش باز بشه به کنگره60.

آرزوی همسفر فائزه:
منم آرزوی اولم را توی دلم نگه می‌دارم و آرزوی دومم اینه که بتونم راهنما بشم.

سخنان مسافر حجت:
سلام دوستان حجت هستم یک مسافر، حقیقتاً در کنار حسین آقا صحبت کردن خیلی سخت است، من از ایشان آموزش‌های خیلی زیادی گرفتم و خیلی هم افتخار می‌کنم، از ایشان خیلی تشکر می‌کنم، البته ببخشید اول می‌بایست از آقای مهندس و خانواده‌شان تشکر می‌کردم یادم رفت، در اینجا از آنها تشکر می‌کنم که این مسیر را برای من و امثال من قرار دادند تا بتوانم آموزش بگیرم و در زندگی خودم به کار ببرم، حال و احساس خیلی خوبی دارم و برایم خیلی شیرین است که وصف آن را نمی‌توانم بگویم.

برادر اولم ۴۸ سالهِ بود که در اثر سوءمصرف مواد مانند ب2 و چند خشاب قرص دیگر جان خودش را از دست داد که برای من خیلی سخت بود و بعد از آن در طول این مسیر خواهر خودم را از دست دادم، آن هم در سن ۳۷ سالگی، من هیچ وقت فراموش نمی‌کنم که این مواد چه بلایی به سر برادر من آورد و شاید اگر من هم در این مسیر قرار نمی‌گرفتم معلوم نبود الآن در این دنیا بودم یا نه.

من در سال ۸۳ بعد از خدمت، چون که شوهر خواهرم یه جایگاه پمپ بنزین زده اول این را برایتان بگویم که یکی دو تا از بچه‌ها از من سرویس گرفتند که آیا اینجا شدنی است یا نه به آنها جواب دادم من با این همه عقبه خرابی که داشتم و اینکه در سال ۸۳ بعد از خدمت که مواد کراک تازه آمده بود شروع به مصرف آن کردم و در کنار آن هم با یکی دیگر از دوستانم بصورت خشاب‌های ده‌تایی ترامادول مصرف می‌کردیم، پس الآن من را که اینجا نشسته‌ام اینگونه نبینید، قبلاً خیلی آشفته و بهم ریخته بودم، تمام دندان‌هایم خراب شده بود و فقط این را می‌توانم بگویم که فقط اینجا بود که جان من را نجات داد، قبل از اینجا حدود ۹ سال و نیم در اِن‌جی‌اُ (NGO) دیگر بودم اما باز هم لغزش کردم، لغزش من با مشروب حدود ۴-۵ سال با مشروب خودم را سرگرم کردم تا اینکه باز هم به موادمخدر رویی آوردم.

من در سفری که داشتم سه تا راهنما داشتم اما حسین آقا برای من فراتر از یک راهنما بود، البته سفر خیلی پُر چالشی هم داشتم، من در سال 1402 وارد کنگره60 شدم، اما الآن دارم یک سال رهایی‌ام را جشن می‌گیرم، خیلی وقت‌ها می‌شد که می‌خواستم برنامه را رها کنم و بروم، اما این حسین آقا بود که مرا دلگرم می‌کرد برای ادامه سفرم، واقعا نمی‌توانم و نمی‌دانم چگونه حق مطلب را ادا کنم و از ایشان تشکر کنم، هم از خودشان و هم از خانواده محترمشان تشکر می‌کنم، از راهنمای همسفرم خیلی تشکر می‌کنم که ایشان هم برای ما خیلی زحمت کشیدند.

من در طی این چند سالِ همسفر خودم را خیلی اذیت کردم و بخاطر من خیلی پایین و بالا شد،، اصلاً فراموش کردم که از ایشان هم تشکر کنم، در طی این چند سال خیلی اذیت شد و می‌خواهم که مرا حلال کند، شاید فردا دیگر فرصتی نباشد، آدم همیشه باید واقف به این امر باشد، از خانم اعظم تشکر می‌کنم، از آقا اکبر و آقا سعید تشکر می‌کنم که نشریات را به من سپردند تا خدمت کنم، در نشریات از آقا سعید آموزش‌های زیادی گرفتم و در کل از همۀ شما تشکر می‌کنم و خیلی ممنونم.

سخنان راهنمای محترم همسفر اعظم:
سلام دوستان اعظم هستم یک همسفر، خداوند را سپاسگزارم که به من اجازه داد تا در کنگره60 حضور داشته باشم، از آقای مهندس عزیز بسیار سپاسگزارم که به من این فرصت را داد تا در کنگره60 خدمت کنم، خیلی خوشحالم که امروز در جشن این دو عزیز شرکت می‌کنم و به آنها صمیمانه تبریک می‌گویم، به آقای مهندس و خانواده محترمشان تبریک می‌گویم، تبریک ویژه به حسین آقای عزیز می‌گویم، از نظر من این تولد به خاطر عملکرد خوب شماست خیلی به شما تبریک می‌گویم، گوارای وجودتان باشد، به حجت تبریک می‌گویم از حجت تشکر می‌کنم که به خاطر حرکت خیلی خوبشان اجازه دادند تا در این جشن سهیم باشم، به خانم فائزه عزیزم خیلی تبریک می‌گویم.

اگر درمورد ایشان بخواهم صحبت کنم، فردی بسیار باهوش زرنگ و با استعداد هستند، ولی متأسفانه آنجوری که باید هنوز آن اعتقاد قلبی را نسبت به کنگره و آقای مهندس پیدا نکردند و همانطور که حسین آقا هم گفتند، خانم فائزه هم از رهنما شدن ترس دارند اما من مطمئنم که این اتفاق در زمان خودش می‌افتد، ایشان در زمینه فعالیت‌های ورزشی روز جمعه خیلی خوب می‌درخشند، بخصوص درمورد والیبال و خیلی هم علاقه زیادی به ورزش دارند و امیدوارم که در نقش خودشان در کنگره هم خوب فعالیت داشته باشند. واقعا هر دو عزیز شایستگی راهنما شدن را دارند و یکی از دلایلی که به نظر من از مرخصی‌هایی که از کنگره می‌گرفتد و برمی‌گشتند، همین شایستگی و لیاقت برای خدمت کردن در کنگره60 بوده است و خداوند هم این بستر و فرصت را برایشان مهیا می‌کرده تا باز هم برگردند.

به نظر من مسافرشان آقا حجت در این مسیر از همسفر خودشان خانم فائزه خیلی پیشی گرفتند و دلیلش هم این است که همانطور که دیگر عزیزان گفتند خدمت کردن در راه دورتر عشق مسیر و راه، پشت‌کار می‌خواهد و مهم‌تر از همه آن محبت به راهنما و فرمانبرداری را می‌طلبد، به شما خیلی تبریک می‌گویم، باز هم بخاطر اینکه در این مسیر همپای حسین آقا شدید و امیدوارم که هر دو عزیز را در تولد ۵ سالگی با شال راهنمایی ببینیم، خیلی متشکرم.

سخنان همسفر فائزه:
سلام دوستان فائزه هستم یک همسفر، خداوند را سپاسگزارم که در این جایگاه قرار گرفتم، در ابتدا از آقای مهندس و خانواده محترمشان تشکر می‌کنم که این بستر را برای ما فراهم کردند، از راهنمای مسافرم حسین آقا تشکر می‌کنم که مانند یک برادر بزرگتر برای مسافر من بزرگی کردند و هنوز که هنوزه او را راهنمایی می‌کند، از مسافرم تشکر می‌کنم که هنوز این مسیر را درحال طی کردن است به واسطه این جایگاهی که در کنگره دارند من هم این لحظه را تجربه می‌کنم، از راهنمای خوب خودم خانم اعظم تشکر می‌کنم که در طول این سه سال کنار من بودند و کم کاری‌ها و قصور من را اول تذکر می‌دادند و چشم پوشی می‌کردند.

در مورد اینکه ما چگونه وارد کنگره60 شدیم؛ یک روز مسافرم به همراه دخترم داشتند می‌رفتند که از آقا فریدون که راهنمای تازه‌واردین بود درمورد کنگره60 پرسیدند و ما با کنگره60 آشنا شدیم و باعث شد که وارد کنگره بشویم، مسافرم در ابتدا سفر خوبی را داشت، اما بخاطر چالش‌هایی که برایشان پیش آمد، باعث شد سفر ایشان به درازا بیافتد، هر تولد و رهایی را که می‌دیدیم از راهنمایم می‌پرسیدم، آیا می‌شود یک روزی ما هم آن جایگاه را تجربه کنیم؟ و می‌گفتم مثلاً فلانی دیرتر از ما آمده اما رهایی گرفت یا فلانی دیرتر از ما الآن تولد گرفت، خدا را شکر می‌کنم باز هم با آن که ما مدتی از کنگره فاصله می‌گرفتیم، باز هم در این مسیر قرار می‌گرفتیم و به کنگره وصل می‌شدیم، خدا را شکر می‌کنم که از این همه چالش‌ها و سختی‌هایی که در مسیرمان قرار گرفت توانستیم این جایگاه را لمس کنیم.

از تجربیات خودم اگر بخواهم بگویم؛ یک‌سری که از کنگره فاصله گرفته بودیم، خیلی دلم می‌خواست که در لژیون سردار شرکت کنم، مسافرم به من گفت نه ما تعهد داده‌ایم، حالا که من نمی‌آیم تو می‌توانی به جای من پرداخت کنی، وقتی این پرداخت را انجام دادم دقیقاً از جلسه بعد باز هم به کنگره وصل شدم، می‌خواهم این را بگویم به کسانی که سفر اولی هستند و تازه‌واردند، با کمی صبر می‌توانند تولد و رهایی را برای خودشان بدست بیاورند بشرط اینکه اذن آن صادر بشود، خیلی ممنون از اینکه به صحبت‌های من گوش کردید.

و در ادامه

اعلام رهایی از بند موادمخدر مسافر حمیدرضا رهجوی راهنمای محترم مسافر حسین:

تهیه و تنظیم: گروه سایت نمایندگی کاشان

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...