English Version
This Site Is Available In English

سایت؛ بستری برای انتقال آموزش و خدمت در کنگره ۶۰

سایت؛ بستری برای انتقال آموزش و خدمت در کنگره ۶۰

دومین جلسه، از دوره شصت یکم از سری کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره۶۰، نمایندگی پروین اعتصامی اراک، با استادی راهنمای محترم مسافر حبیب، نگهبانی راهنمای محترم، مسافر حمید و دبیری راهنمای محترم  مسافر نبی الله، با دستور جلسه: « از سایت، فضای مجازی و هوش مصنوعی در کنگره ۶۰ چگونه استفاده کنیم .» پنج‌شنبه  شهریورماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۴۵ برگزار شد.


خلاصه سخنان استاد؛

سلام دوستان، حبیب هستم، یک مسافر.

از نگهبان محترم و دبیر عزیز تشکر می‌کنم که این اجازه را به من دادند تا در این جایگاه خدمت کنم. در رأس، از جناب آقای مهندس و خانواده محترمشان و همچنین از راهنمای خودم، آقای رضا، و آقای احمد بسیار تشکر می‌کنم؛ چراکه هرچه دارم، از این دو عزیز است و تا ابد مدیون آن‌ها هستم.

به نظر من، نقطه سقوط قطعاً فراموشی است. اگر من گذشته‌ام و کسانی را که به من کمک کردند فراموش کنم، قطعاً سقوط خواهم کرد. امیدوارم هر جا که هستند، سالم و تندرست باشند و من هم بتوانم ذره‌ای جا پای این عزیزان بگذارم و راه آن‌ها را ادامه دهم.

دستور جلسه امروز «سایت» است و همچنین تولد یک سال رهایی مرزبان محترم، آقای امیر. وقتی تولد و رهایی داریم، انرژی جلسه متفاوت است. نکته‌ای که می‌خواهم بگویم، درباره آوای تولد است. شاید وقتی آوای تولد خوانده می‌شود، از بین بیست نفر، فقط چند نفر آن را بخوانند؛ در حالی که این کار انرژی فوق‌العاده‌ای دارد. یادم هست یک روز در تولد آقا مهندس، در هفته بنیان، در تهران بودیم و همه ایستاده و یک‌دست آوا را خواندند. آن جلسه انرژی بسیار خوبی داشت. امیدوارم از امروز سعی کنیم آواهای تولد و شکرگزاری را با هم بخوانیم.

در مورد دستور جلسه سایت، یک موضوع غیرقابل انکار وجود دارد و آن اینترنت است. در دنیای امروز، اینترنت چیزی نیست که بتوان آن را حذف کرد. در هر جایگاهی که هستیم، در کار، تحصیل، ورزش و درمان اعتیاد، بخواهیم یا نخواهیم، باید خودمان را با اینترنت وفق دهیم و نباید از این مسئله عقب بمانیم.

طبق گفته جناب مهندس، انسان باید همیشه از گفتارها و نوشتارها جلوتر باشد. اگر عقب بمانیم، هر کسی می‌تواند سر ما کلاه بگذارد. به نظر من، خیلی از شکست‌ها به این دلیل است که از چیزهایی که به‌روز هستند، مانند اینترنت و گفتارها و نوشتارها، عقب‌تر باشیم.

خدا را صد هزار مرتبه شکر می‌کنم که کنگره ۶۰ در این زمینه آینده‌نگری کرده است. کنگره در سال ۱۳۷۸ تأسیس شد و چند سال بعد سایت کنگره ۶۰ راه‌اندازی شد؛ در شرایطی که بسیاری از ارگان‌ها و مجموعه‌های قوی چنین سایتی نداشتند. امروز مطالب و آموزش‌های کنگره از طریق سایت به نقاط مختلف کشور و حتی خارج از کشور منتقل می‌شود و افراد می‌توانند از آموزش‌های کنگره، روش DST و مطالب آن استفاده کنند.

یکی از برداشت‌های من از این دستور جلسه، فضای مجازی است. فضای مجازی در سفر اول خیلی من را اذیت می‌کرد. اگر بلد نباشیم از آن استفاده کنیم، می‌تواند روی کار، زندگی، درمان، درس و ورزش ما تأثیر بگذارد. اینستاگرام هم به دلیل اینکه روش استفاده درست از آن را بلد نبودم، من را درگیر کرده بود.

یادم هست یکی از مرزبان‌های سایت در شعبه سردشت گفت کسانی که درگیر این موضوع هستند، بیایند و در سایت خدمت کنند. من هم آمدم و در کنار آقای میلاد و آقای حمید وحیدیان خدمت کردم. اگر امروز سایت نمایندگی پروین اعتصامی وضعیت خوبی دارد، به دلیل تلاش بچه‌هاست. از آقای میلاد، آقای حمید وحیدیان و همه عزیزانی که در این مسیر خدمت کردند، تشکر می‌کنم.

امروز هم آقای مهدی مرزبان سایت هستند. آقای معین مسئول سایت، آقای حامد علی‌آقا در بخش کاربری و آقایان جهانگیر، روح‌الله و مجتبی در بخش تایپ و ویراستاری خدمت می‌کنند. باید قدردان این عزیزان و تمام خدمتگزاران سایت در سراسر کشور باشیم؛ چراکه این آموزش‌ها را به دیگران منتقل می‌کنند و کار بسیار بزرگی در حال انجام است.

در مورد اینستاگرام هم اگر بلد نباشیم چگونه از آن استفاده کنیم، می‌تواند تخریب ایجاد کند. ما صفحه کنگره ۶۰ را در اینستاگرام داریم که می‌تواند کارساز باشد. استاد امین می‌گویند زمانی توانایی‌های ما می‌توانند بر علیه خودمان شوند. امیدوارم بتوانیم از فضای مجازی به شکل صحیح استفاده کنیم.

در مورد هوش مصنوعی نیز در دستور جلسه «صورت مسئله اعتیاد»، آقای مهندس از هوش مصنوعی صحبت کردند و این موضوع بسیار مهمی است. به نظرم می‌توان درباره این موضوع و کاربرد آن در زمینه درمان اعتیاد و انتقال آموزش‌ها بیشتر صحبت کرد.

در پایان، تولد یک سال رهایی آقای امیر را تبریک می‌گویم. روزهای اول حضور ایشان را به یاد دارم. همیشه در ردیف سوم می‌نشستند و وضعیت خوبی نداشتند، اما همیشه در جلسه حضور داشتند، مشارکت می‌کردند و حضور فعالی داشتند. در بخش OT و مرزبانی نیز خدمت کردند و در جایگاه‌های مختلف خدمتگزار بودند.

من از خدمت ایشان راضی هستم و بسیار خوب خدمت می‌کنند. امیدوارم ماندگار باشند و بعد از مرزبانی، شال نارنجی را نیز دریافت کنند و تولدهای پنج‌سال و ده‌سال رهایی ایشان را جشن بگیریم.

همچنین به آقا صابر و آقا علیرضا تبریک می‌گویم که برای امیر بسیار زحمت کشیدند. کسانی که امروز حضور ندارند، به این معنا نیست که اثر و حضورشان از بین رفته است؛ کارهایشان در کنگره ۶۰ ماندگار است و ثمره زحماتشان را می‌بینیم.

ممنون که به صحبت‌های من گوش کردید.

در ادامه این جلسه، جشن یک سال رهایی مسافر امیر برگزار شد و ایشان در این مناسبت، از مسیر طی‌شده، تجربه‌ها و احساسات خود در این روز ارزشمند گفت.

سلام دوستان، امیر هستم، یک مسافر.
شاکر و سپاسگزار خداوند هستم که امروز این جایگاه را تجربه می‌کنم و این حال خوب را دارم. ابتدا از راهنمایانم تشکر و سپاسگزاری می‌کنم؛ آقای علیرضا، آقا صابر و آقا حبیب عزیز که حال خوبی را که امروز تجربه می‌کنم، حاصل آموزش‌ها و زحمات این عزیزان هست. همچنین از آقا رضا، راهنمای درمان سیگارم، تشکر و سپاسگزاری می‌کنم.

هر کسی که وارد کنگره می‌شود، در اوایل کار شاید فکر کند این تلاش خودش است و خودش دارد این مسیر را طی می‌کند، اما چراغ راه، راهنماست و راهنمایی‌های اوست که مسیر را برای ما روشن می‌کند.

اگر بخواهم تجربه خودم را از روش DST بگویم، یکی از بزرگ‌ترین اتفاقاتی که در زندگی من افتاد، همین روش DST بوده است. من از روش DST خیلی چیزها یاد گرفتم؛ حتی به من درس زندگی داد.

اوایل که وارد کنگره شدم، فکر می‌کردم فقط باید مواد مصرفی‌ام، از هروئین و شیشه گرفته تا هر چیزی که مصرف می‌کنم، کنار گذاشته شود و بعد بروم دنبال زندگی‌ام. اما روش DST خیلی بیشتر از این به من درس زندگی کردن داد.

من بیرون از کنگره فکر می‌کردم مشکل اصلی فقط همان مصرف مواد است؛ شیشه یا هر ماده دیگری که فرد مصرف می‌کند. حتی وقتی می‌دیدم بعضی‌ها با بیست‌ویک روز در کمپ می‌مانند و باز مواد مصرف می‌کنند، با خودم می‌گفتم باید بیشتر بمانی تا نتیجه بگیری.

من هم به خواسته خودم، هفت ماه در کمپ ماندم و اتفاقی هم نیفتاد. وقتی بیرون آمدم، روز اول نه ولی روز دوم دوباره مصرف کردم. ولی در کنگره
فهمیدم مثلث جسم، روان و جهان‌بینی باید در کنار هم قرار بگیرند تا فرد به درمان برسد.

باید این اتفاق بیفتد تا فرد به درمان برسد و بتواند به تعادل برسد. ممکن است بیرون از کنگره هم کسی را ترک بدهند، اما رسیدن به آن تعادلی که من تجربه کردم، به نظر من فقط با خدمت کردن و آموزش گرفتن در کنگره اتفاق می‌افتد.

دیروز از آقا حبیب سؤال کردم و گفتم: «برای تولدم چه صحبتی کنم؟» گفت: «تجربه خودت را بگو. فکر کن تمام مخاطبان تو همان تازه‌واردهایی هستند که وارد کنگره شده‌اند.»

من هم می‌خواهم تجربه خودم را برای همان تازه‌واردها بگویم. استاد امین هم در یکی از سی‌دی‌ها می‌گوید که یک‌سری محرومیت‌ها را باید تجربه کنیم تا به آن موضوع محرم شویم. من این محرومیت‌ها را در سفر اول تجربه کردم.

پول نبود، کار نبود و خیلی چیزها از جمله پول و کار الآن هم نیست ولی آرامش هست.
ولی یک چیزی که الان سر جایش هست همین آرامشه که سالها توی زندگیم نبود و الان به لطف کنگره در آرامشم خدا رو هزاران بار شکر.

«گاهی گمان نمی‌کنیم ولی خوب می‌شود»

درست است؛ همه‌چیز در جای خودش است و در ادامه باید اتفاقات لازم بیفتد. من قبل از کنگره خیلی خرابکاری کرده بودم و حالا توقع ندارم با مثلاً دو سال خدمت کردن یا دو سال در کنگره بودن، همه‌چیز یک‌باره درست شود.

خدا را بابت همین محرومیت‌ها شکر می‌کنم. این محرومیت‌ها را باید تجربه کنی. استاد می‌گوید: «تا محروم نشوی، محرم نمی‌شوی.»

من چگونه باید محرم می‌شدم؟ خودم هم هنوز نمی‌دانم
دیگر شب‌ها بیدار نمانم و صبح زود از خواب بیدار شوم. در روش DST یک‌سری محرومیت‌ها وجود دارد. نمی‌توانی مثل قبل همه چیز را در کنار هم داشته باشی، باید از یک سری از چیزها بگذریم تا بعد از ده ماه به خودمان برسیم. که باید آن‌ها را تجربه کنی تا بعد از مدتی به آن مرحله برسی که مثلاً ساعت پنج صبح با حال خوب از خواب بیدار شوی یا ساعت ده شب بخوابی.

البته این محرومیت‌ها برای هر کسی متفاوت است.

یکی دیگر از چیزهایی که در زندگی یاد گرفتم این است که هر چیزی را که انسان می‌خواهد به دست بیاورد، باید بهایش را پرداخت کند. حتی کوچک‌ترین چیزها هم بها دارند. وقتی می‌خواهی از بقالی یک آدامس بخری، باید بهایش را پرداخت کنی.

روش DST هم بها دارد.  به نظر من تغییر کردن، بدون درد و بدون پرداخت بهای آن چیز، امکان‌پذیر نیست.

در مورد همین موضوع، با بچه‌های مرزبانی هم صحبت می‌کردیم. به آقا ولی گفتم: «در تولدم از تجربه قبلی چه بگویم؟» گفت: «هیچ چیز؛ از همان تجربه داخل کنگره بگو.»

سختی، بدبختی، از دست دادن عزیزان و مسائل مختلفی در زندگی من بوده است، اما مهم این است که من امروز اینجا هستم و این حال را تجربه می‌کنم.

در این جلسه هم قرار نیست زیاد صحبت کنم. دارم تمرین می‌کنم که توی کنگره فیلم بازی نکنم و خودم باشم، ولی نمیشه خوش به حال اون کسی که توی کنگره فیلم بازی نمی‌کنه و نقاب‌های کمتری دارد.  من هم دارم تمرین می‌کنم که این اتفاق رقم بخورد. «امیر،فیلم بازی نکن؛ خودت باش.»

واقعاً هم نمی‌شود فیلم بازی نکنم. زمانی این اتفاق رقم می‌خورد که کنگره درون امیر راه بیفتد و دیگر به کنگره بیرون احتیاجی نباشد که لازم باشد فیلم بازی کنم. این را آقای زرکش میفرماید که دلیل فیلم بازی کردن دور بودن دنیای درون و بیرون انساهاست.

وقتیوارد کنگره می‌شویم، بالاخره هنوز آن نقاب کوچک هم وجود دارد، اما من در کنگره، خدا را شکر، این حال خوب را تجربه می‌کنم.

از همه شما ممنونم که به من تبریک گفتید. واقعاً من این‌جور آدمی نیستم که شما گفتید. امروز آن‌قدر از من تعریف کردید که واقعاً خوشحال شدم. از همه شما ممنونم.


ضبط و تایپ سخنان استاد؛ مسافر مجتبی( لژیون پنجم)
ضبط و تایپ سخنان مسافر امیر:مسافر جهانگیر(لژیون سوم)
عکس: مسافر روح‌اله( لژیون سوم)
تنظیم و ارسال: مسافر معین

مسافران و همسفران آقا کنگره ۶۰، نمایندگی پروین اعتصامی، اراک 

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...