
موضوعی که میتوان در زندگی به آن اشاره کرد، گره عشق است. هر چیزی که دارای جاذبه و اثرگذاری باشد، میتواند هم جنبه مثبت داشته باشد و هم در صورت نادرست شدن، به سمت تخریب و انفجار پیش برود.
عشق همان تمثیل قلب است؛ عشق قلب را میشکافد و راه را به دنیاها و حسهای دیگر باز میکند. برای جذب عشق نیز باید حسی مانند حس گیرنده در انسان وجود داشته باشد تا بتواند آن را دریافت کند. مانند یک اثر هنری یا یک شاهکار که درک و دریافت آن به میزان احساس و تجربه انسان بستگی دارد. این موضوع به تجربه فرد نیز برمیگردد؛ کسی که تجربه کرده و بهای آن را پرداخته است، میتواند آن را بهتر درک کند.
در اینجا با دو موضوع روبهرو هستیم؛ یکی اینکه حس ما باز باشد و بتوانیم دریافت کنیم و دیگری اینکه حس ما بسته باشد و نتوانیم آنچه در اطرافمان وجود دارد را بهدرستی درک کنیم. با بعضی آموزشها میتوان حس را باز کرد، اما ادراک چیزی نیست که بتوان آن را بهسرعت به وجود آورد. برای درک یک موضوع باید وارد آن شد و آن را با تمام وجود دریافت کرد؛ مانند گرسنهای که حال گرسنه دیگری را بهتر میفهمد و احساس میکند.
در خطابه «انفجار عشق» نیز زمانی که این انفجار در شخص به وجود میآید، راههایی برای او باز میشود و چیزهایی را دریافت میکند که پیش از آن قادر به دریافتشان نبوده است. در واقع باید بتوانیم به مسائل به شکلی نگاه کنیم که آنها را به اتفاقی سازنده تبدیل کنیم و اگر در مسیر تخریب قرار گرفتند، بتوانیم آنها را مهار کنیم.
عشق، طبق مثلثی که توسط مهندس مطرح شده، دارای سه ضلع است: سایهها، حس و جاذبه است.
برای اینکه بتوانیم به چیزی علاقه پیدا کنیم، ابتدا باید آن موجودیت داشته باشد که این موجودیت سایه نام دارد. سپس باید بتوانیم آن را حس کنیم. این موضوع به صور آشکار و پنهان، کالبد فیزیکی و سایر کالبدها مربوط میشود.
جاذبه نیز مانند چیزی است که از خود منتشر میشود؛ مثل بوی عطری که در هوا پراکنده میشود و شخص مقابل را جذب میکند. زمانی که این سه ضلع در کنار یکدیگر قرار بگیرند، مثلث عشق شکل میگیرد و جاذبه برای شخص گیرنده معنا پیدا میکند.
ما پنج حس ظاهری یا بیرونی و پنج حس درونی یا پنهان داریم و از طریق حسهای درونی نیز میتوان دریافتهایی داشت. مجموع این حسها و دریافتها در شکلگیری مثلث عشق نقش دارند.
در بدن ما نیز موادی وجود دارد که تولید و ترشح آنها بسیاری از فعالیتهای بدن را کنترل میکند. زمانی که مواد مخدر از بیرون وارد بدن میشوند، به مرور زمان تولید مواد طبیعی و شبهافیونی بدن کاهش پیدا میکند و جایگزینی اتفاق میافتد.
در هستی دو خاصیت موجی و ذرهای وجود دارد و این موضوع در عملکرد سیستمهای مختلف بدن نیز مطرح است. در اعتیاد زمانی که جایگزینی اتفاق میافتد، اگر این مسئله در زمینه دوست داشتن و عشق نیز شکل بگیرد، میتواند به گره عشق تبدیل شود.
انسان باید بتواند از گره عشق بیرون بیاید و بپذیرد که ممکن است طرف مقابل او را دوست داشته باشد یا نداشته باشد. یکی از نشانههای محبت این است که از موفقیت و پیشرفت طرف مقابل خوشحال شویم. گذشت و بخشندگی نیز میتواند از نشانههای عشق باشد.
منبع: برداشت از سیدی خمار عشق
نویسنده: مرزبان همسفر پروانه
عکاس: همسفر سکینه رهجوی راهنما همسفر پریسا (لژیون ششم)
تایپ: همسفر زینب رهجوی راهنما همسفر پریسا (لژیون سوم)
ویرایش و ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون پنجم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی ایران
- تعداد بازدید از این مطلب :
124