جلسه پنجم از دوره چهاردهم کارگاههای آموزشی خصوصی مسافران کنگره۶۰ نمایندگی اردستان با استادی مسافر منصور، نگهبانی راهنما مسافر مجید و دبیری مسافر رسول با دستورجلسه «از سایت، فضای مجازی و هوش مصنوعی کنگره۶۰ چگونه استفاده کنم؟» روز سهشنبه ۳۱ شهریورماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۷ آغاز بهکار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوست منصور هستم یک مسافر. خیلی خوشحال هستم که امروز در این شعبه حضور دارم. انرژی خیلی بالاست و محیط زیبایی دارید، مخصوصاً قسمتی که کتاب و بطریهای D.Sap را گذاشتهاید. خودم خیلی لذت بردم و به شما تبریک عرض میکنم.
در مورد دستور جلسه ابتدا درباره اینستاگرام صحبت میکنم. اسمش روی خودش است؛ فضای مجازی و همه چیز در آن مجازی است. یکی از دوستان میگفت: یکی از دوستان میگفت؛ شب که اینستا گردی میکنیم، فکر میکنیم از مردم جامعه سه هیچ عقب هستیم، ولی صبح که میائیم بیرون و میریم تو جامعه میببینیم نه بابا یک هیچ جلو هستیم بنابراین نباید به هر چیزی که در این فضا میبینیم اعتماد کنیم. اگر مطلبی دیدیم و احتمال دادیم درست است؛ باید پیگیری و سرچ کنیم و با افراد آگاه مشورت کنیم. مثلاً اگر کسی درباره لاغری یا موضوع دیگری مطلبی گفت، اینکه بدون تحقیق همان کار را انجام بدهیم، اشتباه محض است.
در کنگره ۶۰ هم پیجها و صفحات فیک وجود دارد و ممکن است دوستان مورد سوءاستفاده قرار بگیرند. در لایو اخیر آقای مهندس هم به این موضوع اشاره شد. کنگره ۶۰ یک سایت و یک پیج رسمی دارد که با لوگوی کنگره فعالیت میکند؛ بنابراین باید آگاه باشیم و هر چیزی را که در اینستاگرام میبینیم باور نکنیم. ما در کنگره دور هم جمع شدهایم و خدا را شکر آقای مهندس این بستر را فراهم کردهاند تا به آگاهی برسیم. پس از این شاخه به آن شاخه پریدن و گرفتن اطلاعات مختلف و نادرست، فقط حال خودمان را خراب میکند و ممکن است با چند اطلاعات غلط، صبح با حال خراب وارد جامعه شویم.
در مورد هوش مصنوعی هم باید عرض کنم که از حدود دو سال پیش، آقای مهندس تأکید داشتند که هوش مصنوعی را یاد بگیریم و با آن کار کنیم. من سال ۸۴ وقتی سر کار میرفتم، کار با کامپیوتر را بلد نبودم و وقتی میدیدم بقیه با کامپیوتر کار میکنند، حالم خراب میشد. بعد رفتم و یاد گرفتم. الان هم قضیه هوش مصنوعی همین است. اگر در صنف و شغل خودمان نتوانیم با هوش مصنوعی کار کنیم، ممکن است چند سال دیگر مثل یک آدم بیسواد در جامعه باشیم؛ بنابراین باید یاد بگیریم که با آن کار کنیم و بهروز باشیم. من هفته پیش هوش مصنوعی را باز کردم و از آن پرسیدم: «کنگره۶۰ را میشناسی؟» اصلاً کلمه کنگره را نمیشناخت و چیز دیگری را متوجه شد. من برایش توضیح دادم که کنگره۶۰ جایی است که درمان به روش DST انجام میشود و اطلاعاتی در اختیارش گذاشتم.
هوش مصنوعی مثل یک صفحه سفید یا هارد خالی است؛ هر اطلاعاتی که به آن بدهیم، بر اساس همان اطلاعات با ما صحبت میکند؛ بنابراین نباید اطلاعات اشتباه به آن بدهیم. دوستان میتوانند از همین کنگره۶۰ شروع کنند؛ درباره کنگره، روش DST و مطالب مختلف با هوش مصنوعی صحبت کنند و اطلاعات درست در اختیارش بگذارند. بعداً میبینید که وقتی دوباره به سراغش میروید، اطلاعاتی را که به آن دادهاید، به یاد میآورد. این کار خیلی جالب است و مطمئناً مسیر خوبی برای یادگیری است. این جزو بایدهاست. باید یاد بگیریم تا بتوانیم در جامعه چه در شغل خودمان و چه در زمینههای مختلف بهروز باشیم. من حتی مدتی پیش درباره طریقه نوشتن مبایعهنامه از هوش مصنوعی سؤال کردم. آنقدر کامل و سریع توضیح داد که برایم جالب بود؛ مطلبی که شاید برای یاد گرفتنش از کتاب، زمان زیادی لازم بود.
در مورد خدمت در سایت هم از تجربه خودم بگویم. من این خدمت را به وادی یازدهم «رودهای خروشان و چشمههای جوشان» ارتباط میدهم. اگر بخواهیم این رودها و چشمهها جوشان شوند؛ باید اختلاف پتانسیل ایجاد کنیم و یکی از راههای ایجاد آن خدمت کردن است. من روزی که وارد کنگره شدم، حال خوبی نداشتم. ایجنت مسافر محمد راهنمای من بودند. افسردگی شدید و مصرف الکل داشتم، در جامعه تخریب شده بودم و اعتمادبهنفسم خیلی پایین بود. هفته اول که آمدم، ماه رمضان بود. آقای امینی به من گفتند: بیا سالاد درست کن. بعد گفتند: این برنج را مزه کن و ببین چطور است. با اینکه خودشان استاد این کار بودند و افراد زیادی آنجا بودند، همینکه این مسئولیت را به من دادند، حس خوبی پیدا کردم. وقتی شب به خانه رفتم، با خودم گفتم: من چقدر کار بلد هستم. همین موضوع دوباره من را تشویق کرد.

به ایجنت مسافر محمد گفتم میخواهم در سایت خدمت کنم. گفتند: بلدی؟ گفتم: کامپیوتر را نصفه نیمه بلدم؛ ولی بیشتر یاد میگیرم. وارد خدمت سایت شدم و کمکم مطالبی یاد گرفتم که اصلند بلد نبودم؛ حتی ضبط صدا را بلد نبودم و از بچهها یاد گرفتم. من فکر میکردم خیلی چیزها را بلدم؛ ولی آنجا فهمیدم خیلی موارد را بلد نیستم. خدا را شکر منیت آموزشی نداشتم و هر جا بلد نبودم، میگفتم بلد نیستم و از دوستانم کمک میگرفتم. همین خدمت باعث شد اعتمادبهنفسم دوباره برگردد.
ما باید اختلاف پتانسیل خودمان را به وجود بیاوریم و این اختلاف با آموزش و دیدهشدن شکل میگیرد. در کنگره وقتی انسان دیده میشود، اتفاقات خوبی برایش میافتد. مثلاً یک روز لباس خوب میپوشید، ادکلن میزنید و وارد شعبه میشوید و دیگران میگویند: چه بوی خوبی میدهید، چه خوشتیپ هستید! خوبیهای همدیگر را میبینیم و همین باعث میشود حالمان بهتر شود. در کنگره کسی دنبال نقطهضعف دیگری نیست. وقتی خدمت میکنید، آموزش میگیرید و دیده میشوید، وقتی به خانه میروید، حالتان خوب است؛ بنابراین فرقی نمیکند، خدمت در چه جایگاهی باشد؛ حتی اگر خدمت در سایت باشد، مهم این است که خدمت کنیم.
یک خاطره هم دارم. یک روز دیدم شخصی که نگهبان بود، موقع جمعکردن وسایل داشت دستشویی را میشست. یک پیرمرد هم آنجا بود. پیش خودم گفتم: اینجا مکانی نیست که بخواهم بگویم من پولدارم، قلدرم یا در جامعه چه جایگاهی دارم. اینجا باید نگاه کنم قبلیها چه راهی رفتهاند و من هم همان راه را بروم. اینکه من در جامعه چهکاره بودم یا چقدر تحصیلات داشتم، مهم نیست. اینجا باید منیت خودم را زیر پا بگذارم، آموزش بگیرم و زندگیام را نجات بدهم. خدا را شکر که در کنگره این آموزشها را میگیریم. وادی یازدهم به ما یاد میدهد که باید اختلاف پتانسیل ایجاد کنیم تا بتوانیم حال خودمان را خوب نگه داریم.
تایپیست و ویراستار: مسافر رسول (لژیون دوم)
عکاس: راهنمای تازهواردین مسافر ابراهیم
ارسال: راهنما مسافر محمدرضا نگهبان سایت
مسافران نمایندگی اردستان
- تعداد بازدید از این مطلب :
122