English Version
This Site Is Available In English

آرامش حقیقتی بود که باید آن را از درون خودم پیدا می‌کردم

آرامش حقیقتی بود که باید آن را از درون خودم پیدا می‌کردم

تمام همسفرانی که پس از رهایی در کنگره۶۰ ماندگار شده‌اند، در مسیر خدمتگزاری به خوبی درک کرده‌اند که حال خوش امروز آنان با حال نامناسب پیش از ورود به کنگره۶۰ قابل مقایسه نیست.

هرروز با دریافت یک آموزش، کسب یک تجربه و لمس یک حس و حال خوب، ارزش ماندن و خدمت کردن در این مکان مقدس برایمان پررنگ‌تر می‌شود؛ اما پرسش این است که چگونه می‌توان این احساسات را به انسان‌هایی منتقل کرد که ما را ندیده‌اند و نمی‌شناسند؟ چگونه می‌توان آن را به انسان‌هایی رساندکه امروز در جست‌وجوی راهی برای رسیدن به سلامتی و آرامش هستند؟

یکی از راه‌های انتقال این تجربه نوشتن است. من امروز می‌نویسم تا خدمتگزاران سایت کنگره۶۰ این مطلب را با دیگران به اشتراک بگذارید، شاید فردی بتواند مسیر خویش را از میان کلمات ساده و بی‌ریا من پیدا کند. این موضوع می‌تواند یکی از اهداف مهم مهندس حسین دژاکام از فعالیت کنگره۶۰ در فضای مجازی و سایت باشد.

من نیز مانند بسیاری از راه گم‌‌کردگان مدت‌ها حیران در کوچه‌های پرسش و تردید، جهل و ناآگاهی‌ خویش و تاریکی‌های مربوط به شرايط مسافرم سرگردان بودم. تلاش می‌کردم تا از این مرداب وحشتناک رهایی پیدا کنم؛ درحالی‌که هرچه بیشتر دست‌وپا می‌زدم، بیشتر در این شرایط گرفتار می‌شدم.

به یاد دارم در روزهای پایانی هنگامی که دچار عصبانیت می‌شدم؛ حتی قدرت پاهایم را از دست می‌دادم. پیوسته از خودم می‌پرسیدم: من می‌خواهم اوضاع بهتر شود؛ پس چرا هرچه جلوتر می‌روم و بیشتر تلاش می‌کنم، شرایط  دشوارتر می‌شود؟ من که خواسته زیادی ندارم. آن زمان متوجه نبودم که ناآگاهی و نداشتن شناخت کافی خود به یکی از بزرگترین موانع من برای رسیدن به آرامش تبدیل شده است.

من می‌خواستم به آرامش برسم و علاقه‌مند بودم به دیگران نیز کمک کنم. برای همین از اعضاء خانواده گرفته تا افراد ناآشنا تلاش می‌کردم به آرامش برسند. در اکثر مواقع تمام وجودم را وقف خواسته‌های دیگران می‌کردم و تصورم این بود که اگر بتوانم دیگران را آرام کنم، خودم نیز به آرامش خواهم رسید؛ اما اکثر اوقات نتیجه معکوس حاصل می‌شد.

آرامش حقیقتی بود که باید آن‌ را درون خودم پیدا می‌کردم. با ورود به کنگره۶۰ و آشنایی با آموزش‌ها توانستم به تدریج مشکلات و اشتباه خودم را بشناسم. دریافتم که اگر قرار است به دیگران آرامش ببخشم، ابتدا باید خودم به آرامش برسم.

سال‌های بسیاری تلاش کرده بودم؛ ولی این تلاش‌ها بدون شناخت و آگاهی کافی بود‌؛ به همین دلیل نتیجه مطلوبی برام نداشت. از انجام کارهای گذشته پشیمان نبودم؛ زیرا تمام آن تجربه‌ها بخشی از مسیر زندگی من بوده است. در راستای آموزش‌ها و اهداف کنگره۶۰ حرکت خود را آغاز کردم، حرکتی که همچنان ادامه دارد. می‌دانم هنوز راه طولانی در پیش دارم؛ اما امروز حد‌اقل می‌دانم که خودشناسی، تزکیه و پالایش خودم از بهترین کارهایی است که می‌توانم برای خودم و در ادامه برای خدمت به دیگران انجام دهم.

هنگامی که از دیگران توقع نداشته باشم و هرآنچه را از دیگران انتظار دارم، ابتدا خودم باید انجام دهم؛ درواقع قدمی برای رسیدن به خودم برداشته‌ام. اگر در شرایط سخت و بحرانی مشکلات بتوانم درست‌ترین کار را انجام دهم، بیش از آنکه به دیگران خدمت کرده باشم به خودم خدمت کرده‌ام.

امروز تلاش می‌کنم از انجام کار درست بیم نداشته باشم و از مسئولیت‌های خود فرار نمی‌کنم؛ بلکه تمام تلاش خود را به کار می‌گیرم تا قدم‌هایم محکم‌تر و مقاوم‌تر باشد. اینجاست که در مسیر راه درست قرار گرفته‌ام و با مداومت، استقامت و تکرار بدون‌شک روزی به نتیجه حقیقی می‌رسم.

عکاس: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر امیره (لژیون هشتم)
ارسال: همسفر مژگان رهجوی راهنما همسفر آرزو (لژیون دوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی جواد گلپایگان

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...