English Version
This Site Is Available In English

بخشش انسان را به خوشبختی نزدیک میکند

بخشش انسان را به خوشبختی نزدیک میکند

بنام قدرت مطلق

جلسه اول از دوره سوم لژیون سردار نمایندگی لواسان با استادی مسافر حسام و نگهبانی مسافر فرزاد و دبیری مسافر شهرام با دستورجلسه  از سایت و فضای مجازی و هوش مصنوعی در کنگره چگونه استفاده میکنیم مورخ 31 شهریور 1405 آغاز بکار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

 

سلام و عرض ادب دارم و از خداوند تشکر می‌کنم که این فرصت رو به من داده که در جمع شما حضور داشته باشم و بتونیم دور همدیگه چیزهایی رو به یاد هم بیاریم و از همدیگه یاد بگیریم.

دستور جلسه ما «سایت و فضای مجازی و هوش مصنوعی در کنگره» هست و اینکه ما چطور از این ابزارها استفاده می‌کنیم.

به نظر من این دستور جلسه یک جهان‌بینی مخصوص به خودش داره. یعنی فقط بحث این نیست که من بلد نیستم از این ابزار استفاده کنم، آموزش ندیدم که چطور باید واردش بشم یا از گذشته یاد نگرفتم که چطور ازش استفاده کنم.

یک بخشش اینه که من می‌دونم چطور باید واردش بشم و چه کاری می‌خوام انجام بدم، ولی اینکه جهان‌بینی استفاده از این ابزار رو پیدا کنم و بدونم در کنگره با این وسیله می‌خوام به چی برسم، خیلی مهمه.

ما توی کنگره می‌دونیم مثلث درمان اعتیاد سه ضلع داره: جسم، روان و جهان‌بینی.

جسم من، در طول ده یا یازده ماه، با دارو و روش درمان درست می‌شه. روان من هم با خدمت کردن در کنگره، کم‌کم بهبود پیدا می‌کنه. من این‌ها رو تا حدودی فهمیدم؛ یعنی وقتی خدمت می‌کنم، احساس می‌کنم ضلع روان من داره بهبود پیدا می‌کنه.

اما ضلع جهان‌بینی، که فکر می‌کنم خیلی هم مهمه، جاییه که باید روش کار کنم. به نظر من در لژیون سردار، در ایمان و در بخشش، می‌شه روی این ضلع بیشتر کار کرد.

پس وقتی می‌خوام از درمان عبور کنم و بالاتر از صرفاً درمان قرار بگیرم و بتونم درکش کنم، باید به درمان و روش درمان ایمان داشته باشم. باید ایمان داشتن رو یاد بگیرم.

اما چطور باید ایمان داشته باشم؟

به نظر من یکی از راه‌هاش بخششه. با بخشش می‌تونم ایمان خودم رو قوی‌تر کنم.

حالا وقتی بخشش انجام می‌دم، ممکنه در طول مسیر اتفاق‌هایی برای من بیفته. شاید همون لحظه متوجهش نشم؛ شاید وقتی از اون مرحله عبور کردم، تازه متوجه بشم. ولی اون اتفاق می‌تونه باعث بشه که ایمان من قوی‌تر بشه و متوجه بشم که یک عملی که انجام دادم، چه تأثیری در مسیر زندگی من گذاشته.

برای خود من، یه زمان‌هایی پیش می‌اومد که با خودم می‌گفتم: چرا؟ من دارم در حد توان خودم بخشش انجام می‌دم، پس چرا اون اتفاقی که فکر می‌کردم باید برای من بیفته، نمی‌افته؟

ولی وقتی یک مقدار جلوتر رفتم، ایستادم و برگشتم پشت سرم رو نگاه کردم، دیدم در چه جاهایی از این پیچ و خم‌ها، در چه پیچ‌هایی از جاده‌ای که داشتم در این سفر طی می‌کردم، ممکن بود منحرف بشم یا حتی چپ کنم.

 

اگر بخوام ماشین رو مثال بزنم، دیدم سر بعضی از اون پیچ‌ها، چه جاهایی ممکن بود ماشین من از جاده خارج بشه؛ ولی به واسطه همون عملی که انجام داده بودم، انگار یک نفر منو نگه داشت و دوباره برگردوند سر جای خودم.

این مثال رو قبلاً هم زدم و فکر می‌کنم مثال جالبیه.

ما توی گوشی‌ها و فضای مجازی گاهی فیلم‌هایی می‌بینیم که یک کامیون داره حرکت می‌کنه و سر یک پیچ، یهو منحرف می‌شه، به یک طرف می‌ره و نزدیکه که چپ کنه؛ اما انگار یک نیرویی اون رو برمی‌گردونه سر جای خودش.

بخشش برای من این کار رو انجام می‌ده.

باعث می‌شه که من توی اون پیچ و خم‌ها، در اون جاهایی که گره دارم، بتونم مسیرم رو ادامه بدم و از اون مرحله عبور کنم.

ما وادی هفتم رو که رد کردیم، اون در رو که باز کردم، همیشه دوست داشتم بدونم پشت این در چیه؟ چه چیزی به من داده شده و باهاش چه کاری می‌تونم انجام بدم؟

الان چند وقته که در کنگره، شاید برای خود من این‌جوری باشه، بحث بخشش بیشتر از قبل داره به گوشم می‌خوره و دارم باهاش آشنا می‌شم.

در سی‌دی‌ها، در چند تا از سی‌دی‌هایی که گوش کردم، این موضوع برای من پررنگ‌تر شد. تا اینکه در سی‌دی «خوشبختی»، وقتی در لژیون سردار شرکت کردم، یک جوری برام معنی شد که فهمیدم شاید تمام این‌ها به بخشش من بستگی داره.

اگر بخوام معنی خوشبختی رو بفهمم، بخشی از اون به بخشش من بستگی داره.

اگر در باتلاق‌های زندگی، در این مسیر و در طول سفری که دارم طی می‌کنم، گیر کرده باشم، ممکنه طناب‌های زیادی برای من انداخته بشه؛ ولی با طناب بخشش می‌تونم از اون باتلاق بیرون بیام.

با طناب بخشش می‌تونم به بهترین شکل از این مرحله عبور کنم.

خودم به تنهایی نمی‌تونم به خودم کمک کنم. طبق چیزی که در سی‌دی‌ها یاد می‌گیریم، کسی می‌تونه به من کمک کنه که اون راه رو قبل از من رفته باشه. در لژیون سردار کسی هست که این مسیر رو جلوتر از من طی کرده و می‌تونه برای من تعریف کنه، می‌تونه بگه این راه این‌جوریه و من می‌تونم با اون طناب بخشش از این باتلاق بیرون بیام و ازش عبور کنم.

حالا لزوم حرکت‌هایی که من دارم انجام می‌دم، شاید این باشه که مسائل مادی به‌تنهایی بار معنوی نداشته باشن، ولی مسائل معنوی حتماً بار مادی خودشون رو هم به همراه دارن.

یعنی وقتی من یک حرکت معنوی انجام می‌دم، مطمئن باشم که اثر خودش رو داره؛ ولی نه به این منظور که همیشه با این فکر حرکت معنوی انجام بدم بلکه مادیات نیز اهمیت بسیاری دارند و ما باید بتوانیم با گذشت و بخشش از مادیات عبور کنیم.

از اینکه به صحبت های من گوش دادید سپاسگذارم.

تایپ مسافر پیمان

بارگزاری مسافر علیرضا

 

 

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...