به نام قدرت مطلق
سلام دوستان، حمیدرضا هستم، یک مسافر.
اول از همه خداوند را شاکرم که لطفش باعث شد وارد کنگره ۶۰ شوم. روز اولی که وارد کنگره شدم، اصلاً فکر نمیکردم انرژی اینجا تا این اندازه بالا باشد؛ اما خیلی زود جذب کنگره شدم و از آن انرژی گرفتم.
از جناب مهندس دژاکام تشکر میکنم که به نظر من میتواند یک فرشته الهی باشد؛ کسی که توانسته این شرایط را به این خوبی فراهم کند، بدون هیچ چشمداشتی. برای من، حمیدرضا، باور اینکه یک نفر این همه سال وقت بگذارد و خدمت کند، واقعاً سخت است و از ایشان صمیمانه سپاسگزارم. انشاءالله روزی برسد که بتوانم بروم و آن شاخهگل رهایی را از ایشان بگیرم.
نزدیک به سه ماه است که به کنگره میآیم و هر بار، اینجا برایم از دفعه قبل بهتر است. خیلی خوشحالم و نمیدانم این خوشحالی را چگونه بیان کنم؛ انگار دارم دوباره متولد میشوم.
اینجا سعی میکنم تمام صحبتهای راهنمای خوبم را گوش بدهم. خدا عمرش بدهد. میبینم آقا پوریا چقدر نگران رفتارهای من، حمیدرضا، است و این برای من ارزشمند است.
خواستم به مناسبت هفته سایت، به تمام بچهها و اعضایی که در این حوزه فعالیت میکنند، خستهنباشید و تبریک عرض کنم. در رأس، به جناب مهندس تبریک میگویم و امیدوارم موفق باشند.
تا یک ماه پیش نمیدانستم سایت کنگره ۶۰ وجود دارد. آقا معین آمدند در لژیون و گفتند: «حمیدرضا، یک دلنوشته بگذار و از احساساتت در این مدتی که به کنگره میآیی بنویس و برای سایت بفرست.» من هم نوشتم و برای آقا معین فرستادم تا در سایت قرار دهند.
مدتی دیدم دلنوشتهام را در سایت نگذاشتهاند. من هم به خاطر دلنوشته خودم، مرتب به سایت سر میزدم و همین باعث شد مطالب دیگری را هم ببینم. شاید حکمتی در این موضوع بوده است.
همین یکشنبه به ایشان گفتم: «چرا دلنوشتهام را در سایت نگذاشتی؟» ایشان عذرخواهی کردند و گفتند: «اتفاقاً الان متن را بفرست تا درون سایت قرار بدهیم.»
باز هم میگویم که سایت برای یک مسافر خیلی خوب است؛ چون میتواند مطالبی را که شاید در کارگاه آموزشی متوجه نشده، در سایت پیدا کند و مطالب مختلف را مطالعه کند.
باز هم تشکر میکنم.
متن دلنوشته از: مسافر حمید رضا( لژیون دوم)
تنظیم و ارسال: مسافر معین
مسافران کنگره ۶۰ ، نمایندگی پروین اعتصامی، اراک
- تعداد بازدید از این مطلب :
125