English Version
This Site Is Available In English

زبان محبت

زبان محبت

گاهی خداوند انسان را در مسیری قرار می‌دهد که تازه در آن مسیر، معنای واقعی زندگی را می‌فهمد. برای من، کنگره ۶۰ یکی از زیباترین اتفاق‌های زندگی‌ام بود؛ جایی که یاد گرفتم می‌توانم دوباره از نو شروع کنم، دوباره خودم را پیدا کنم و دوباره طعم آرامش را بچشم.
وقتی وارد مسیر خدمت شدم، ابتدا فکر می‌کردم قرار است کاری برای دیگران انجام دهم، اما به مرور فهمیدم این من هستم که بیشتر از همه از خدمت بهره می‌برم. هر بار که دستی را می‌گیرم، لبخندی می‌زنم، گوش می‌دهم یا مسئولیتی را با عشق انجام می‌دهم، چیزی درون خودم هم آرام‌تر و زیباتر می‌شود.
خدمت برای من فقط یک جایگاه یا یک مسئولیت نیست؛ خدمت، زبانِ محبت است. زبانی که شاید کلمات زیادی نداشته باشد؛ اما می‌تواند امید را به دل یک انسان برگرداند.
گاهی خسته‌ام، گاهی حال دلم خوب نیست، اما وقتی وارد کنگره می‌شوم و مشغول خدمت می‌شوم، انگار تمام خستگی‌ها برای لحظاتی کنار می‌روند. حس می‌کنم هنوز می‌توانم مفید باشم، هنوز می‌توانم قدمی برای بهتر شدن خودم و دیگری بردارم.
چه زیباست وقتی می‌بینی شاید یک کار کوچک تو، لبخندی بر لب کسی آورده است. آن لحظه می‌فهمی ارزش خدمت، به بزرگی کاری که انجام می‌دهی نیست؛ به عشقی است که در انجام آن می‌گذاری.
من در کنگره یاد گرفته‌ام که خدمت کردن، معامله نیست. قرار نیست چیزی بدهم تا چیزی بگیرم. خدمت یعنی ببخشم، بی‌آنکه منتظر دیده شدن باشم؛ محبت کنم، بی‌آنکه توقع داشته باشم؛ و قدم بردارم، چون می‌دانم همین قدم‌ها شاید بخشی از مسیر آرامش یک انسان دیگر باشد.
امروز از خداوند سپاسگزارم که فرصت خدمت در سایت را به من هدیه داد. امیدوارم بتوانم شایسته این فرصت باشم و هر روز بیشتر یاد بگیرم که چگونه با عشق، صبر و محبت خدمت کنم.
شاید خدمت، سهم کوچک من از عشق بزرگی باشد که روزی در کنگره دریافت کردم؛ عشقی که حالا دلم می‌خواهد آن را به دیگران هدیه کنم.

نویسنده، ویرایش و ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر لیلا (لژیون دوم) نگهبان سایت
 

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...