English Version
This Site Is Available In English

خدمتی خاموش و تا حدودی مظلوم

خدمتی خاموش و تا حدودی مظلوم

امروز جلسه دوم از دوره دوم سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی نمایندگی حسن‌آباد با استادی مسافر حسین، نگهبانی مسافر مهدی و دبیری مسافر مجید با دستور جلسه «از سایت، فضای مجازی و هوش مصنوعی در کنگره۶۰ چگونه استفاده می‌کنیم.» در تاریخ دوشنبه ۳۰ شهریور ۱۴۰۵ ساعت ١۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

سخنان استاد:

سلام دوستان حسین هستم مسافر. بنده آنم که لطفش دائم است، با من و بی من، به ذاتش قائم است. از ایجنت محترم نمایندگی و گروه مرزبانان تشکر می‌کنم که اجازه خدمتگزاری را امروز به من عطا کردند تا بتوانم در این جایگاه خدمت کنم. از صمیم قلب قدردان و سپاسگزارشان هستم. اگر بخواهم جان کلام را ادا کنم؛ باید از جناب آقای مهندس، خانواده بزرگوار ایشان و تمام ارکانی که به نحوی در کنگره۶۰ خدمت می‌کنند، صمیمانه تشکر و قدردانی کنم. در رابطه با دستور جلسه امروز، باید بگویم که وقتی به تمام این کائنات و این عالم نگاه می‌کنیم، می‌بینیم هر کدام به نحوی در حال خدمت به ما هستند. درختان، پرنده‌ها، حشرات و تمام موجودات به شکلی در زندگی ما نقش دارند و به ما خدمت می‌کنند. به نظر من جالب نیست که من فقط گیرنده و دریافت‌کننده باشم. من باید آموزش بگیرم و یاد بگیرم که همان‌طور که کائنات و این عالم به من خدمت می‌کنند، من هم بتوانم ابتدا برای خودم و در مرحله دوم برای خانواده و جامعه‌ام مفید واقع شوم و آن چیزی را که دریافت می‌کنم، به شکلی بازپرداخت کنم. بسیار زیباست که انسان بتواند خدمتی را که دریافت کرده به هستی و دیگران بازگرداند.

از جمله خدمت‌هایی که در کنگره۶۰ می‌توان به آن اشاره کرد و خدمت بسیار مهم و حیاتی محسوب می‌شود، خدمت در سایت است. دستور جلسه این هفته سایت، فضای مجازی و هوش مصنوعی است. من وقتی وارد کنگره۶۰ شدم، خدمت‌های متنوعی را تجربه کردم. ابتدا در آبدارخانه خدمت کردم، بعد مدتی در قسمت صوتی، نشریات، دبیری، نگهبانی و در نهایت سایت خدمت کردم. یکی از خدمت‌هایی که واقعاً به دل من نشسته، خدمت در سایت است. خدمت سایت، همان‌طور که همه شما می‌دانید، یک خدمت خاموش و تا حدودی مظلوم است. خدمتی که شاید پشت پرده دیده نشود، اما انرژی بسیار زیادی از خدمتگزارانی که در سایت فعالیت می‌کنند، می‌گیرد. سایت با تمام ارکان شعبه به نوعی در ارتباط و همکاری است. برای مثال، مرزبانی، گزارش عملکرد ماهانه، شش‌ماهه و سالانه دارد و بخشی از این مطالب باید در سایت تنظیم و منتشر شود. خلاصه سخنان استاد باید نوشته و تایپ شود و در سایت قرار بگیرد. دلنوشته‌ها، کنفرانس‌ها، مقالات و مطالب مختلفی که در شعبه تولید می‌شود نیز بخشی از این خدمت است. از طرفی مصاحبه با دیده‌بان‌ها و افراد مختلف، از دیگر فعالیت‌هایی است که در سایت انجام می‌شود و موارد بسیار دیگری هم وجود دارد.

یکی از بخش‌هایی که در سایت برای من بسیار دلپذیر است، قسمت دلنوشته‌هاست. وقتی شما یک دلنوشته را از یک مسافر سفر اول دریافت می‌کنید، می‌بینید که آن فرد با تمام حس و حال خودش آن را نوشته است. من هم به سلیقه خودم سعی می‌کنم تصویر و زمینه مناسبی برای آن انتخاب کنم تا خواننده بتواند ارتباط بهتری با آن برقرار کند. وقتی آن حس را دریافت می‌کنیم، چه نویسنده یک سفر اولی باشد، چه سفر دومی و چه فردی که تازه وارد کنگره شده باشد، ممکن است یک نقطه تفکر و تأمل درون ما ایجاد شود. بنابراین دلنوشته را فقط یک نوشته در نظر نگیریم. دلنوشته می‌تواند دنیایی از حس باشد و وقتی با این نگاه آن را می‌خوانیم، برای خود ما هم بسیار جالب و آموزنده خواهد بود.

انسان به واسطه تاریکی‌هایی که در گذشته تجربه کرده، ممکن است بسیاری از نیروهای درونی خود را از دست بدهد. اگر بخواهم معنای تاریکی را بیان کنم، شاید بتوانم بگویم زمانی که نیروهای درون انسان از کار می‌افتند، انسان وارد دنیای تاریکی می‌شود. وقتی فرد مواد مخدر مصرف می‌کند و وارد دروازه‌های اعتیاد می‌شود، به‌تدریج نیروی تفکر از او گرفته می‌شود، نیروی حرکت و حتی نیروی تکلم او تحت تأثیر قرار می‌گیرد. من خودم از جمله افرادی بودم که قدرت تکلم نداشتم. وقتی وارد کنگره شدم، اصلاً نمی‌توانستم با کسی تعامل کنم و صحبت کنم. حتی نمی‌توانستم برای ۳۰ ثانیه با کسی گفت‌وگو داشته باشم. میل و خواست صحبت کردن را داشتم، اما به واسطه سال‌ها زندگی در تاریکی و تنهایی، شاید ۱۲ یا ۱۵ سال، صحبت کردن به معنای واقعی از من گرفته شده بود. این همان دنیای تاریکی است؛ دنیایی که نیروهایی را که خداوند در بدو تولد به انسان داده، انسان به واسطه مصرف مواد مخدر، یکی‌یکی از خودش می‌گیرد.

یکی از مواردی که باعث می‌شود انسان دوباره این نیروها را به حرکت دربیاورد و آنها را به کار بیندازد، کسب دانایی، آموزش و تفکر است؛ همان مثلث دانایی که در کنگره درباره آن صحبت می‌کنیم. این یکی از ارکانی است که در سایت هم می‌تواند محقق شود. شما به واسطه سر زدن به سایت و مطالعه مطالب مختلف، اطلاعات دریافت می‌کنید. البته دریافت اطلاعات را نمی‌توانم به معنای افزایش دانایی بدانم. افراد زیادی هستند که اطلاعات فراوانی دارند، اما دانایی آنها افزایش پیدا نکرده است.زمانی که اطلاعات را دریافت می‌کنید، درباره آن تفکر می‌کنید، آموزش می‌گیرید و در نهایت آن را در تجربه به کار می‌برید، آن زمان است که می‌تواند به دانایی شما اضافه شود. در سایت کنگره۶۰ نمونه‌های بسیار زیادی از این موارد وجود دارد. برای مثال، بخشی در سایت وجود دارد که جناب آقای مهندس با پزشکان و دکترها لژیون برگزار می‌کردند. فکر می‌کنم آن لژیون در حال حاضر دیگر برگزار نمی‌شود، اما نکات بسیار کلیدی و آموزنده‌ای در مطالب آن وجود دارد که می‌توانیم آنها را مطالعه کنیم و از این آموزش‌ها بهره ببریم.

در بخش دیگری از دستور جلسه، به فضای مجازی می‌رسیم. همان‌طور که به خوبی می‌دانید، در بدن انسان هورمونی به نام دوپامین ترشح می‌شود. این هورمون با احساس لذت و پاداش در ارتباط است. وقتی مطلبی را می‌خوانید، کتابی مطالعه می‌کنید، بستنی می‌خورید یا کاری انجام می‌دهید که برایتان لذت‌بخش است، سیستم پاداش مغز فعال می‌شود. حالا گشت‌وگذار زیاد در فضای مجازی هم می‌تواند به‌واسطه دریافت مداوم محرک‌های مختلف، این سیستم را به شکل مکرر درگیر کند. بدن انسان به دنبال حفظ تعادل است. برای مثال، چه در قطب شمال باشید و چه در منطقه استوا، بدن تلاش می‌کند دمای داخلی خود را در محدوده طبیعی حفظ کند. وقتی تحریک سیستم پاداش به شکل مداوم و بیش از اندازه اتفاق می‌افتد، بدن و مغز خود را با این شرایط تطبیق می‌دهند و حساسیت گیرنده‌ها می‌تواند تغییر کند. در نتیجه ممکن است فرد برای رسیدن به همان میزان لذت، زمان بیشتری را در فضای مجازی سپری کند. اینجاست که خستگی می‌تواند بر انسان غالب شود و احساس بی‌حوصلگی و کاهش لذت از فعالیت‌های دیگر به وجود بیاید. ممکن است کاری که در گذشته برای شما انرژی‌بخش و لذت‌آور بوده، دیگر همان احساس قبلی را ایجاد نکند و فرد مدام به دنبال زمان و محرک بیشتری در فضای مجازی باشد.

بنابراین این سه موضوعی که امروز درباره آنها صحبت می‌کنیم، هر کدام به نوعی ابزار هستند. سایت، فضای مجازی و هوش مصنوعی، همگی ابزارهایی هستند که باید نحوه درست استفاده کردن از آنها را یاد بگیریم. در بخش آخر به هوش مصنوعی می‌رسیم. من به واسطه این‌که در سایت خدمت می‌کردم، خودم هم از هوش مصنوعی استفاده می‌کردم، اما به نظر من یکی از نقاط ضعف این است که گاهی ما به صورت کامل کار را به هوش مصنوعی می‌سپاریم. برای مثال، فردی یک دلنوشته یا مصاحبه را با حس و حال خودش بیان می‌کند، متن آن به صورت گفتاری تایپ می‌شود و بعد همان متن را به هوش مصنوعی می‌دهد و هوش مصنوعی تمام صحبت‌ها را به شکلی که خودش تشخیص می‌دهد تغییر می‌دهد. به نظر من این کار درست نیست، چون ممکن است حس اصلی آن کلمات از بین برود. حتی در مورد عکس‌ها هم همین اتفاق ممکن است رخ دهد. وقتی عکسی که توسط عکاس گرفته شده به هوش مصنوعی داده می‌شود و چهره فرد تغییر می‌کند، دیگر آن تصویر نمی‌تواند همان چیزی باشد که در ابتدا ثبت شده است. بنابراین نباید از هوش مصنوعی به عنوان جایگزین قدرت تفکر خودمان استفاده کنیم. هر چیزی زمانی مفید واقع می‌شود که در تعادل و اندازه خودش مورد استفاده قرار بگیرد.

برای مثال، من در سایت سعی می‌کردم این‌گونه از هوش مصنوعی استفاده کنم که مطلبی را خودم جمع‌آوری و تایپ می‌کردم و بعد از هوش مصنوعی می‌خواستم از نظر علائم نگارشی آن را برای من ویرایش کند، یا اگر لغتی را اشتباه تایپ کرده بودم، آن را از نظر املایی تصحیح کند. به این شکل سعی می‌کردم تا حد ممکن استفاده از هوش مصنوعی را محدود کنم تا حس و مفهوم اصلی مطلب را خودم منتقل کنم. این موضوع را از آقای صداقت هم یاد گرفتم. ایشان یک بار که وارد شعبه ما شده بودند و من توفیق این را داشتم که با ایشان مصاحبه کنم، من سؤال‌ها را از قبل نوشته بودم و ایشان با این موضوع که سؤال‌ها را از پیش آماده کرده باشم، موافق نبودند. همچنین به من توصیه کردند که کمتر از هوش مصنوعی استفاده کنم، چون ممکن است این اتفاقات رخ بدهد و حس واقعی سخن و ارتباط از بین برود. من هم از صحبت ایشان استفاده کردم و سعی کردم این نکته را در خدمت خود به کار بگیرم. از اینکه به سخنان من گوش کردید، از همه شما ممنون و سپاسگزارم.

در ادامه جلسه هماهنگی خدمتگزاران نمایندگی حسن‌آباد

تایپ و ویرایش: مسافر مجید
عکاس: مسافر مجید
ارسال: مرزبان خبری مسافر حسن
مسافران نمایندگی حسن‌آباد

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...