برای آنان که دیده نمیشوند، اما راه را روشن میکنند
هفته سایت و فضای مجازی کنگره ۶۰، برای من فقط یک مناسبت در تقویم نیست. فرصتی است برای ایستادن و نگاه کردن به گوشهای از کنگره که شاید کمتر دیده میشود، اما هر روز بیصدا و آرام، بخشی از پیام رهایی را به دورترین نقطهها میرساند. پشت هر مطلبی که روی سایت قرار میگیرد، پشت هر عکس، هر گزارش، هر فایل صوتی و هر تصویری که از جلسات منتشر میشود، انسانهایی ایستادهاند که شاید نامشان در هیچ تیتری نیاید. شاید کسی هنگام خواندن یک مطلب نداند چه کسی آن را آماده کرده و شاید کسی نبیند که برای ثبت یک لحظه، چند ساعت زمان صرف شده است. اما این آدمها هستند که بیآنکه در مرکز قاب باشند، قاب را کامل میکنند.
خدمت در کنگره همیشه روی صندلی و پشت تریبون اتفاق نمیافتد. گاهی خدمت یعنی ساعتها نشستن پشت یک صفحه، انتخاب یک تصویر، اصلاح یک جمله، آماده کردن یک گزارش، شنیدن دوباره صدای یک جلسه و رساندن آن به کسی که شاید کیلومترها دورتر، در تنهایی خودش دنبال یک روزنه امید میگردد. گاهی یک فایل صوتی میتواند صدای نجات باشد. گاهی یک جمله میتواند دست انسانی را بگیرد که در تاریکی به دنبال راه میگردد. گاهی یک تصویر، خاطرهای را زنده میکند و گاهی یک مطلب ساده در سایت، میتواند کسی را با کنگره آشنا کند و مسیر زندگی یک انسان را تغییر دهد.
این همان جایی است که ارزش خدمت شما خودش را نشان میدهد. شاید شما کمتر تشویق شوید، کمتر دیده شوید و کمتر نامتان در میان بیاید، اما مگر همه خدمتها برای دیده شدن است؟ کنگره به ما آموخته است که ارزش واقعی خدمت، به میزان دیده شدن آن نیست، به میزان اثری است که در جهان پیرامون ما باقی میگذارد. شما خادمان فضای مجازی، شبیه همان چراغهایی هستید که در سکوت روشن میمانند. چراغی که برای خودش نمیتابد، برای مسافری روشن است که شاید هنوز در ابتدای راه ایستاده و نمیداند از کدام سمت باید حرکت کند.
و در میان این چراغها، نام آقا حامد عزیز برای من معنای خاصی دارد. آقا حامد، شاید خیلیها ندانند پشت این حجم از صداها، تصاویر و مطالبی که به دستشان میرسد، چه میزان عشق، صبر، دقت و پیگیری وجود دارد. شاید خیلیها فقط نتیجه را ببینند، اما ما میدانیم که پشت این نتیجه، ساعتهایی از وقت و انرژی قرار گرفته که بیهیچ ادعایی صرف شده است. آقا حامد عزیز، شما فقط مطالب را منتشر نمیکنید، بخشی از حافظه کنگره را ثبت میکنید. صدای یک استاد را نگه میدارید، تصویر یک رهایی را ماندگار میکنید، خاطره یک خدمت را ثبت میکنید و اجازه میدهید آموزشهایی که در یک جلسه و در یک ساعت گفته شدهاند، سالها بعد هم به دست انسانی دیگر برسند.
شاید روزی کسی در گوشهای از این دنیا، مطلبی را در سایت کنگره بخواند و تصمیم بگیرد برای رهایی قدم بردارد. شاید روزی یک خانواده، از طریق همین فضای مجازی با کنگره آشنا شود. شاید جوانی که هیچکس از دردهایش خبر ندارد، یک فایل صوتی را بشنود و برای اولین بار باور کند که میشود از تاریکی عبور کرد. آن روز شاید هیچکس اسم شما را نداند، اما بخشی از آن اتفاق، حاصل خدمت شماست. این یعنی خدمت بینام. یعنی کاری را انجام بدهی، نه برای آنکه نامت دیده شود، بلکه برای آنکه پیام کنگره دیده شود.
و چه زیباست که بعضی آدمها خودشان در سایه میایستند تا نور، راه دیگران را روشن کند. در هفته سایت و فضای مجازی کنگره ۶۰، به همه عزیزانی که بیصدا، صبورانه و عاشقانه در این مسیر خدمت میکنند، خداقوت میگویم. به همه کسانی که شاید نامشان کمتر شنیده شود، اما اثر دستشان در گوشهگوشه این مجموعه باقی مانده است.
دستانتان خسته نباشد. قلمتان مانا، نگاهتان روشن و قدمهایتان استوار. امروز اگر سایت کنگره ۶۰ فقط یک صفحه در فضای مجازی نیست و تبدیل به پنجرهای برای رساندن پیام رهایی شده است، بخش بزرگی از این اتفاق حاصل زحمات همین انسانهای بیادعاست.
بعضیها چراغ را روشن میکنند و دیگران راه را میبینند. اما خود چراغ، کمتر دیده میشود.
هفته سایت و فضای مجازی کنگره ۶۰ مبارک همه شما خادمان خاموش و روشناییبخش، و بهخصوص آقا حامد عزیز که سهم بزرگی در روشن نگه داشتن این چراغ دارد.
نگارش : مسافر رامین (لژیون یکم راهنما آقای جواد)
- تعداد بازدید از این مطلب :
256