سلام دوستان مرتضی هستم یک مسافر، با هفت سال تخریب وارد کنگره شدم، آخرین آنتی ایکس تریاک کشیدنی، مدت ۱۰ و ماه و ۲۷ روز سفر کردم به متد DST داروی درمان شربت OT به راهنمایی مهدی آقا از لژیون ۱۸ شعبه فردوسی مشهد ورزش در کنگره بدمینتون و والیبال الان هم به لطف خداوند و فرمان استاد امین یک سال و پنج ماهه که از بند اهریمن آزاد و رها هستم. رهایی از بند نیکوتین یک سال و دو ماه.
وقتی به دستور جلسه «از سایت، فضای مجازی و هوش مصنوعی در کنگره ۶۰ چگونه استفاده میکنم» فکر میکنم، برای من سایت کنگره ۶۰ فقط یک سایت نیست؛ بخشی از مسیر رهایی و رشد خودم است.
تقریباً همان مدتی که از رهایی من میگذرد، با خدمت در سایت کنگره ۶۰ همراه بودهام. در پایان سفر اول، راهنمایم به من گفتند برو و یک خدمت بگیر تا همچنان به کنگره وصل باشی. من هم به سایت آمدم و خدمتم را شروع کردم. ابتدا حدود یک سال، هفتهای یک جلسه در قسمت تایپ خدمت میکردم و امروز در قسمت ارسال خبر فعالیت دارم و نگهبان روزهای پنجشنبه هستم. همچنین به دوستانی که تازه برای خدمت در سایت اعلام حضور میکنند، چیزهایی را که در این مدت یاد گرفتهام منتقل میکنم.
اما چیزی که برای من در این سالها خیلی جالب و مهم بوده، تغییر «چرایی» خدمت کردنم است.
در ابتدای ورودم به سایت، شاید مهمترین دلیل خدمتم این بود که راهنمایم گفته بودند. بعد کمکم دیدهشدن هم به آن اضافه شد. برای اینکه بتوانم بهتر تایپ کنم، تایپ دهانگشتی را یاد گرفتم و واقعاً در آن پیشرفت کردم. وقتی دیگران درباره تایپ دهانگشتی من صحبت میکردند، خیلی خوشحال میشدم و اگر دیده نمیشدم، آن خوشحالی را نداشتم.
بعد از مدتی متوجه شدم که خودِ خدمت حال من را بهتر میکند. مثلاً ممکن بود با انرژی ۳۰ وارد شعبه شوم و بعد از تمام شدن خدمتم، با انرژی ۷۰ از شعبه بیرون بیایم. این برای من تجربه بسیار ارزشمندی بود.
اما امروز احساس میکنم چرایی خدمت کردنم باز هم تغییر کرده است؛ امروز برای دیدهشدن، تشویقشدن یا حتی گرفتن حال خوب، خدمت نمیکنم؛ امروز برای خودِ «خدمت» خدمت میکنم.
یکی دیگر از چیزهایی که خدمت در سایت به من داد، بالا رفتن نقطه تحمل بود. من در ابتدای سفرم نقطه تحمل پایینی داشتم و با کوچکترین مسئلهای از کوره در میرفتم. زمانی که در سایت مشغول تایپ بودم، اگر یک یا چند نفر در واحد سایت صحبت میکردند، در درون خودم دوست داشتم با صدای بلند بگویم ساکت باشید یا از سایت بیرون بروید. یا وقتی کسی درِ سایت را باز میگذاشت و صدای جلسه کارگاه عمومی تمرکزم را به هم میریخت، باید خیلی خودم را کنترل میکردم که واکنش نشان ندهم.
شاید آن زمان فکر میکردم فقط دارم تایپ میکنم، اما امروز که به گذشته نگاه میکنم، میبینم در کنار تایپ کردن، داشتم روی خودم کار میکردم. همان موقعیتها، همان صداها و همان آدمها، به من کمک کردند ذرهذره نقطه تحملم را بالا ببرم.
امروز با اطمینان میتوانم بگویم جایگاه خدمتی سایت، مرتضی را رشد داد و کمک کرد به نسخه بهتری از خودش تبدیل شود.
من از سایت فقط تایپ کردن و ارسال خبر یاد نگرفتم؛ صبر، تحمل، آموزش دادن، آموزش گرفتن، مسئولیتپذیری و خدمت کردن را تجربه کردم. امروز وقتی به دوستان تازهوارد در سایت کمک میکنم، میبینم چیزهایی که روزی دیگران به من یاد دادند، حالا من باید به نفر بعدی منتقل کنم. این زنجیره برای من معنای واقعی خدمت است.
و در پایان، واقعاً ممنون و سپاسگزار آقای مهندس دژاکام و خانواده محترمشان هستم که چنین بستری را برای انسانهایی مثل من فراهم کردند؛ بستری که حتی بعد از درمان هم راه رشد و آموزش و خدمت ادامه داشته باشد.
به نظرم هنر بزرگی است که انسان بعد از رهایی، فقط از مصرف مواد جدا نشود، بلکه همچنان برای رسیدن به خودش، جایگاههای مختلف را تجربه کند و در هر جایگاه، بخشی از خودش را پیدا کند.
من امروز نتیجه این مسیر را در خودم میبینم و میدانم هنوز راه ادامه دارد؛ چون خدمت برای من دیگر فقط یک کار نیست، یکی از ابزارهای رشد و پیدا کردن خود واقعیام است.
.jpg)
مرزبان خبری: مسافر علیرضا
ویرایش: مسافر بهزاد لژیون دوم
تنظیم و ارسال: مسافر حسن لژیون هجدهم
- تعداد بازدید از این مطلب :
214