English Version
This Site Is Available In English

فرمانبردار خوبی باشیم تا بتوانیم یک فرمانده شویم

 فرمانبردار خوبی باشیم تا بتوانیم یک فرمانده شویم

جلسه اول از دوره هجدهم کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی نائین، به استادی مسافر محمدرضا و نگهبانی راهنمای‌تازه‌واردین  مسافر محمد و دبیری مسافر مهدی بادستور جلسه «از فرمانبرداری تا فرماندهی» یکشنبه ۱۷ شهریور ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان، محمدرضا هستم، یک مسافر.

خدا را شاکرم که در این جایگاه قرار گرفتم تا بتوانم خدمت کنم و آموزش بگیرم. دستور جلسه امروز «از فرمانبرداری تا فرماندهی» است.

امروز راهنما به من زنگ زد و گفت باید استاد جلسه بشوی و من جز فرمانبرداری کاری نداشتم.

اکثراً خدمت سربازی رفته‌اید. سربازی با کنگره خیلی شبیه هم است؛ یعنی موظف به انجام آن فرامین هستی تا خودت راحت‌تر باشی. از ساعت مشخصی که باید سر وقت بیدار شوی، سر وقت صبحانه بخوری و سر وقت در صبحگاه باشی، تا شب که ساعت خاموشی مشخصی دارد.

در کنگره هم همین است؛ سر ساعت باید بیایی، سر ساعت لژیون شروع می‌شود و سر ساعت به پایان می‌رسد.

در نظام، وقتی بخواهی درجه بگیری، باید خیلی تلاش کنی و فرمانبردار خوبی باشی تا بتوانی یک درجه دریافت کنی.

زمان مصرف، اختیاری از خودمان نداشته‌ایم. کل تصمیم‌ها را مواد برای ما می‌گرفت؛ الان مصرف کن، الان بخواب، الان غذا بخور و هر حرکتی که می‌خواست انجام می‌داد.

در کنگره یک راهنما داریم که باید فرمانبردار او باشیم و طبق دستور او سر ساعت OT بخوریم، کم یا زیاد نخوریم، دیر یا زود نخوریم، ورزش بکنیم و سی‌دی را به‌موقع بنویسیم.

اگر بخواهیم سر خود عمل کنیم یا دیر و زود دارو استفاده کنیم، یک روز بیاییم و یک روز نیاییم، مثل زمان مصرف باشیم، به درمان نمی‌رسیم.

اگر آمده‌ایم کنگره و قوانین را قبول کرده‌ایم، باید گوش به فرمان راهنما و کنگره باشیم. خودمان هم راحت‌تر سفر می‌کنیم.

اگر ساعت ۶ باید OT مصرف کنیم، نه یک دقیقه دیرتر و نه یک دقیقه زودتر باشد. باید یک فرمانبردار باشیم تا بتوانیم یک فرمانده خوب بشویم.

زمان مصرف مواد، من تابع نیروهای شیطانی بودم. حتی برای غذا خوردن، کجا بروم و کجا نروم، این مواد بود که به ما فرمان می‌داد و به جای ما تصمیم می‌گرفت.

یعنی منِ مصرف‌کننده، فرمانبردار همان نیروهای ضد ارزشی هستم و زمان زیادی فرمانبردار نیروهای مخرب بودم. بالای ۴۰ سال اختیار من دست نیروهای بازدارنده بود.

همسفرم زودتر از من به کنگره می‌آمد، ولی من نمی‌دانستم که آنجا چه خبر است. تا اینکه یک روز گفتم بروم داخل ببینم چه جور جایی است و شیفته کنگره شدم.

راهنمای تازه‌واردین با من صحبت‌های جالب و دلنشینی کرد و ما ماندگار در کنگره شدیم.

و این راهی است که خداوند سر راه ما می‌گذارد و ما باید بتوانیم این مسیر را برای خودمان نگه داریم و فرمانبردار خوبی باشیم تا بتوانیم یک فرمانده شویم.

از اینکه به صحبت‌های من گوش کردید، سپاسگزارم.

عکاس: مسافر جلال (لژیون چهارم)
تایپیست: مسافر جلال (لژیون چهارم)
ویرایش، تنظیم و ارسال: همسفر علیرضا (لژیون ششم) و مرزبان خبری مسافر امیرحسین (لژیون دوم)

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...