English Version
This Site Is Available In English

دل‌نوشته یک رهجوی ۵۳ روزه، مسافر علی از لژیون 4

دل‌نوشته یک رهجوی ۵۳ روزه، مسافر علی از لژیون 4

 سلام دوستان، علی هستم یک مسافر.

دل‌نوشته یک رهجوی ۵۳ روزه
بیش از بیست و دو سال با تریاک زندگی کردم، بیست و دو سال اسیر، خسته و شکسته. بارهاوبارها سعی کردم از این افیون جان‌کاه جدا بشم، اما نتوانستم. بارهاوبارها به‌شدت عذاب کشیدم، جون کندم، اما نتوانستم از دست این جادوگر رهابشم. هر صبح با حسرت بیدار شدم و هر شب با هزار آرزو و آه خوابیدم. فکر می‌کردم دیگر تمومه؛ فکر می‌کردم خدا منو فراموش کرده. فقط ۵۳ روز از ورود من به کنگره میگذره، ولی انگار دنیای من عوض شده.

سه روز اول رو یادم نمی‌ره؛ راهنما گفت هر وعده یک سی‌سی دارو بخور. اون سه روز با درد و حال خرابی گذشت. ازیک‌طرف خماری مواد، از یه طرف هم سرماخوردگی، آن‌قدر آبریزش بینی داشتم که دماغم زخم شد. ولی طاقت آوردم، چون می‌دانستم راهی جز این ندارم.

فراموش نمی‌کنم، اولین روزی که به‌عنوان تازه‌وارد اومدم جلسهٔ عمومی و خودم و معرفی کردم «علی هستم، یک تازه‌وارد»

آن‌قدر بچه‌های کنگره برام دست‌زدن و تشویق‌کردن که یه حس قشنگ و جذاب توی دلم نشست که فقط یک‌بار توی عمرم تجربه‌اش کردم، دستشون درد نکنه.

الان یه هفته‌ست که یک خدمتی رو شروع کردم؛ توی سایت شعبه. البته اون هم بخاطر روی خندان و مهربان استادم حسن آقا مقیمیان، من و چند تا از دوستان سایت، سخنان اساتید جلسات رو ضبط می‌کنیم، تایپ می‌کنیم و توی سایت بارگذاری می‌کنیم. شاید ساده به نظر بیاد، ولی همین خدمت کوچکی بهم یه حس تازه داده؛ حس اینکه من هم دارم بخشی از این چرخهی مهربونی میشم. دیگه فقط گیرنده نیستم، دارم یه گوشهی هر چند کوچک از این محبت بیکران کنگره رو جبران می‌کنم. الان که به اون بیست و دو سال سیاه نگاه می‌کنم، می‌فهمم که چقدر گم بودم، ولی خدای من بزرگه، خدای من مهربونه، خدا من و دوست داره که به کنگره ۶۰ هدایت کرده.

هر روز که می‌گذره، به خودِ واقعیم نزدیک‌تر می‌شم. دوباره می‌تونم نفس بکشم، دوباره می‌تونم بخندم، دوباره می‌تونم زندگی کنم.
ممنونم خدا، ممنونم کنگره ۶۰، ممنونم که فرصت زنده بودن و به من و امثال من اهدا کردی. ۵۳ روز پیش یه اسیر بودم؛ امروز یه آدمم که تازه داره یاد می‌گیره زندگی کنه، و این بزرگ‌ترین هدیهٔ خداست.

دل‌نوشته: مسافر علی لژیون ۴

 

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...