"به نام خدا"
چهاردهمین جلسه از دور چهلونهم کارگاههای آموزشی کنگره۶۰، نمایندگی عمانسامانی (شهرکرد)، به استادی پهلوان محترم مسافر صامت، نگهبانی مسافر سامین و دبیری مسافر یزدان، با دستور جلسه «وادی هفتم و تاثیر آن روی من» روز پنجشنبه ۲۶ شهریور ماه ۱۴۰۵ برگزار شد.
خلاصه صحبتهای استاد:
سلام دوستان، صامت هستم، یک مسافر.
خداوند را شکر میکنم که در این جایگاه قرار دارم و از اینکه فرصتی فراهم شده تا در جمع شما دوستان و جمعیت احیای انسانی کنگره ۶۰ باشم، بسیار خوشحالم.

دستور جلسه امروز «وادی هفتم؛ رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است: یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت میکنیم» است.
وقتی دستور جلسات نوشته میشوند، عنوان وادیها بهتنهایی مطرح نمیشود؛ بلکه تأثیر وادیها بر زندگی ما اهمیت دارد. ما چهارده وادی داریم و در تمام این وادیها بهتدریج با مسیر معرفت آشنا میشویم. همانطور که گفته شده:
«گر خواهی رسید بر معرفت
چهارده وادی است کلید معرفت
یکبهیک خوان و به انجامش رسان
تا که گردی در جهان با مرتبت»
یک مسافر وقتی وارد کنگره میشود، از همان ابتدا با وادیها آشنا میشود. در وادی اول میآموزد که «با تفکر، ساختارها آغاز میشود» و در ادامه، هر تفکری که داشته باشد، میتواند ساختاری جدید در زندگی او ایجاد کند.
در ادامه وادیها، آموزشها مرحلهبهمرحله پیش میروند. در وادی پنجم، تفکر باید همراه با حرکت و عمل باشد و در وادی ششم یاد میگیریم که حکم عقل را در قالب یک فرمانده در وجود خود اجرا کنیم.
در واقع، تا زمانی که من فرمانبرداری را یاد نگرفتهام، نمیتوانم فرمانده خوبی باشم. در سفر اول، مسافر باید به دستورات راهنما و پروتکل درمانی پایبند باشد و در پلههای مشخص حرکت کند. نمیتواند بر اساس خواسته و نظر شخصی خودش بگوید امروز این مقدار مصرف میکنم، فردا مقدار دیگری، یا بخشی از آموزشها را انجام نمیدهم. اینجا باید فرمانبردار باشد.
وقتی به وادی هفتم میرسیم، صحبت از «رمز و راز کشف حقیقت» است. در این مسیر، علاوه بر پیدا کردن راه، باید چیزی را نیز با خودمان همراه کنیم و آن بخشش است.
من باید بتوانم از خودم، از خواستههایم و حتی از بخشی از داشتههایم بگذرم. اگر قرار است حرکتی انجام بدهم، باید بتوانم بخشندگی را تجربه کنم. حتی در رابطه با خانواده و دیگران باید یاد بگیرم که ببخشم و کینه و رنجش را با خودم حمل نکنم.
به نظر من، این موضوع با معنای خدمت نیز ارتباط مستقیم دارد. نماز و راز و نیاز با خداوند فقط در کلمات خلاصه نمیشود؛ من میتوانم راز زندگی خودم را در نیاز دیگران پیدا کنم. دیگران چه نیازی دارند؟ یکی از مهمترین نیازهای انسان، کمک و خدمت است. وقتی من به خلق خدا خدمت میکنم، بخشی از راز زندگی خودم را پیدا میکنم.
بنابراین، وادی هفتم برای من یعنی پیدا کردن راه، حرکت در راه و در کنار آن، بخشندگی و خدمت به دیگران.
وقتی این مراحل را درست انجام بدهم، میتوانم وارد وادی هشتم شوم؛ جایی که با حرکت، راه نمایان میشود. اگر چشمهایم را بسته باشم، اگر گذشت و بخشش نداشته باشم و اگر از فرمان عقل پیروی نکنم، چگونه میتوانم انتظار داشته باشم راه برایم نمایان شود؟
دستور جلسه هفته قبل، یعنی «از فرمانبرداری تا فرماندهی» نیز با این موضوع ارتباط دارد. من نباید راهنما یا مرزبان شوم تا دیگران فقط حرف من را گوش کنند. باید یاد بگیرم خودم حرف درست را بشنوم، فرمانبرداری کنم و مسئولیت خودم را به انجام برسانم تا بتوانم به فرماندهی جسم و جان خودم برسم.
راهنما و خدمتگزار واقعی کسی است که در گذرگاههای سخت، به یاری انسانها میشتابد و کمک میکند تا آنها بتوانند از آن مرحله عبور کنند. کسی که خدمت میکند، باید برای انسانهای دردمند وقت بگذارد و راه را برای عبور آنها هموار کند.
من خودم شاهد بودهام که گاهی یک انسان در شرایط بسیار سخت، فقط به یک فرصت نیاز دارد؛ فرصتی که بتواند از طریق آن دوباره به زندگی برگردد. حمایت از لژیون سردار و مشارکت در این بخش نیز از همین نگاه میآید؛ اینکه بتوانیم برای انسانهایی که در راه ماندهاند، بستری فراهم کنیم.
ممکن است ما از ارزش واقعی یک صندلی یا یک جایگاه خدمت در کنگره غافل باشیم، اما همین جایگاه میتواند محل آموزش و خدمت به انسانی باشد که سالها از خانواده و زندگی خود دور بوده است. ممکن است همین خدمت باعث شود یک جوان دوباره به آغوش خانوادهاش برگردد، یک پدر بتواند با آرامش کنار فرزندش قرار بگیرد یا مادری دوباره آرامش فرزندش را ببیند.
بنابراین، وقتی برای خدمت و حمایت قدم برمیداریم، در واقع به انسانها کمک میکنیم تا از یک گذرگاه سخت عبور کنند.
به نظر من، راز زندگی همینجاست؛ اینکه نیاز دیگران را ببینم و در حد توانم برای برطرف کردن آن قدم بردارم. اگر بتوانم ببخشم، خدمت کنم، فرمانبردار باشم و در راه درست حرکت کنم، کمکم حقیقت برای من آشکار میشود.
امروز اگر چیزی از کنگره دریافت کردهام، وظیفه دارم در ادامه، بخشی از آن را به دیگران پرداخت کنم. این همان بخشندگی، خدمت و حرکتی است که میتواند مسیر ما را به سمت روشنایی ادامه دهد.
در پایان، از وادی هفتم یاد میگیرم که فقط پیدا کردن راه کافی نیست، بلکه باید در آن حرکت کرد.
برداشت درست از این مسیر، خدمت و کمک به دیگران است.
امیدوارم بتوانم با فرمانبرداری و عمل سالم، در این راه مفید باشم.
ممنونم که به صحبتهای من گوش دادید.

عکس: مسافر رحیم لژیون دوازدهم
نگارش: مسافر محسن لژیون دوم
ویرایش: مسافر حامد لژیون بیستویکم
ارسال: مسافر حمید لژیون نوزدهم
(4)(2)(18)(2)(2).gif)
با احترام گروه سایت و مرزبان خبری نمایندگی عمان سامانی، مسافر حسین
- تعداد بازدید از این مطلب :
328