حقیقتاً اولین باری که به شعبه پرستار آمدم، موضوع جلسه درباره وادی هفتم بود؛ «رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است: یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت مینماییم.»
از آنجایی که در جلسات جهانبینی شعبه ایمان، که شعبه قبلی من بود، نکاتی را که از مشارکت افراد و صحبتهای اساتید یاد میگرفتم در دفترچه یادگیریام یادداشت میکردم، معمولاً سرتاپا گوش بودم تا نکتهای را از دست ندهم و چیزی به دفترچهام اضافه کنم.
اما در آن جلسه، صادقانه بگویم، احساس کردم اطلاعات خاص و جدیدی درباره این وادی دریافت نکردم و بیشتر با موضوع وادی آشنا شدم. با این حال، یک سؤال و یک نقطه تفکر در ذهنم شکل گرفت که این وادی دقیقاً چه مفهومی دارد؟
هر زمان هم پیش میآمد که کسی درباره این وادی صحبت کند، توجه من بیشتر به این بود که آن شخص چه برداشتی از این مفهوم دارد. اما حقیقتاً حتی بعد از مطالعه وادی هم هنوز دریافت و درک مشخصی از آن نداشتم.
فکر میکنم از زمانی توانستم مفهوم این وادی را بهتر درک کنم که آن ویژگی و عملکرد در من بیدار شد و در داستان زندگی خودم سعی کردم این فرمول را اجرا کنم.
زمانی که در مسیر زندگی با داستانها، ماجراها، اهداف مختلف و آموزشهای گوناگونی که سر راهم قرار میگرفتند مواجه میشدم، سعی کردم در هرکدام از این موضوعات، بخشی از این فرمول را به اجرا دربیاورم. به مرور شاید مهارتم در این زمینه بیشتر از قبل شد؛ البته همچنان مانند دیگر همسفران، در مسیر زندگی در حرکت هستم تا بتوانم حقیقت را بهتر دریابم.
میتوانم بگویم زمانی که توانستم تا حدودی دانایی خودم را به دانایی مؤثر نزدیک کنم، بهتر از قبل توانستم این وادی را بفهمم و درک کنم.
در صفحه آخر این وادی جملهای مطرح شده که هنوز هم ذهن من را به خودش مشغول میکند؛ جملهای که میگوید: «اتفاقاتی برای ما رخ میدهد که حتی بعضی از آنها بسیار ساده و پیشپاافتاده میباشد و ما بایستی نسبت به آنها عکسالعمل نشان دهیم.» هر بار که به این جمله میرسم، به فکر فرو میروم؛ چون پیش از اینکه این مطلب را درک کنم، بعضی مسائل و اتفاقات در نظرم آنقدر پیشپاافتاده بودند که احساس میکردم ارزش صرف وقت، انرژی و توجه من را ندارند و دلیلی نمیدیدم که برایشان انرژی بگذارم.
اما به مرور متوجه شدم که اگر به موضوعات کوچک و کماهمیت، بهموقع پرداخته نشود و درست مدیریت نشوند، ممکن است شدت پیدا کنند و بزرگ و بزرگتر شوند؛ تا جایی که حتی به یک مشکل جدی تبدیل شوند.
حالا هر وقت موضوعی، هرچند کوچک و کماهمیت، پیش میآید، سعی میکنم به آن توجه کنم، با حوصله نقش درست خودم را در آن اتفاق پیدا کنم و تا جایی که از دستم برمیآید، واکنش درست و بهموقعی داشته باشم.
به لطف و کمک قدرت مطلق، امیدوارم همه ما بتوانیم راه درست خودمان را پیدا کنیم و در مسیر رسیدن به هدف، با کولهباری از برداشتهای درست از مسیر، لذت رسیدن به هدف را لمس کنیم.
نویسنده: همسفر مائده رهجوی راهنما همسفر نرگس (لژیون چهارم)
رابط خبری: راهنما همسفر نرگس (لژیون چهارم)
ویرایش: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر ملیحه (لژیون یازدهم) نگهبان سایت
ارسال: همسفر نارنین رهجوی راهنما همسفر ملیحه (لژیون یازدهم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی پرستار
- تعداد بازدید از این مطلب :
0