چند سالی بود که مسافرم مواد مصرف میکرد. بارها به او میگفتم: «به کلینیک ترک اعتیاد برود، بچههایمان روزبهروز بزرگتر میشوند و این شرایط برای آیندهشان خوب نیست. تو بهعنوان یک پدر، برای آنها الگو هستی. مصرف خودت هم روزبهروز بیشتر شده است.» با کلی بحث و جدال، بالاخره به کلینیک ترک اعتیاد رفت و تشکیل پرونده داد. در آنجا شربت اپیوم برای ترک اعتیاد به او دادند، اما مصرفش زیاد بود و اثری از کم کردن شربت نبود. یک روز که مهمان داشتم، خواهرم فهمید که مسافرم شربت اپیوم مصرف میکند. با من صحبت کرد و کنگره ۶۰ را به من و مسافرم پیشنهاد داد و گفت: «آنجا جایی است که مصرفکنندهها درمان میشوند.» من چندین بار به مسافرم گفتم که به کنگره برویم، اما او از روی ناآگاهی قبول نمیکرد و میگفت: «اگر آنجا بروم و یکی از آشناها یا فامیل من را ببیند، برایم زشت است و خجالت میکشم. نمیخواهم کسی بفهمد.» چندین سال همان شربت را مصرف کرد که در واقع همان مواد بود.
حال خوبی نداشتم و خیلی طول کشید تا او را قانع کنم که به کنگره بیاید و درمان شود. بالاخره راضی شد و تصمیم گرفتیم به کنگره ۶۰ بیاییم و اذن ورود به ما داده شد. وقتی به این مکان مقدس وارد شدم، انگار از تاریکیها و ظلمت به روشنایی هدایت شدم. رفتهرفته آموزشهای کنگره حالم را خوب و بهتر کرد، به زندگی امیدوارتر شدم و نگاهم به زندگی تغییر کرد. برکت کنگره کمکم در زندگیام جاری شد و در مسیر آموزش، خودم را شناختم. به آگاهی و داناییام روزبهروز اضافه میشود. خدا را شکر میکنم که راه درست را پیدا کردیم. امیدوارم در کنگره ماندگار باشم و خدمتگزار خوبی برای کنگره باشم. به کمک آموزشها و همراهی راهنمای عزیزم، خانم فریده، قدمبهقدم حالم بهتر شد و حال خوب امروزم را مدیون آقای مهندس عزیز هستم و همیشه قدردان محبت و زحماتشان خواهم بود.
نویسنده: همسفر سودابه، رهجوی راهنما همسفرفریده (لژیون چهارم)
رابط خبری: همسفر حمیده رهجوی راهنما همسفر فریده (لژیون چهارم)
ویرایش و ارسال: همسفر فرشته رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون پنجم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی حکیم هیدجی
- تعداد بازدید از این مطلب :
107