English Version
This Site Is Available In English

کنگره ۶۰، آغاز دوباره یک زندگی

کنگره ۶۰، آغاز دوباره یک زندگی

چند سالی بود که مسافرم مواد مصرف می‌کرد. بارها به او می‌گفتم: «به کلینیک ترک اعتیاد برود، بچه‌هایمان روزبه‌روز بزرگ‌تر می‌شوند و این شرایط برای آینده‌شان خوب نیست. تو به‌عنوان یک پدر، برای آنها الگو هستی. مصرف خودت هم روزبه‌روز بیشتر شده است.» با کلی بحث و جدال، بالاخره به کلینیک ترک اعتیاد رفت و تشکیل پرونده داد. در آنجا شربت اپیوم برای ترک اعتیاد به او دادند، اما مصرفش زیاد بود و اثری از کم کردن شربت نبود. یک روز که مهمان داشتم، خواهرم فهمید که مسافرم شربت اپیوم مصرف می‌کند. با من صحبت کرد و کنگره ۶۰ را به من و مسافرم پیشنهاد داد و گفت: «آنجا جایی است که مصرف‌کننده‌ها درمان می‌شوند.» من چندین بار به مسافرم گفتم که به کنگره برویم، اما او از روی ناآگاهی قبول نمی‌کرد و می‌گفت: «اگر آنجا بروم و یکی از آشناها یا فامیل من را ببیند، برایم زشت است و خجالت می‌کشم. نمی‌خواهم کسی بفهمد.» چندین سال همان شربت را مصرف کرد که در واقع همان مواد بود.

حال خوبی نداشتم و خیلی طول کشید تا او را قانع کنم که به کنگره بیاید و درمان شود. بالاخره راضی شد و تصمیم گرفتیم به کنگره ۶۰ بیاییم و اذن ورود به ما داده شد. وقتی به این مکان مقدس وارد شدم، انگار از تاریکی‌ها و ظلمت به روشنایی هدایت شدم. رفته‌رفته آموزش‌های کنگره حالم را خوب و بهتر کرد، به زندگی امیدوارتر شدم و نگاهم به زندگی تغییر کرد. برکت کنگره کم‌کم در زندگی‌ام جاری شد و در مسیر آموزش، خودم را شناختم. به آگاهی و دانایی‌ام روزبه‌روز اضافه می‌شود. خدا را شکر می‌کنم که راه درست را پیدا کردیم. امیدوارم در کنگره ماندگار باشم و خدمتگزار خوبی برای کنگره باشم. به کمک آموزش‌ها و همراهی راهنمای عزیزم، خانم فریده، قدم‌به‌قدم حالم بهتر شد و حال خوب امروزم را مدیون آقای مهندس عزیز هستم و همیشه قدردان محبت و زحماتشان خواهم بود.


نویسنده: همسفر سودابه، رهجوی راهنما همسفرفریده (لژیون چهارم)
رابط خبری: همسفر حمیده رهجوی راهنما همسفر فریده (لژیون چهارم)
ویرایش و ارسال: همسفر فرشته رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون پنجم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی حکیم هیدجی

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .