راهنما همسفر مرضیه ✍
در سیدی «یین و یانگ»، استاد مطرح کردند که انسانها دارای شخصیت هستند. یین و یانگ علامتی است که به دو قسمت تقسیم شده است؛ آن بخشی که سیاه است، یک لکه سفید داخلش! هست و آن بخشی که سفید است، یک لکه سیاه داخلش است. کل این دایره، موجودیت یا زندگی و یا چرخه حیات است. آن بخش تاریک مربوط به منفی بودن است و آن بخش روشن، الهی است. یین در فرهنگ چینی یعنی جوانی، خامی و تاریکی و یانگ به معنای پختگی و خردمندی است. این در اندیشه خودمان نیز وجود دارد.
هر موجودی و ساختاری از دو بخش تشکیل میشود: بخش آشکار و پنهان. اما همین بخش که یک قسمت مربوط به قسمت اهریمنی و تاریکی و قسمتی مربوط به روشنایی الهی انسان است، در حال تغییر است و کم و زیاد میشود. لکهای که روشن است و در قسمت تاریکی قرار دارد، در انسان، در شهر، در کشور یا خانواده نیز وجود دارد. این دو بخش درون انسان با همدیگر در حال درگیری هستند. یک زمان قسمت منفی میآید، رشد میکند و یک زمان قسمت روشنایی رشد میکند. اینکه چقدر طول میکشد که یکی از این دو بر دیگری غلبه پیدا کند، بستگی به آن انسان دارد که چقدر بتواند تزکیه و پالایش انجام بدهد.
ولی این کشش و درگیری بین این دو نیرو، در شخص باعث میشود که حس و نیرویی در درونش به وجود بیاید که عامل حرکت و تغییر میشود. آن نیروی درونی و آن دو بخش با همدیگر در حال کنش و واکنش هستند و باعث نیرو و تغییر در هر موجودی، ساختاری یا چرخهای میشوند. زمانی که نیروی یین میآید و شروع میکند به رشد کردن و قوی شدن، یواشیواش آن قسمت الهی شروع میکند به ضعیف شدن و کوچک شدن تا برسد به یک نقطه کوچک، ولی از بین نمیرود. همهجا را سیاهی میگیرد. اولش خوب خودش را تقویت میکند و قوی میشود و شروع به رشد کردن میکند. اینکه تاریکی کوچک میشود ولی از بین نمیرود، نشان میدهد که آن نقطه سیاه کوچک در روشنایی میتواند دوباره خودش را رشد دهد. این چرخه یین و یانگ است.
موقعی که حضرت محمد به دنیا آمد، در سرزمینی بود که نسبت به تمدنهای زمان خودش، واقعاً از نظر فرهنگی در رده خیلی پایینی بود. جهالت و خوی وحشیگری داشتند. حضرت محمد آمد، شروع کرد به حرکت کردن و به رشد و فعالیت کردن و یواشیواش آن جنگها که ظرف ۲۰ سال گذرانده شد، اسلام در شبهجزیره جایگزین شد. رشدی که در عربستان در آن سالها و بعد از آن، از نظر تفکر و فرهنگ به وجود آمد، قابل تصور نبود. این همان رشد یانگ در درون تاریکی بود. اگر انسان با حس تاریکی مبارزه کند، قدرت و نیروی خودش را به تاریکی منتقل میکند. یعنی اگر من با حس خشم و کینه و حسادت بیایم و بخواهم عالم بشوم یا بخواهم برتری را ثابت بکنم و بخواهم علم یاد بگیرم، ممکن است پیش بروم، ولی یک دانشمند نادان که آن مدرک را کسب میکند، بینش و برتری و قدرتش را از دست میدهد.
این دو، مواقع تلفیق اضداد هستند که باعث تکامل میشوند. اگر روشنایی که از دل تاریکی شروع به رشد کردن میکند، حتماً باید از نظر ماهیت و قدرت از تاریکی قویتر باشد تا بتوانیم تاریکی را هل بدهیم به عقب. برای اینکه بتوانیم به درمان قطعی و رهایی برسیم، باید صورت مسئله اعتیاد را بفهمیم. انسان باید بفهمد که با نفرت و بیزاری به جنگ تاریکی نرود. اگر با این حس بیزاری به جنگ تاریکی برویم، قطعاً شکست میخوریم. پس درمان اعتیاد با حس بیزاری و نفرت امکانپذیر نیست، چون جنس نفرت و بیزاری از جنس خود تاریکی اعتیاد است؛ بلکه باید با حس دانایی و شناخت کامل و صورت مسئله اعتیاد، به درمان و رهایی برسیم.
منبع: سیدی یین و یانگ
نویسنده: راهنما همسفر مرضیه
رابط خبری: راهنمای تازه واردین همسفر فاطمه
ویرایش و ارسال: همسفر مرجان رهجوی راهنما همسفر سمیرا (لژیون اول) دبیر سایت
نمایندگی همسفران شهباز
- تعداد بازدید از این مطلب :
40