English Version
This Site Is Available In English

نیروهای الهی همان ارزش‌هایی هستند که من می‌توانم آن‌ها را در خود تقویت کنم

نیروهای الهی همان ارزش‌هایی هستند که من می‌توانم آن‌ها را در خود تقویت کنم

وادی هفتم، وادی «کشف حقیقت» است، جایی که ما با دو چالش روبه‌رو می‌شویم اول اینکه آیا واقعاً راه درست را یافته‌ایم؟ دوم آیا آنچه از این راه می‌آموزیم را درست درک کرده‌ایم؟ این وادی نقطه‌ی تلاقی مسیر و نگاه است. در این مرحله ما با حقیقتی رو‌‌به‌‌رو می‌شویم که دو رکن بنیادین دارد؛ نخست یافتن راهی که ما در آن قدم می‌زنیم و دوم آنچه از این راه در ذهن و قلب خود می‌سازیم و بر‌داشت می‌کنیم. ما یاد گرفته‌ایم که حقیقت، تنها در جاده‌ها و قوانین نیست؛ بلکه در برداشت ما از آن نهفته است. بسیاری از ما راه را یافته‌ایم؛ اما چرا هنوز به آرامش مطلوب نرسیده‌ایم؟ شاید پاسخ در این باشد که ما راه را می‌بینیم؛ اما هنوز نتوانسته‌ایم آن را به درستی درک کنیم. حقیقت میان آنچه اتفاق می‌افتد و آنچه ما از آن می‌فهمیم پنهان شده است. امیدوارم  گفتگو با مرزبان همسفر مرضیه فرصتی باشد برای بازنگری در برداشت‌ها و کشف حقیقت جدیدی که در میان مسیر و درک ما نهفته است.

همسفر مرضیه و مسافرشان غلامرضا با آخرین آنتی‌ایکس مصرفی شیره  مدت 10ماه با روش DST و داروی OT به راهنمایی مسافر امیر هوشنگ و همسفر زهرا سفر کردند. اکنون 6 سال و 2 ماه و 7 روز است که به لطف خدا و دستان پر مهر آقای مهندس دژاکام آزاد و رها هستند. رشته ورزشی همسفر والیبال و مسافر شنا در کنگره است. در همین رابطه گفت‌وگویی با مرزبان همسفر مرضیه ترتیب دادیم که شما را به خواندن آن دعوت می‌کنیم.

از نظر شما چرا یافتن راه، به تنهایی برای رسیدن به حقیقت کافی نیست و حتماً باید برداشت هم به دنبال آن باشد؟

به عقیده من وادی هفتم  در دو رکن است، یکی یافتن راه و دیگری برداشت ما از آن راه است. تا زمانی‌که بخواهیم مسیری را پیدا کنیم و به مرحله درست برسیم و مشکل حل شود؛ باید کلید آن مسیر را پیدا کنیم. همیشه اگر در شهر بگردیم کلید سازها خیلی کم پیدا می‌شوند؛ اگر ما آن قفل را پیدا کنیم؛ اما کلید را پیدا نکنیم به بن‌بست می‌رسیم. مثل اعتیاد که در سطح دنیا می‌بینیم خیلی‌ها چون کلید را پیدا نکردند هیچ قفلی باز نشده است یا بعضی‌ها اگر به مرحله‌ای رسیدند، مثلاً راه خودشان را پیدا کردند؛ اما در واقع برداشت آن‌ها غلط بوده است و همین باعث شده مسیر اشتباه را بروند. از همین رو اعتیاد باعث شده افراد با انواع و اقسام راه‌های غلط مثل قرص‌های درمانی و مسیرهای دیگر به ناکجا آبادهایی کشیده شوند و حتی دست به جنایت‌های فجیع بزنند؛ چون تفکری که پشت قضیه بود درست نبود. من به عنوان کسی که الان به این جایگاه رسیده‌ام، باید آن پذیرش‌ را داشته باشم و سعی کنم آن کلید را پیدا کنم و مسیر بهتر را انتخاب کنم تا مشکل خود را حل نمایم.

اگر راه را مانند یک جاده در نظر بگیریم، برداشت را چگونه می‌توان در این استعاره تعریف کرد؟

اگر من بخواهم از تهران به کرج یا تبریز بروم هدف اصلی رسیدن به مقصد است، برداشت من از این جاده صرفاََ این نیست که به جای یک ساعت، نیم ساعت زودتر برسم؛ گاهی ممکن است به دلیل نداشتن تفکر درست یا داشتن برداشت غلط، در میانه راه وسایلی که لازم دارم را جا بگذارم یا تلفاتی داشته باشم. برداشت درست یعنی بررسی اینکه کدام مسیر بهتر است، زمان را در نظر بگیرم و مسیری را انتخاب کنم که من را راحت‌تر و درست‌تر به مقصد برساند. پس برداشت دوباره به آن تفکر اولیه برمی‌گردد؛ اینکه قبل از هر کاری، باید تفکر لازم را داشته باشم.

در مسیر درمان بسیاری راه را پیدا می‌کنند؛ اما چرا گاهی در تغییر رفتار و رسیدن به آرامش یا حل مشکلات با موانع مواجه می‌شوند؟

چون برداشت‌های غلط بود و ما را از راه اصلی دور می‌کرد و به جای ناامید‌ کننده رسانده بود؛ اگر من برداشت درستی از پرخاشگری فرد مصرف‌کننده داشتم، می‌دانستم که مواد مخدر به او دستور می‌دهد. فردی که در حالت طبیعی نمی‌تواند اینگونه پرخاشگر باشد، وسایل خانه را بفروشد یا دست به رفتارهای غیرعادی بزند؛ اما این‌جا یاد گرفتم که می‌توانم برداشتم را درست کنم. آقای مهندس دژاکام این را با جهان‌بینی به من یاد دادند که  اعتیاد چیست و مواد در ذهن، روح و روان چه اثرات مخربی می‌گذارد؛ از این طریق توانستم دیدگاه‌های اشتباهم را به دیدگاه درست تبدیل کنم، دانش و آگاهیم را بالا ببرم و به این جای امن برسم.

به عنوان مرزبانی که با مسافران و همسفران در ارتباط است، چه نکته‌ای را درباره خطای برداشت در مسیر درمان می‌گویید که بیشترین آسیب را به همسفران می‌زند؟

چیزی که شاید خیلی‌ها به آن توجه نمی‌کنند این است که مسافر و همسفر گاهی از مسیر کنگره گریز می‌زنند؛ یا کلاً از مسیر خارج می‌شوند. دلیلش این است که مسافر فکر می‌کند وظیفه‌اش فقط این است که در طول ۱۰ یا ۱۲ ماه فقط باید دارو بگیرد و به دنبال رهایی باشد؛ اما روی جهان‌بینی خودش کار نمی‌کند در کارگاه‌ها شرکت می‌کند؛ اما برداشت او دقیق و اصولی نیست. مسئله صبر و زمان را در نظر نمی‌گیرند و همین باعث می‌شود هم مسافر و هم همسفر دچار گریز شوند. هدف این است که ما روی جهان‌بینی خود کار کنیم، برداشت درست داشته باشیم، آگاهی و دانش خود را بالا ببریم، با تفکر حرکت کنیم و به درمان درست برسیم.

همسفر چگونه می‌تواند تمرین کند تا برداشت‌های غلط یا منفی از سختی‌های مسیر را به برداشت‌های سازنده تبدیل کند؟

این سوال باز هم به بالا بردن سطح دانش و آگاهی برمی‌گردد؛ اگر من از ضدارزش‌ها دوری کنم؛ یعنی تمام خصلت‌های بد را کنار بگذارم و دیدگاه‌های قبلی‌ خود را نسبت به مسافر اصلاح کنم، دوربین را روی خود زوم نمایم و هدفم فقط تغییر دادن خود باشد‌. آن‌وقت برداشت‌های غلط به برداشت‌های سازنده تبدیل می‌شوند، در واقع من دارم چیزی را خلق می‌کنم که در نهایت به رهایی خود و مسافرم می‌رسد.

برای کسی که در این مرحله احساس می‌کند راه را پیدا کرده است؛ اما هنوز به حقیقت یا آرامش نرسیده، چه توصیه‌ای دارید؟

برخی فکر می‌کنند چون در کارگاه‌ها شرکت کرده‌اند یا خدمات ریزی انجام داده‌اند؛ پس راه را یافته‌اند و می‌توانند سریع سفرشان را تمام کنند؛ اما این نگاه می‌تواند دوباره باعث شود مسیر را غلط بروند و از کنگره دور شوند یا دچار گریز شوند. برای همسفر هم همین‌طور است‌، این باعث می‌شود مدام در تلاطم و ناآرامی باشند و بخواهند از هر راه‌هایی مثل سوالات مداوم از راهنما درباره وضعیت خواب، تغذیه یا برخورد همسر آرامش بگیرند. راه حل این است که روی آموزش‌ها کار کنند و هر جا احساس کردند مطلب را درست نگرفته‌اند، از راهنما بخواهند که آن را برایشان  توضیح دهد. تا زمانی‌که آموزش کاربردی نشود ناآرامی باقی می‌ماند.

بر اساس سی دی گردبادهای عظیم انسان چگونه می‌تواند به نیروهای الهی بیافزاید؟

نیروهای الهی همان ارزش‌هایی هستند که من می‌توانم آن‌ها را در خود تقویت کنم مثل کلام خوب، کارهای درست و رسیدن به آگاهی است؛ اگر ما قبل از کنگره به دلیل عدم آگاهی از آن نیروها دور شده بودیم حالا با کار روی دانش و آگاهی خود آرامش را به زندگی‌ برمی‌گردانیم و به نیروهای الهی نزدیک‌تر می‌شویم. البته این موضوع یک‌شبه اتفاق نمی‌افتد، طی زمان و با تغییرات و تحولات مثل همان فرآیند ۱۲ ماهه و پالایش صورت می‌گیرد تا به آن حال خوش برسیم.

در آخر سپاسگزاریم ازمرزبان همسفر مرضیه برای فرصتی که در اختیار ما قرار دادند.

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .