استاد: دستهایم خستهاند بعضی وقتها مشکل میتوانم ستار بنوازم؛ اما همیشه منتظر دوستان خوب هستم تا یادی از من بنمایند. در جمع آنانی که به عرش الهی میاندیشند و درصدد صعود میاندیشند آرام میگیرم. چطوری از خودت بگو؟
شاگرد: چه بگویم با گوشهایم میشنوم و با چشم هایم میبینم؛ ولی مات و مبهوت هستم از این همه شگفتی؛ باید عزم سفر کرد کجا خود هم نمیدانم! ما هرچه در جهان میبینیم شگفتی، معجزه و غیر قابل تصور است. انقدر شگفتیها زیاد است که برای ما عادی شده است. کهکشان راه شیری که یکی از میلیاردها کهشکشان در آسمان است، ماه، خورشید، زمین، گیاهان، درختان، آسمانها و جسم انسان همه شگفتی است. ما دو قسم هستیم یکی خود ما و دیگری جسم ما که ما کنترل و اختیاری روی جسم خود نداریم.
قلب، ریه، کلیه، همه دارند کار خودشان را میکنند و سیستم آنها را کنترل میکند و ما نمیتوانیم این شگفتیها را درک کنیم. ما برای زنده بودن ارزش قائل نیستیم و آن را درک نمیکنیم. ما با جسم خود چه میکنیم؟ با الکل، سیگار، تریاک، شیشه، بی تحرکی جسم خود را نابود میکنیم این به این دلیل است که از مسئله عقل و ایمان فاصله گرفتیم. برنده کسی است که با تمام مشکلات و سختیها از بودن لذت ببرد و آن را درک کند از زمانی که داده شده استفاده کند و بداند که هیچ چیز متعلق به ما نیست ارث نمیماند؛ ولی محبت، عشق، دوست داشتن برای مرحله بعد جهان بعد و حلقه بعد میماند.
هدف از خلقت زندگی کردن است و ما باید خود را کامل کنیم و آنقدر قدرتمند شویم تا با کوچکترین حرف به هم نریزیم و به هر چیزی تعصب نداشته باشیم واگرنه در رنج و عذاب خواهیم بود. انسان زمانی میتواند به سمت نیکیها حرکت کند که شرایط مطلوب باشد، وقتی باد مناسب باشد قدرت صعود انسان چندیدن برابر افزوده میشود، یعنی در یک مکانی و در یک مسیری قرار میگیرد که جهانبینیاش افزایش مییابد و توازن و تعادل برقرار میشود. استاد فرمودند در سختترین شرایط محکم و استوار باشید، درختان ایستاده میمیرند.
سخن باید پخته و تشویق باید به جا و به موقع باشد؛ باید بیاموزید که در جهتهای مختلف مانند یک مثلث حرکت کنید و چند کار را با هم انجام دهید. این مثلت مثل آموزش، تفکر، تجربه است یا معرفت، عمل سالم، عدالت یا جسم، روان و جهانبینی. حرکتی انجام بدید که یک سرش در زمین باشد و یک سرش در آسمان و در حلقههای متعدد افرینش. جهانها همه با هم در ارتباطاند و ما چه بخواهیم چه نخواهیم چه باور کنیم چه باور نکنیم زندگی چندگانه داریم و در چندین جهان تردد داریم.
البته ضامن هر حرکتی زحمت بسیار از هر جهت است و این با پوچی و دست تهی ممکن نیست؛ باید تلاش نمایید که علم و ایمان، ایمان یعنی داشتن باور و داشتن اعتقاد را با بودنها سنجیده و آن را در یک جامی بریزید که هرکس سیر نشوند و آنقدر بنوشند تا خود را به نقطه درک برسانند و آنگاه دیگر تهی بودن معنا ندارد. اگر انسان از نظر مادی تأمین شود آنگاه فکرش آزاد میشود و به کارهای دیگر اندیشههای دیگر، برنامههای دیگر میپردازد و ما در کنگره از نظر مادی به مرحله خودکفایی رسیدیم خیال ما راحت است و به فکر سازندگی هستیم. این مسئله مهم است که ما با توان و تفکر خودمان را به وضعیت متعادل برسانیم.
منبع: «سیدی کشش»
نویسنده: همسفر آرمیتا رهجو راهنما همسفر هستی (لژیون یکم)
رابط خبری: همسفر نفیسه رهجو راهنما همسفر هستی (لژیون یکم)
عکاس: همسفر منیره رهجو راهنما همسفر مریم (لژیون نهم)
ویراستاری: همسفر فاطمه رهجو راهنما همسفر مریم (لژیون پنجم)
ارسال: همسفر زهرا رهجو راهنما همسفر سمیرا (لژیون بیست و چهارم)
همسفران نمایندگی میرداماد اصفهان
- تعداد بازدید از این مطلب :
0