English Version
This Site Is Available In English

برای کشف حقیقت ابتدا باید راه درست را پیدا کنیم

برای کشف حقیقت ابتدا باید راه درست را پیدا کنیم

راهنما همسفر لیلا:

وادی‌ها راه و روش درست زندگی کردن، قوانین زندگی و مسیر حرکت صحیح را به انسان می‌آموزند، «وادی هفتم، (رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است: یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت می‌کنیم»، یکی از وادی‌های مهمی است که بر پیدا کردن راه صحیح و برداشتی که انسان از این مسیر دارد، تأکید می‌کند؛ گاهی اوقات در زندگی به یک دوراهی می‌رسیم که یک راه، ما را به بیراهه و نابودی می‌کشاند و راه دیگر به مقصدی سالم و همراه با کامیابی می‌رسد.

همان‌گونه که از عنوان این وادی پیداست، برای کشف حقیقت ابتدا باید راه درست را پیدا کنیم و زمانی که در آن مسیر قرار گرفتیم، با دقت و آگاهی حرکت کنیم تا بتوانیم با استفاده از آموزش‌هایی که کسب کرده‌ایم، حقیقت را به بهترین شکل ممکن پیدا کنیم، صرفاً داشتن اراده و تلاش، همیشه ما را به نتیجه مطلوب نمی‌رساند؛ زیرا اگر مسیر را اشتباه انتخاب کنیم، حتی با تلاش بسیار نیز ممکن است از هدف خود دور شویم؛ بنابراین می‌توان گفت انتخاب راه درست، بخش مهمی از رسیدن به حقیقت است.

در واقع، وادی هفتم به ما می‌آموزد که مسئولیت برداشت‌ها و نتایج زندگی خود را بپذیریم، زندگی مانند یک زمین کشاورزی است؛ اگر انسان بذر مناسبی در آن بکارد و به‌خوبی از آن مراقبت کند، در نهایت محصولی متناسب با تلاش خود برداشت خواهد کرد؛ به شرط آنکه در این مسیر، صبر را سرلوحه کار خود قرار دهد و به جای عجله و انتخاب مسیرهای مختلف و نادرست، آموزش بگیرد و تفکر کند، سپس راه صحیح را پیدا کرده و با ایمان و استقامت در آن حرکت کند، در نهایت، این وادی به ما می‌آموزد که با انتخاب‌های آگاهانه و حرکت در مسیر درست، می‌توانیم حقیقت را بهتر بشناسیم و در زندگی از آرامش و تعادل بیشتری برخوردار باشیم.

همسفر فاطمه:

اهمیت راه بر همه ما آشکار است؛ چراکه انسان‌ها و دوستان زیادی از ما قربانی شدند فقط به این دلیل که راه را پیدا نکردند و یا راه اشتباهی را رفتند. همانطور که در وادی هفتم بیان می‌شود این موضوع به این دلیل نیست که این افراد تنبل بودند، اراده نداشتند و یا تلاش نکردند؛ بلکه جسم، روان و تفکر به دلیل پیدا نکردن راه حل برای مشکل از تعادل طبیعی خارج می‌شود.

عنوان این وادی این‌گونه تفسیر می‌شود که برای باز کردن هر قفلی ابتدا باید کلیدی یافت که مناسب آن قفل باشد و سپس باید با آن کلید اقدام به باز نمودن آن قفل نمود؛ تنها در این صورت است که قفل به درستی و آسانی باز خواهد شد.

طبق مطالب عنوان شده در کتاب عشق انسان‌ها به دو گروه کم‌خردان و بی‌خردان تقسیم می‌شوند. اگر من بدون تفکر و بررسی کاری را انجام بدهم و همیشه درحال ایجاد مشکل برای خود و دیگران باشم به این معناست که جزو گروه کم‌خردان هستم. در این صورت من آدمی هستم که تصور می‌کنم بهترین راه، ارزان‌ترین و کوتاه‌ترین راه است.

حال اگر من همیشه اول تفکر کنم و در کارها بررسی کردن را جدی بگیرم و آن را اولویت قرار دهم، آن گاه از دسته خردمندان هستم. در این صورت من می‌دانم که بهترین و ماندگارترین گنج، گنج درون خودم است که بایستی آن را کشف نمایم.

بهترین راه همان صراط مستقیم است که انسان خردمند آن را برمی‌گزیند تا به مقصد راستین برسد. نشانه این راه، رسیدن به مقصد با وضعیت مناسب است. مقصد می‌تواند فنا یا بقا باشد؛ چراکه در این راه فنا هم بقاست، اما به‌گونه‌ای دیگر. کشف برخی راه‌ها بر عهده پیشگامان و مکتشفین است و به انسان‌های عادی مربوط نمی‌شود. من به‌عنوان انسانی که سعی می‌کند خردمند باشد باید راه درست یا صراط مستقیم را بیابم و در مسیر آن حرکت کنم.

همسفر ندا:

در «وادی هفتم، (رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است: یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت می‌کنیم)» با مفهومی روبرو می‌شوم که تمام باورهای قدیمی من را به چالش کشیده است: اینکه حقیقت، نه فقط در “راه” که در “برداشت” ما از آن نهفته است.

من به عنوان یک معلم، سال‌ها در مسیرِ آموزش دادن بودم، تصور می‌کردم نقش من این است که “راه” را به دانش‌آموزانم نشان دهم و آن‌ها را به مقصد برسانم؛ اما وادی هفتم با فروتنیِ تمام، به من درسِ دیگری داد. این وادی به من فهماند که من تا زمانی که درک و برداشتِ درستی از جایگاه خودم نداشته باشم، هر چقدر هم که “راه” را نشان دهم، تنها در حال تکرارِ کلمات هستم، نه انتقالِ حقیقت. امروز به دانش آموزانم نگاه می‌کنم و اجازه می‌دهم برداشت‌های آن‌ها هم دنیای من را تغییر دهد، در واقع دارم از وادی هفتم عبور می‌کنم.

«وادی هفتم» به من آموخت که اگر می‌خواهم در کلامم اثری بگذارم، ابتدا باید در برداشت‌های خودم از زندگی، از خود، و از جایگاهم  به دنبال حقیقت بگردم آموختم حقیقتِ تدریس، نمره گرفتن نیست، حقیقتِ آن، این است که من و شاگردم، هر دو در یک مسیر، به دنبالِ «حقیقت» هستیم، اگر روزی در کلاس، با لبخند و تواضع به جایِ دستور دادن، با آن‌ها هم‌مسیر شدم و اجازه دادم آن‌ها هم به من درس بدهند، آن روز است که من «برداشتِ اصلی» را از وادی هفتم داشته‌ام، خدایا شکرت که به من یاد دادی معلمی، ایستادنِ بالاتر از دیگران نیست؛ بلکه زانو زدن و هم‌قدم شدن در مسیرِ یادگیریِ بی‌انتهایِ توست.

همسفر زهرا:

«وادی هفتم، (رمزو راز کشف حقیقت در دو چیز است: یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت می‌کنیم)» به من یاد داد که ابتدا باید حرکت کنم و با تفکر، راه درست را پیدا کنم، وقتی حرکت می‌کنم، مسیر به‌تدریج برایم نمایان می‌شود و می‌توانم راه درست را بهتر بشناسم، همیشه گفته‌اند: از تو حرکت، از خدا برکت،  من امروز به این جمله بیشتر ایمان آورده‌ام، اگر حرکت من در جهت ارزش‌ها و در مسیر درست باشد، نیروهای الهی نیز به کمکم می‌آیند.

در گذشته گاهی منتظر می‌ماندم تا شرایط کاملاً آماده شود و بعد حرکت کنم؛ اما امروز فهمیده‌ام که بدون حرکت، هیچ راهی برای من نمایان نمی‌شود، این وادی به من آموخت که برای پیدا کردن مسیر، باید از تفکر شروع کنم، راه درست را پیدا کنم و سپس قدم بردارم.

اگر در مسیر درست حرکت کنم، حتی مشکلات و موانعی که سر راهم قرار می‌گیرند نیز می‌توانند برایم به آموزش و تجربه تبدیل شوند؛ همچنین یاد گرفتم که برای رسیدن به هدف، باید صبر و استمرار داشته باشم و با هر سختی و مشکلی از مسیر خارج نشوم، تأثیر این وادی بر من این بوده است که بیشتر مسئولیت انتخاب‌ها و مسیر زندگی‌ام را بپذیرم، امروز می‌دانم با تفکر، حرکت در مسیر ارزش‌ها، صبر و توکل به خدا، می‌توانم قدم‌به‌قدم به هدفم نزدیک‌تر شوم.

همسفر معصومه:

در مورد «وادی هفتم» گفته شده است که اولین کاری که می‌خواهیم انجام دهیم، این است که تفکر کنیم، تفکر نباید مختص یک موضوع خاص باشد؛ بلکه در زمینه‌های مختلف زندگی، مانند کار، ازدواج، بچه‌دار شدن و تحصیل، باید تفکر و بررسی داشته باشیم، به نظر من، این چهار مورد از مهم‌ترین مسائل زندگی هستند و تصمیم‌گیری درباره آن‌ها نیاز به آگاهی و تفکر دارد.

گاهی ممکن است کاری را شروع کنم، بدون اینکه قبل از آن به‌خوبی درباره‌اش فکر کرده باشم، یا ممکن است وارد ازدواج شوم، بدون اینکه شناخت و آگاهی کافی از طرف مقابل داشته باشم، در مورد بچه‌دار شدن و حتی انتخاب رشته تحصیلی نیز ممکن است تحت تأثیر احساسات، حرف مردم یا الگوبرداری از دیگران قرار بگیرم؛ مثلاً با خودم بگویم فلانی این‌گونه ازدواج کرده، این کار را انجام داده، بچه‌دار شده یا فلان رشته را انتخاب کرده است؛ پس من هم باید همین کار را انجام بدهم.

وقتی بدون تفکر و آگاهی وارد چنین مسائل مهمی می‌شویم، ممکن است در میانه راه متوجه شویم شرایط آن‌گونه که تصور می‌کردیم نیست؛ اما چون بخشی از مسیر را طی کرده‌ایم، ادامه دادن برایمان سخت می‌شود و حتی ممکن است مجبور شویم بهای سنگینی برای تصمیم اشتباه خود بپردازیم.

بنابراین، من از وادی هفتم یاد گرفته‌ام که قبل از هر تصمیم مهمی، ابتدا تفکر کنم، آگاهی خود را بالا ببرم و جوانب مختلف موضوع را بررسی کنم و سپس اقدام کنم، این کار می‌تواند به من کمک کند تا در انتخاب همسر، مسیر شغلی و تحصیلی و همچنین در تصمیم‌گیری برای فرزندآوری، انتخاب درست‌تری داشته باشم؛ در نهایت، باید عاقلانه تصمیم بگیریم و قبل از حرکت، راه درست را پیدا کنیم تا به بن‌بست نرسیم؛ زیرا گاهی جبران یک اشتباه، هزینه و بهای سنگینی برای انسان به همراه دارد.

مشارکت گروهی لژیون چهاردهم
رابط خبری: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون چهاردهم)
ویراستار و ارسال: همسفر شهلا رهجوی راهنما همسفر لیلا (لژیون چهارم)
همسفران نمایندگی دهخدا قزوین

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .