جلسه هشتم از دوره چهل و یکم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی فردوسی مشهد به استادی اسیستانت همسفر نیره، نگهبانی همسفر فریبا و دبیری همسفر زهره با دستور جلسه «وادی هفتم (رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است؛ یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت مینماییم.) و تاثیر آن روی من» روز دوشنبه ۲۳ شهریورماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
خداوند را سپاسگزارم که امروز به من فرصت داد تا در نمایندگی فردوسی به عنوان استاد خدمت کنم. ابتدا از آقای مهندس، خانواده محترمشان و خانم آنی کماندار عزیز سپاسگزارم که به تکتک ما همسفران اجازه دادند تا در کنگره۶۰ حضور پیدا کنیم و بتوانیم آموزش بگیریم و به حال خوش برسیم. تشکر میکنم از ایجنت همسفر ساره به همراه گروه مرزبانی و نگهبان جلسه که اجازه دادند و دعوت کردند امروز در خدمت شما باشم و آموزش بگیرم.
دستور جلسه امروز وادی هفتم است که از دو بخش تشکیل شده، یکی اینکه من راهی را پیدا کنم و در ادامه برداشت من از آن راه چه باشد. شاید از دو جمله خیلی کوتاه تشکیل شده است؛ اما دنیایی از آموزش در آن نهفته و این بستگی به دید و جهانبینی ما دارد که چه برداشتی داشته باشیم.
امروز مراسم تجلیل و تقدیر از راهنما همسفر ساره را داریم که بیربط به این وادی نیست، وادی که در آن صحبت میشود، همه انسانها برای رسیدن به تکامل باید یکسری مسیرها را طی کنند. در این مسیرها احتمال دارد یکسری چالشها و بالا و پایینها برای هر فردی به همراه داشته باشد؛ اما بستگی دارد آن مسیر چگونه طی شده و مسیری که همسفر ساره در این 4 سال طی کردند همراه با عشق، بدون حاشیه، فرمانبردار و بسیار عالی بودند، توانستند جایگاه ایجنتی را تجربه کنند و برداشت خوبی را از این مسیر داشته باشند. قطعاً زحمات زیادی را کشیدند؛ پس این مسیر و زحمات بینتیجه نبوده، حال دلشان خوب است و حتماً به آن نتیجهای که میخواستند رسیدهاند و در ادامه خواهند رسید.
شاید در مسیر کنگره و خارج از آن افرادی باشند که بدون زحمت و تلاش به جایگاهی برسند؛ اما ماندگار نخواهد بود. مسیری که در کنگره برای ما قرار داده شده، خیلی ارزشمندتر است؛ وقتی فردی بدون تلاش به جایگاهی میرسد، مسلماً در ادامه باعث آسیب دیگران میشود؛ اما همسفر ساره جزء کسانی بودند که واقعاً فرمانبردار بودند با توجه به خدمتهایی که داشتند، راهنمای تازهواردین و راهنمای DST اکنون هم در جایگاه ایجنتی نمایندگی فردوسی در حال خدمت هستند، فرمانبرداری ایشان حساستر بود. طوری که همزمان لژیون داشتند و خدمت ایجنت را هم قبول کردند و مسئولیت ایشان را بیشتر کرد.
مطمئن هستم برداشتهایی که در وادی هفتم از آن صحبت شده را به زیبایی از این وادی خواهند داشت. ما برای اینکه بخواهیم زندگی خوبی داشته باشیم؛ باید به دانایی برسیم، این برای همه ما که در کنگره۶۰ جمع شدهایم صدق میکند؛ چون هر کدام از ما برای زندگی کردن باید فکر کنیم، آموزش ببینیم و در ادامه تجربه به دست آوریم؛ اما دانستن اینها کافی نیست؛ باید آن چیزهایی را که به عنوان آموزش به من انتقال داده شده را عملی و کاربردی کنم. این دقیقاً همین وادی هفتم است و به ما میگوید که شما راه را پیدا کردهاید چه دانسته و ندانسته، خواسته یا ناخواسته در مسیر کنگره قرار گرفتهاید؛ اما برداشت شما از این مرحله زندگی خیلی مهم است. آیا در مسیری که قرار دارید یا در جایگاهی که هستید، به عنوان رهجو، راهنما، مرزبان، ایجنت و هر جایگاه دیگری هیچ فرقی نمیکند، بستگی دارد از این مسیر چه برداشتی را داشتهاید. من چگونه قوانین را رعایت کنم و چه برداشتی برای زندگی خودم داشته باشم این مهم است.
قبل از اینکه هر کدام از ما به وادی هفتم برسیم؛ باید یاد بگیرم به چه چیزهایی فکر کنم یا فکر نکنم، یاد گرفته باشم که در انجام کارها ناامید نباشم، تلاش خود را انجام دهم، برای خودم ارزش قائل باشم به عنوان یک فردی که اسم من را همسفر گذاشتهاند، یاد بگیرم مسئولیتهای زندگیام را به خوبی انجام دهم. راهنما برای من مطلبی را ارائه میدهد، آیا آن مطلب را به خوبی در زندگی اجرا و عملی میکنم؟ آیا فرمانبردار خوبی هستم؟ آیا سیدی را به موقع مینویسم؟ یا اینکه مدام دنبال این هستم کدام رهجو در کدام لژیون چه کاری را انجام میدهد یا کدام راهنما چند رهجو دارد؟ یا کدام رهجو با دیگر رهجو در ارتباط است. در جایگاه مرزبان، ایجنت یا راهنما هیچ فرقی نمیکند. اینکه سرم به کار خودم گرم نباشد و مسئولیت خودم را انجام ندهم و مدام دنبال کار بقیه باشم؛ یعنی از مسیر دور هستم.
همه اینها یک آموزش است و هر کدام از ما باید به درون خود نگاه بیندازیم که من این خدمت را دارم، آیا درست انجام میدهم؟ اگر ایجنت یا مرزبان هستم، مسئولیت و کارهایم را درست انجام میدهم؛ مثلاً رهجویی اضافه وزن دارد و همزمان خدمت هم میکند، طبق دستور آقای مهندس که فرمودند: اضافه وزن بالای ۱۵ کیلوگرم از خدمت تعلیق میشود. آقای مهندس فرمودند: سلامتی همسفران برایشان خیلی مهم است و این قانون را برای خودمان گذاشتهاند تا به سلامتی و وزن متعادل برسیم.
با دستوری که آقای مهندس دادند، اضافه وزن بالای ۱۵ کیلوگرم از خدمت تعلیق میشوند، آیا ما این قانون را اجرا میکنیم؟ در جلسهای که با آقای مهندس داشتیم به ما گفتند سلامتی شما همسفران برای من خیلی مهم و ارزشمند است. حضور همسفران خیلی زیبا و قشنگ هست و حتی گاهی بیشتر از مسافران، پس سلامتی صورپنهان و صورآشکار همسفران خیلی مهم است؛ بنابراین من نباید ناراحت شوم از این قانونی که در مورد اضافه وزن گذاشته شده، ما ایجنت را مسئول این کار کردیم که وزنگیری انجام شود و هر زمان که خدمتگزاران به وزن و تعادل لازم رسیدند، مجدد به خدمت خود برگردند.
این کار سختی نیست، این را بدانید که آقای مهندس عاشق همه شما است و ما همه را دوست داریم. میخواهیم در کنار اینکه آموزش میگیرید، حال دلتان خیلی خوب باشد و سلامتی جسمتان را هم در اولویت قرار دهید، طوری نباشد که من به عنوان رهجوی لژیون و نمایندگی فردوسی در حال خدمت هستم و اضافه وزن دارم از خدمت تعلیق میشوم، این باعث ناراحتی و خرده گرفتن من شود، این را اینگونه در نظر بگیرید که شما چه قدر برای این سیستم مهم هستید که تلنگری به شما وارد میشود تا به سلامتی جسم خود اهمیت بیشتری بدهید. برای رسیدن به وزن و تعادل خودتان تلاش کنید. اینطور نباشد که از راهنمایتان بخواهید پا درمیانی کند یا از مرزبانها که مسئله اضافه وزن شما را نادیده بگیرند.
راهنما برای شما زمان میگذارد که به خوبی آموزش بگیرید و کاربردی کنید در کنار آن رژیم تغذیه هم هست، به خوبی و راحتی وزن خودتان را به تعادل برسانید، این میشود همان مطلب که بهترین راه، کوتاهترین راه نیست؛ پس ما باید یاد بگیریم قبل از اینکه به وادی هفتم برسیم مسئولیتپذیر باشیم؛ اگر چیزهایی که به من گفته میشود انجام دهم و فرمانبرداری کنم، نقطه تحمل من بالا میرود؛ وقتی نقطه تحمل من بالا رفت و یاد گرفتم این مراحل را طی کنم، مسلماً به زمانی میرسم که از خودم میگذرم و همه مخلوقین خداوند را دوست دارم.
زمانی رسیده که من عشق و محبت را یاد گرفتهام و میشود مسیری که من بهترین برداشتها را خواهم داشت؛ پس سعی کنیم همه در کنار هم خدمت کنیم، مسئولیتها را به خوبی انجام دهیم؛ اگر هر کسی کار خودش را به درستی انجام دهد، چه تازهوارد باشد چه سفر اولی، سفر دومی، راهنمای تازه واردین، راهنمای DST، مرزبان و ایجنت فرقی نمیکند، همه اینها با همدیگر دستبهدست هم میدهند و یک شعبهای خیلی قشنگ و قانونمند را کنار هم میسازیم؛ اگر ما مسئولیتمان را به خوبی انجام دهیم، مطمئناً نمایندگی ما، شعبهای به دور از حاشیه خواهد بود؛ اما هر کسی بخواهد خودش دنبال این باشد که مثلاٌ وزنه خراب بود، چرا اعداد متر با هم یکی نبود. ما چرا و چراها را در کنگره۶۰ نداریم. ما باید طبق چیزی که به ما آموزش داده میشود یاد بگیریم تغذیه سالم را رعایت کنیم تا به وزن و تعادل ایدهآل برسیم. در مسیر قرار بگیریم تا انشاءالله برداشت درستی از این وادی داشته باشیم و خداوند برای همه ما بهترینها را رقم بزند و بهترینها را تجربه کنیم.
مراسم تجلیل راهنما همسفر ساره توسط اسیستانت همسفر نیره
.jpg)

رهایی و ورود به سفر دوم جهانبینی همسفر هدیه رهجوی راهنما همسفر ساره

تقدیر از دبیر دوره قبل

مرزبان کشیک: همسفر تکتم و مسافر علی
تایپیست: همسفر اعظم رهجوی راهنما همسفر ساره (لژیون نهم)
عکاس: همسفر آیدا رهجوی راهنما همسفر فرزانه (لژیون پانزدهم)
ارسال: مرزبان خبری همسفر سمیه
همسفران نمایندگی فردوسی مشهد
- تعداد بازدید از این مطلب :
47