English Version
This Site Is Available In English

وادی هفتم به ما می‌گوید زندگی چقدر پراز رمز و راز است

وادی هفتم به ما می‌گوید زندگی چقدر پراز رمز و راز است

جلسه ششم از دوره بیست‌وچهارم کارگاه‌‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی دهخدا قزوین به استادی راهنما همسفر زهرا، نگهبانی همسفر فاطمه و دبیری همسفر سمیه با دستورجلسه «وادی هفتم (رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است: یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت می‌کنیم)» روز یکشنبه ۲۲ شهریورماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به‌‌کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

دستور جلسه «وادی هفتم؛ (رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است: یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت می‌کنیم)». اگر بخواهم در مورد دستورجلسه صحبت کنم، باید بگویم که ما در کنگره به القا و الهام باور داریم، حدود دو یا سه هفته بود که یک شوق و حس درونی در من ایجاد شده بود که می‌گفت: زهرا، بیا استاد شو و این حس برای من یک نشانه داشت؛ اما هنوز دستورجلسه را نمی‌دانستم و منتظر بودم چهارشنبه شود تا آقای مهندس دستور جلسه را اعلام کنند؛ یک حس درونی به من می‌گفت که دستورجلسه وادی هفتم است.

آقای مهندس اعلام کردند که دستور جلسه وادی هفتم است: «رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است؛ یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت می‌کنیم.» من در گم‌ترین حالت ممکن خودم بودم و دوباره راهم را گم کرده بودم، خیلی از دوستان این موضوع را می‌دانند؛ اما همین دستورجلسه باعث شد چندین بار سی‌دی وادی هفتم را گوش بدهم، من عادت دارم سی‌دی‌های هفتگی را چندین بار گوش کنم و بعضی از سی‌دی‌ها را بالا و پایین کنم و دوباره گوش بدهم؛ واقعاً با گوش کردن به سی‌دی‌ها، جواب بسیاری از سؤال‌هایم را پیدا می‌کنم، متوجه شدم که کنگره به من می‌گوید: «آرام باش.»

جالب‌تر اینکه آقای مهندس در چهار وادی اول درباره تفکر صحبت می‌کنند؛ اینکه تفکر کنیم و یاد بگیریم چگونه فکر کنیم، همین که انسان یاد بگیرد چگونه فکر کند، مسئله بسیار مهمی است، چهار وادی اول، یک موضوع اساسی را به ما آموزش می‌دهند: فکر کردن. من سه ماه با آن افکار شلوغ به شعبه آمدم و روی صندلی نشستم؛ حتی نمی‌توانستم درست متوجه شوم استاد چه می‌گوید یا در لژیون درباره چه صحبت می‌شود، سه ماه طول کشید تا کم‌کم بفهمم برای چه آمده‌ام و قرار است چه چیزی یاد بگیرم.

این چهار وادی به من یاد داد که افکارم را مدیریت کنم و متوجه شوم وقتی شخصی صحبت می‌کند، چه می‌گوید، بعد از وادی چهارم به وادی پنجم و سپس وادی ششم رسیدیم، از تفکر به تعقل رسیدیم؛ یعنی یاد گرفتیم درست فکر کنیم، فکرمان را انتخاب کنیم و بفهمیم در کجای مسیر قرار داریم.

بعد به وادی هفتم می‌رسیم؛ وادی‌ که درباره رمز و راز و کشف حقیقت صحبت می‌کند، می‌خواهد به ما بگوید که زندگی چقدر پر از رمز و راز است، ما در زندگی خیلی درگیر افراد و مسائل مختلف می‌شویم؛ اینکه فلانی چه کار کرد یا چه کار نکرد؛ اما گاهی فراموش می‌کنیم به دنبال رمز اصلی زندگی خودمان باشیم و ببینیم اصلاً برای چه آمده‌ایم، خیلی وقت‌ها با خودم فکر می‌کردم، زهرا برای چه به دنیا آمده‌ای؟ آیا قرار است فقط به دنیا بیایی، ازدواج کنی، فرزند داشته باشی و از دنیا بروی؟ نهایتاً یک خانه و ماشین داشته باشی؟

واقعاً احساس می‌کنم کنگره آمد و راه درست را به من نشان داد، وادی هفتم به من نشان داد که پیدا کردن راه چقدر اهمیت دارد و مهم‌تر از آن انتخاب راه درست است، روزی که به کنگره آمدم، فکر می‌کردم کسانی که روی صندلی نشسته‌اند، همه پول گرفته‌اند و اینجا هستند، آن‌قدر آزرده بودم که فکر می‌کردم دوباره مسافرم مرا وارد مسیری کرده که قرار است هزینه‌ای پرداخت کنیم و دوباره به همان نقطه قبلی برگردیم، مسافر من هشت سال زیر نظر مشاور بود و هزینه‌های زیادی برای درمان پرداخت کرده بودیم، با یک بطری شربت وارد کلینیک می‌شدیم و با چندین بطری شربت برمی‌گشتیم؛ یعنی مسافرم روزانه حدود شصت یا هفتاد سی‌سی دارو مصرف می‌کرد و حتی امکان اوردوز کردن هم وجود داشت.

اما وادی هفتم آمد و به ما گفت که راه درست را پیدا کنیم و انتخاب کنیم، وقتی وارد راهی می‌شوی که حقیقت را به تو نشان می‌دهد، باید قدر آن راه را بدانی، آقای مهندس در سی‌دی جدیدشان می‌گویند: وادی‌های یک تا شش را در مدت کوتاهی نوشتند؛ اما از وادی ششم تا چهاردهم سال‌ها زمان برد، وقتی به این موضوع فکر می‌کنم، می‌بینم آقای مهندس چقدر جوانمردی و بخشش داشته‌اند و چه مقدار از زمان و زندگی خود را برای ما گذاشته‌اند تا امروز بتوانیم در این مکان حضور داشته باشیم و آموزش بگیریم.

وقتی کتاب‌های کنگره را می‌خوانیم، می‌بینیم چه مطالب عمیقی در آن‌ها وجود دارد، هر بار که کتاب را می‌خوانیم، نکته تازه‌ای پیدا می‌کنیم، وادی هفتم به من می‌گوید: تو راه را انتخاب کرده‌ای؛ اما هر راهی را انتخاب نکن، مسیرهای زیادی در زندگی وجود دارد، کسی که قرار است با تو هم‌مسیر شود، باید درست انتخاب شود، افکاری که قرار است همراه تو در این مسیر باشند نیز باید کنترل شوند، انتخاب دوست و هم‌مسیر بسیار مهم است.

من دوستی داشتم که از صبح تا شب به من می‌گفت: تو از همسرت جدا می‌شوی، تو مثل مادر من هستی؛ فعلاً داری دوام می‌آوری؛ اما قطعاً جدا می‌شوی.من همیشه درونم گره‌ای داشتم و از خدا می‌خواستم راه را به من نشان دهد، به نظرم اگر انسان در مسیر اشتباه حرکت کند، گاهی خداوند شرایطی را فراهم می‌کند تا دوباره بتواند راه درست را پیدا کند، راه کنگره برای من هم همین‌طور بود؛ خداوند این راه را سر مسیر زندگی من قرار داد.

اما رمز و راز آن چیست؟ شاید هنوز خیلی مانده تا بتوانیم آن را کشف کنیم، چیزی پشت این داستان وجود دارد که هنوز همه ابعادش را نمی‌دانیم، آقای مهندس می‌گویند: حتی اگر کنگره‌ای‌ها گاهی عصبی، پرخاشگر یا بداخلاق باشند، قلب صافی دارند و برای یک هدف دور هم جمع شده‌اند و شاید همین، یکی از نشانه‌های کنگره‌ای بودن باشد، دوستم آن‌قدر این حرف‌ها را تکرار کرد که یک روز تصمیم گرفتم رابطه‌ام را با او قطع کنم، بعدها متوجه شدم این شخص چقدر روی زندگی من تأثیر گذاشته و چه مسیری را به من القا می‌کرد، جالب اینکه خودش بعدها از همسرش جدا شد، گاهی انسان‌ها عقده‌ها و کمبودهای خودشان را وارد زندگی دیگران می‌کنند، به همین دلیل است که آقای مهندس تأکید می‌کنند وقتی قرار است با کسی هم‌مسیر شویم، باید در انتخاب خود دقت کنیم.

در وادی هفتم درباره خردمندان و کم‌خردان نیز صحبت می‌شود، در زندگی باید تلاش کنیم هم خودمان خردمندانه رفتار کنیم و هم کسانی را که با ما هم‌مسیر می‌شوند، درست انتخاب کنیم،
قبل از اینکه صحبت کنیم، باید فکر کنیم.
من، زهرا بارها از صحبت‌های دیگران رنجیده‌ام و گاهی یک جمله یا یک حرف، مدت‌ها ذهنم را درگیر کرده است؛ اما به مرور یاد گرفتم که قبل از صحبت کردن، کمی فکر کنم و به تأثیر حرف‌هایم روی دیگران توجه داشته باشم، شاید حرفی که برای من ساده و بی‌اهمیت باشد، برای شخص مقابل بسیار سنگین و ناراحت‌کننده باشد؛ به همین دلیل سعی می‌کنم قبل از صحبت کردن، فکر کنم و مراقب گفتارم باشم.

در زمان مصرف مسافرم، شخصی به من گفت: من احساس می‌کنم شما نمی‌خواهید مسافرتان خوب بشود، همان روز آن‌قدر گریه کردم و خدا را صدا زدم که احساس می‌کنم خداوند صدایم را شنید و تنها یک هفته بعد ما وارد کنگره شدیم، من برای زندگی‌ام هر کاری که فکر کنید انجام داده‌ام؛ از خیاطی گرفته تا سبزی پاک کردن و پسته پاک کردن، هیچ خجالتی هم از گفتن این مسائل ندارم همان‌طور که آقای مهندس در پاسخ به استاد امین درباره آبرو و هدف صحبت کرده‌اند، برای من هم هدف مهم‌تر از گذشته و قضاوت دیگران است، گذشته برای گذشته است، من امروز دارم زندگی می‌کنم و امیدوارم روزی حرف یا تجربه‌ای که از من به جا می‌ماند، باعث شود یک نفر که تازه وارد کنگره شده است، در این مسیر بماند.

به نظر من، یکی از بهترین راه‌هایی که پیدا کرده‌ام، راه کنگره است؛ جایی که می‌توانم آموزش بگیرم و مسیر خودم را پیدا کنم؛ حتی زمانی که سرویس مدرسه می‌بردم، با خودم فکر می‌کردم که انسان چگونه می‌تواند با انتخاب‌های اشتباه، مسیر زندگی خودش و دیگران را تحت تأثیر قرار دهد، کم‌خردی بعضی انسان‌ها می‌تواند زندگی را به سختی بکشاند، مسافر من زمانی به مرزهای بسیار سختی رسیده بود و من امروز بهتر می‌فهمم که انتخاب راه درست چقدر اهمیت دارد.

وادی هفتم به من یاد می‌دهد که قبل از هر کاری فکر کنم، مسیرم را بشناسم و بعد انتخاب کنم، من به همه دوستان توصیه می‌کنم سی‌دی‌ها را زیاد گوش بدهند؛ واقعاً احساس می‌کنم این سی‌دی‌ها می‌توانند انسان را از زمین بلند کنند؛ یک وقت به خودت می‌آیی و احساس سبکی می‌کنی، انگار داری پرواز می‌کنی، بیاییم سرمان در کار خودمان باشد، دوربین را به سمت خودمان برگردانیم و به جای اینکه دائماً دیگران را بررسی کنیم، روی خودمان کار کنیم.

خیلی وقت‌ها دل شکستن دیگران، نتیجه کم‌خردی و بی‌فکری است، پس حواسمان به گفتارمان، انتخاب‌هایمان و آدم‌هایی که برای هم‌مسیر شدن انتخاب می‌کنیم، باشد، ما نمی‌دانیم یک جمله، یک انتخاب یا حتی یک رفتار ساده، چه تأثیری می‌تواند در زندگی یک انسان داشته باشد.

وادی هفتم برای من یعنی پیدا کردن راه درست، انتخاب درست و مراقبت از برداشتی که از این مسیر دارم، من هنوز در ابتدای کشف این رمز و راز هستم؛ اما امروز می‌دانم که پیدا کردن راه، خودش یکی از بزرگ‌ترین قدم‌های زندگی من بوده است.

تقدیر و تشکر ورزشبان ایروبیک دوره جدید همسفر فاطمه از همسفر شهلا دوره قبل

تقدیر و تشکر مسئول صدور کارت دوره جدید همسفر فاطمه از همسفر فرخنده دوره قبل

مرزبان کشیک: همسفر سحر و مسافر دانیال
تایپیست: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون چهاردهم)
عکاس: همسفر کلثوم رهجوی راهنما همسفر لیلا (لژیون چهارم)
ویرایش: همسفر شهلا رهجوی راهنما همسفر لیلا (لژیون چهارم) نگهبان سایت
ارسال: همسفر پریسا مرزبان خبری 
همسفران نمایندگی دهخدا قزوین

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .