English Version
This Site Is Available In English

حقیقت در مسیر حرکت و برداشت ماست

حقیقت در مسیر حرکت و برداشت ماست

جلسه ششم از دوره سی‌وهشتم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی امین قم به استادی راهنما همسفر کبری، نگهبانی همسفر پروانه و دبیری همسفر فاطمه با دستور جلسه «وادی هفتم (رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است؛ یکی یافتن راه و آنچه برداشت می‌شود) و تأثیر آن روی من» روز دوشنبه ۲۳ شهریور ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

ابتدا از آقای مهندس، راهنما خانم مریم، ایجنت، مرزبانان و نگهبان جلسه که به من اجازه دادند تا در این جایگاه خدمت کنم، تشکر می‌کنم. دستور جلسه «وادی هفتم (رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است؛ یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت می‌کنیم) و تأثیر آن روی من» می‌باشد. وادی‌ها چکیده‌ای از آیات الهی هستند. زمانی که می‌خواهم یک مسئله را حل کنم؛ نگاهی به کتاب می‌کنم و دقیقاً پاسخ همان چیزی را که می‌خواهم به دست می‌آورم، کتاب عشق دقیقاً به من می‌گوید که چه کاری را انجام بدهم. از وادی اول تا وادی چهارم آموختیم که باید تفکر کنیم. وادی پنجم به ما یاد داد که بعد از تفکر باید حرکت کنیم. وادی ششم به من امر می‌کند که حکم فرمانروایی عقل را اجرا کنم؛ اما وادی هفتم می‌گوید: «رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است؛ یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت می‌کنیم».

انسان‌ها حق انتخاب دارند و  این حق به آن‌ها داده شده است که مسیر و راه خود را پیدا کنند. در یک مسیر قرار می‌گیریم، بدون اینکه فکر کنیم در آن مسیر حرکت می‌کنیم تا ببینیم در نهایت به کجا می‌رسیم. گاهی فکر می‌کنیم، تعقل می‌کنیم، مشورت می‌کنیم و درباره مسیری که می‌خواهیم در آن حرکت کنیم، تحقیق می‌کنیم و انتهای این مسیر اقیانوس می‌شود؛ اما گاهی هم به آن چیزی که دلمان می‌خواهد نمی‌رسیم، انتهای مسیر کویر می‌شود؛ زیرا یا درست فکر نکردیم یا طبق فرمان الهی قرار نبوده است من به خواسته‌ای که دارم برسم، یعنی فرمان به من گفته است که قرار است در چالش‌ها قرار بگیری و خودت را آزمایش کنی تا ببینی انتهای این مسیر چه می‌شود؟

ما راه خودمان را پیدا کرده‌ایم با مسافر می‌آییم و این مسیر را ادامه می‌دهیم، همین‌طور که پیش می‌رویم، حالمان روزبه‌روز بهتر می‌شود؛ اما اگر مسافر برود، من باید چه کار کنم؟ قرار نیست من کم بیاورم. قرار است آن دوربینی را که روی مسافرم گذاشته‌ام، روی خودم بگذارم؛ خودم را چک کنم، خودم را بازسازی کنم و حال دل خودم را خوب کنم. به این مسیر ادامه بدهم و توکل به خداوند داشته باشم تا قسمت، روزی و زمان آن فرا برسد که مسافر من هم به درمان و حال خوب برسد؛ باید با عشق و محبت ادامه بدهم، او را رها کنم و بگذارم  تصمیم جدی و نهایی را خودش بگیرد. من حرکت می‌کنم تا به حال خوب برسم. مهم این است که تمام چالش‌هایی را که در مسیر من قرار می‌گیرند، یکی‌یکی حل می‌کنم. خیلی راحت هم می‌توانم این کار را انجام بدهم. من اصلاً باور نمی‌کنم که همسفرها بگویند: «ما نمی‌توانیم.» واقعاً «نشد» نداریم؛ مخصوصاً برای ما همسفرهایی که به کنگره آمده‌ایم، همه‌چیز شدنی است؛ چون با صبر پیش می‌رویم.

در وادی هفتم درباره افراد کم‌خرد و خردمند هم صحبت می‌شود. افراد کم‌خرد کسانی هستند که قبل از اینکه فکر کنند و تصمیم بگیرند، شروع به حرف زدن و نظر دادن می‌کنند، راه خودشان را می‌روند و کارهایشان را انجام می‌دهند در نتیجه هم خودشان و هم تمام افراد خانواده را گرفتار دردسر می‌کنند؛ اما افراد خردمند فکر می‌کنند، تصمیم درست می‌گیرند، مشورت می‌کنند، تحقیق می‌کنند و بعد در مسیری که قرار است وارد شوند، حرکت می‌کنند؛ زیرا به دانایی رسیده‌اند. یک فرد خردمند می‌داند که گنج درونی خودش را باید در وجود خودش پیدا کند. من نباید دنبال گنج‌های بیرون باشم؛ باید در وجود خودم گنج درونی‌ام را پیدا کنم.

حالا گنج درونی چیست؟ امید، دوست داشتن، عشق و علاقه است؛ باید منیت، تکبر و غرور را کنار بگذارم. اگر در وجودم چیزی هست که مانع حرکتم می‌شود، همه را بیرون بریزم و راه را باز کنم. وقتی در این مسیر پیش می‌روم، مطمئناً انتهایش حال خوب است، آن احساس خوب و آن حس خوبی که از زندگی می‌گیرم؛ حتی اگر مسافرم هنوز به درمان نرسیده باشد؛ پس می‌آیم و با عشق رهایش می‌کنم. وادی هفتم  مرا با خودم روبه‌رو می‌کند که خودت در این چند سال چه کار کردی؟ آیا حرف‌هایی که زدی، خودت هم به آنها عمل کردی؟ آیا من فرمانبردار خوبی بودم یا نبودم؟ اگر فرمانبردار خوبی بودم، امروز نتیجه‌اش را می‌گیرم.

شخصی شش ماه تمام وقتش را برای امتحان کنگره‌۶۰ می‌گذارد، فکر می‌کند صددرصد قبول می‌شود؛ اما قبول نمی‌شود. حالش خراب می‌شود، دیگر به کنگره نمی‌آید و با زمین و زمان دعوا دارد؛ در‌حالی‌که شاید قرار نبود، من قبول شوم و هنوز باید در کنار راهنما بنشینم، آموزش بیشتری بگیرم و زمانی که وقتش برسد، سیستم خودش من را قبول کند؛ بنابراین برای خودمان ارزش قائل شویم. من همیشه می‌گویم که برای خودتان ارزش قائل شوید. مسافر را رها کنید، حس و حال خوب خودتان را دریافت کنید و مطمئن باشید، صددرصد نتیجه مثبت خواهید گرفت.

مرزبانان کشیک: همسفر معصومه و مسافر هادی
تایپیست: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر ثریا (لژیون نهم) و همسفر زینب رهجوی راهنما همسفر سمانه (لژیون دوم)
عکاس: همسفر رقیه رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون چهارم)
ویرایش و ارسال: مرزبان خبری همسفر معصومه
همسفران نمایندگی امین قم

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .