دومین جلسه از دوره سوم سری کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، ویژه مسافران نمایندگی لامرد، با استادی مسافر عبدالرضا، نگهبانی مسافر کاظم و دبیری همسفر امید، با دستور جلسه «وادی هفتم و تأثیر آن روی من»، روز یکشنبه ۲۲ شهریورماه ۱۴۰۵، ساعت ۱۶ برگزار گردید.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، عبدالرضا هستم، یک مسافر.
خداوند را بابت نعمت حیات و سلامتی شاکرم. همچنین از آقای مهندس و خانواده محترمشان، بابت آموزش های ناب و ارزشمندی که در اختیار من و تمام اعضای کنگره ۶۰ قرار میدهند تا بتوانیم بهتر زندگی کنیم و مشکلات مسیر زندگی را هموار کنیم، کمال تشکر و قدردانی دارم. با خود فکر میکنم چه اتفاقی برای اعضای کنگره ۶۰ افتاده است که تقریباً هر فردی هنگام مشارکت، پیش از هر چیز از خداوند سپاسگزاری میکند؟ جز این نیست که این شکرگزاری نتیجه پیدا کردن مسیر درست درمان و رسیدن به حال خوب است.
من قبل از ورود به کنگره، هیچ مسیر دیگری را برای درمان اعتیاد طی نکرده ام؛ نه به این دلیل که از ترک اعتیاد میترسیدم و یا اینکه اراده نداشته ام، واقعیت این بود که راه درست را نمیشناختم و تصور میکردم راهی برای درمان قطعی اعتیاد وجود ندارد. دوستانی را میدیدم که مسیرهای مختلفی را برای درمان اعتیاد امتحان میکردند، ولی پس از پایان آن مسیرها، حال آنها حتی از قبل هم وخیمتر می شد.
همیشه این سؤال در ذهنم بود که آیا جایی وجود دارد که بعد از درمان، حال انسان واقعاً خوب شود؟ مدتی پیش شخصی را دیدم که روی یک تخت مجهز و مجلل افتاده بود و حال بسیار نامساعدی داشت. با او سلام و احوالپرسی کردم و علت این وضعیت را از او پرسیدم. گفت روزی سمتهای مختلفی داشته و از ظاهر خانه اش نیز مشخص بود که فرد ثروتمندی بوده است؛ اما به دلیل پیدا نکردن راه درست درمان، کارش به اینجا رسیده بود.
این اتفاق برای من یک تلنگر بود؛ تلنگری که به من یادآوری کرد انتخاب راه درست، چقدر مهم و سرنوشت ساز میباشد. اینجاست که وادی هفتم برای من معنا پیدا میکند:
«رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است: یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت مینماید.»
اگر فردی راه را پیدا کند، ولی قدر این نعمت را نداند، چه نتیجهای در انتظار او خواهد بود؟ قطعاً ناشکری و ناسپاسی در برابر نعمتهای خداوند، نتیجه خوبی برای انسان نخواهد داشت.
من در طول 5-4 سالی که در کنگره ۶۰ حضور دارم، به این باور رسیدهام که یک شخص زمانی میتواند در کنگره به موفقیت برسد که سفر اول خودش را با نظم، صبر و به درستی انجام دهد و قدر راهی که پیدا کرده است، بداند. وقتی راه درست را پیدا کردیم، دیگر نباید آن را ساده بگیریم؛ چون پیدا کردن راه، تنها نیمی از مسیر است و آنچه از این راه برداشت میکنیم، به عملکرد و حرکت خودمان بستگی دارد.
از اینکه به صحبتهای من گوش دادید، از همه شما سپاسگزارم.


نگارش: همسفر امید (لژیون یکم)
ویرایش: مسافر غلامرضا (لژیون یکم)
عکس: مسافر اصغر (لژیون دوم)
تهیه و تنظیم: همسفر علی (لژیون دوم)
ارسال: مسافر امیر (دبیر سایت)
- تعداد بازدید از این مطلب :
48