چهارمین جلسه از دوره نوزدهم سری کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره 60 نمایندگی بیرجند، ویژه مسافران با استادی راهنمای محترم مسافر مهدی، نگهبانی مسافر محمدصادق و دبیری مسافر محمدحسین با دستور جلسه " وادی هفتم و تاثیر آن روی من " در روز یکشنبه 22 شهریورماه 1405 ساعت 17:00 آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
باعث افتخار هست که امروز در نمایندگی بیرجند و در جمع شما عزیزان حضور دارم، در ابتدا تشکر میکنم از ایجنت محترم و گروه مرزبانی که این اختیار را به من دادند تا بتوانم در جمع شما عزیزان حضور داشته باشم و از مشارکت های شما آموزش بگیرم.
وادی هفتم، در ادامه شش وادی گذشته جایگاه ویژهای دارد؛ چراکه کسی که به این وادی میرسد، شش وادی را پشت سر گذاشته است میتوان گفت وادی هفتم، ستون و پرچم تمام وادیهاست و رسیدن به آن، یعنی طی کردن بخش مهمی از مسیر.
در وادیهای نخست، آموختیم که چگونه تفکر کنیم، به چه چیزهایی بیندیشیم و از چه چیزهایی دوری کنیم، همچنین یاد گرفتیم که برای حل مسائل زندگی، نباید چشم امید خود را به دیگران بدوزیم و باید مسئولیت انتخابها و تصمیمهای خود را بپذیریم، سپس در وادی ششم، با فرمانروایی عقل آشنا شدیم و دریافتیم که باید حکم عقل را در قالب فرماندهی اجرا کنیم.
اکنون در وادی هفتم، پس از آنکه عقل به جایگاه فرماندهی رسید، موضوع مهم دیگری مطرح میشود: پیدا کردن راه درست برای رسیدن به حقیقت، در این وادی سخن از «رمز و راز کشف حقیقت» و یافتن راه است؛ نه لزوماً کوتاهترین راه، بلکه بهترین و مناسب ترین راه.
برای درک اهمیت این موضوع، لازم است بیشتر به واژه «حقیقت» توجه کنیم، حقیقت از ریشه «حق» میآید و «حق» یکی از نامها و صفات خداوند است، بنابراین اگر حقیقت را در این معنا در نظر بگیریم، میتوان گفت انسان زمانی که از خداوند و ارزشهای الهی دور میشود، از مسیر درست نیز فاصله میگیرد و مشکلات و رنجهای او افزایش پیدا میکند. پس برای نزدیک شدن به خداوند، باید راه مناسب را پیدا کنیم.
در اینجا ممکن است تصور کنیم نزدیک شدن به خداوند فقط در عبادتهایی مانند نماز، روزه و صدقه خلاصه میشود؛ اما نگاه من این است که موضوع بسیار عمیقتر از اینهاست. در کنگره ۶۰ میآموزیم که درد و رنج بشر، در اثر دانشهای کشفنشده است، وقتی انسان در تاریکی قرار دارد، بسیاری از حقایق را نمیبیند و راه درست را نمیشناسد، با کشف حقیقت و رسیدن به آگاهی، روشنایی جای تاریکی را میگیرد.
یکی از تجربههای روشن من در کنگره ۶۰، روش درمان DST اگر به گذشته خود نگاه کنیم، متوجه میشویم که در دوران مصرف، چقدر از مسیر درست زندگی فاصله داشتیم؛ اما امروز با آموزش و درمان، بسیاری از ما توانستهایم زندگی خود را تغییر دهیم. آیا این تغییر، خودِ پیدا کردن یک راه درست نیست؟
گاهی ممکن است انسان تصور کند با انجام عبادات بسیار، حتماً به خداوند نزدیک شده است؛ اما اگر در کنار آن، رفتارش باعث رنج دیگران شود، باید در باور خود تأمل کند. گاهی یک لبخند به یک انسان سالخورده، گرفتن کیسه خرید او، کمک به یک کودک یا حتی هدیه دادن یک شکلات به او، میتواند مصداقی از عمل سالم و نزدیک شدن به ارزشهای الهی باشد، مهم این است که انسان در مسیر درست حرکت کند و خیر و محبت را تولید نماید.
در ادامه وادی، از «دانایان و نادانان» سخن گفته میشود و ویژگیهایی برای این دو گروه بیان میشود، به نظر من یکی از نکات مهم این است که هرکدام از ما جایگاه خود را در این تقسیمبندی پیدا کنیم و ببینیم در کدام مسیر قرار داریم، من این موضوع را از زاویه دیگری نیز میتوانم نگاه کنم: تولیدکنندگان و مصرفکنندگان، منظور از مصرفکننده در اینجا فقط مصرف مواد مخدر نیست؛ بلکه انسانی است که در زندگی بیشتر مصرفکننده است تا تولیدکننده.

مصرفکننده معمولاً دیگران را مقصر مشکلات خود میداند، انتظار دریافت دارد، کمتر مسئولیت میپذیرد و ممکن است حضورش به جای ایجاد آرامش، باعث ایجاد رنج و ناراحتی برای اطرافیان شود، حتی اگر چیزی تولید کند ممکن است محصول آن در جهت تخریب باشد.
در مقابل تولیدکننده کسی است که حس خوب، آرامش، محبت، آموزش و عمل سالم تولید میکند. وقتی به راهنماهای کنگره نگاه میکنیم، نمونه روشنی از این تولید را میبینیم آنها زمان، انرژی، دانش و محبت خود را در اختیار دیگران قرار میدهند و نتیجه آن، ایجاد حس خوب و تغییر در زندگی انسانهاست.
به نظر من اگر بخواهیم وادی هفتم را بهتر بفهمیم، باید از خودمان بپرسیم: من در زندگی چه چیزی تولید میکنم؟
آیا حضور من باعث آرامش و حس خوب اطرافیان میشود یا باعث رنج و ناراحتی آنها؟ آیا چیزی به دیگران اضافه میکنم یا فقط مصرفکننده هستم؟
یکی از زیباترین نشانههای پیدا کردن راه درست، همین تغییرات سادهای است که در زندگی یک انسان اتفاق میافتد؛ انسانی که زمانی تا نیمههای روز میخوابید، امروز صبح زود بیدار میشود، به پارک میرود، آموزش میگیرد، خدمت میکند و برای زندگی خود و دیگران مفید واقع میشود.
این تغییر، اتفاق کوچکی نیست. این یعنی انسان راه خود را پیدا کرده است، و شاید یکی از مهم ترین پیامهای وادی هفتم برای من همین باشد که برای رسیدن به حقیقت، ابتدا باید راه درست را پیدا کنیم و سپس در آن راه حرکت کنیم. راهی که ما را از تاریکی به روشنایی، از رنج به آرامش و از دوری به نزدیکی، به ارزشهای الهی برساند.
از اینکه به صحبت های من گوش کردید سپاس گزارم.
مرزبان خبری: مسافر جلیل
ضبط و تایپ: مسافر مسلم لژیون اول
عکاس: مسافر مسلم لژیون اول
ویرایش و ارسال خبر: مسافر محسن لژیون سوم
- تعداد بازدید از این مطلب :
70