English Version
This Site Is Available In English

روش dst کشف بزرگی بود که هزاران سال ناپیدا بود

روش dst کشف بزرگی بود که هزاران سال ناپیدا بود

جلسه سوم از دور هجدهم کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی جواد گلپایگان با استادی  مسافر کامران نگهبانی مسافر علی و دبیری مسافر حسن با دستور جلسه (وادی هفتم و تاثیر آن روی من) در روز یکشنبه ۲۲شهریورماه ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.


خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان کامران هستم یک مسافر
خداوند را شاکرم که امروز فرصتی فراهم شد تا در خدمت شما عزیزان باشم؛ همچنین از آقای مهندس و خانواده‌شان سپاسگزارم که این بستر ارزشمند را ایجاد کردند تا ما در آن رشد کنیم و درمان اعتیاد ممکن شود. واقعیت این است که کشف روش DSTکشف بزرگی بود که هزاران سال در هستی ناپیدا بود. اگر کمی فکر کنیم که بشر در قرن‌های گذشته چه بهای سنگینی پرداخت و چه انسان‌هایی جان خود را از دست دادند، یا ببینیم چه تعداد از مردم استان خودمان راه را پیدا نکردند و از هستی ساقط شدند، می‌فهمیم ما چقدر خوش‌شانس هستیم که روی این صندلی‌ها نشسته‌ایم؛ همچنین خداوند چقدر به ما لطف کرد که این مشکل زمانی برای ما پیش آمد که آقای مهندس راه‌حل درمان را پیدا کرده بودند؛ بنابراین مسیر کاملاً علامت‌گذاری شده است و من فقط کافی است بیایم اینجا و بدون چون‌وچرا مسیری را که گفته می‌شود عمل کنم تا مسئله حل شود. از صحبت‌های مهندس یاد می‌گیریم که علم موضوع پیچیده‌ای نیست. اگر علمی کشف نشده باشد، بیماری‌های ناشناخته درمان ندارند؛ مثلاً می‌گویند فلان سرطان درمان ندارد، چون کلیدش پیدا نشده است. درمان اعتیاد هم هزاران سال کلیدش پیدا نشده بود، اما همان رمز و رازی که در کنگره از آن یاد می‌شود، پیدا شد و در اختیار ما قرار گرفت و توانستیم این مسئله را حل کنیم. به نظرم هر مسئله‌ای در زندگی انسان پیش می‌آید، اول باید تعریف درستی از مشکل داشته باشیم. اگر درمان اعتیاد هزاران سال لاینحل مانده بود، به این دلیل بود که تعریف درستی از اعتیاد نداشتند. اعتیاد را مسمومیت می‌دانستند و بر اساس آن سم‌زدایی می‌کردند، یا آن را فقر معنوی می‌دانستند؛ اما این درست نیست؛ زیرا بسیاری از مصرف‌کنندگان هم نماز می‌خوانند، هم به مسجد می‌روند و هم کارهای شهری خود را انجام می‌دهند؛ در نتیجه فقر معنویت هم نیست. تنها تعریف درست، تعریفی بود که آقای مهندس ارائه کردند: اعتیاد مسمومیت مزمن نیست، بلکه جایگزینی مواد مخدر بیرونی با مواد مخدر درونی است. برای حل این مسئله راه‌حل ارائه شد. ما کمتر روشی را داریم که هم صورت مسئله را تعریف کند و هم راه‌حل بدهد. خدا را شکر که الان مسیر باز است و ما می‌توانیم راحت و با کمترین فشار کار خود را ادامه دهیم. نه لازم است کار خود را تعطیل کنیم، نه خانه خود را از افراد مصرف‌کننده جدا کنیم، نه شهر یا محل زندگی خود را عوض کنیم. راه کاملاً روشن است. بعد از آن مسئله اصلی من هستم که در این مسیر گام می‌گذارم اینجاست که انسان‌ها از هم جدا می‌شوند  یکی خوب حرف‌شنوی دارد، از راهنما و سیستم اطاعت می‌کند، قوانین و حرمت‌ها را بدون چون‌وچرا انجام می‌دهد، سر وقت می‌آید، سی‌دی‌اش را می‌نویسد و وظایفش را درست انجام می‌دهد، قطعاً چنین فردی به نتیجه می‌رسد؛ اما فردی دست‌وپا شکسته می‌آید، هر وقت دوست دارد می‌آید و هر کاری دوست دارد انجام می‌دهد؛ قطعاً این فرد به آن نقطه نمی‌رسد. یک مثال ساده می‌زنم: فرض کنید می‌خواهید ساختمانی دو طبقه بسازید. به شما می‌گویند این ساختمان فونداسیونی لازم دارد با این مقدار میلگرد، بتون و مصالح را تهیه می‌کنید و کنگره آن چیزهایی که لازم دارید در اختیارتان قرار می‌دهد. حالا در اجرای کار ممکن است به جای میلگرد 18، میلگرد 16 بریزید، یا به جای 250، 200 بریزید همه کار را می‌شود کرد، اما در نهایت به فونداسیونی ضعیف می‌رسید که با یک لرزش کوچک یا زلزله‌ای دور از بین می‌رود. قضیه درمان اعتیاد هم همین است. اگر می‌خواهیم به آن حقیقتی که به آن اعتقاد داریم برسیم، درمان اعتیاد در کنگره حقیقت محض است. حقیقت هم تعریفش این است: در کنگره تا دنیا دنیاست، درمان اعتیاد حقیقت است. ما بچه‌هایی که الان درمان شده‌ایم و راهنماها، کوچکترین مشکلی با مواد نداریم. نه حالمان بد می‌شود مواد ببینیم، نه از محلی که مصرف بوده رد شویم حالمان بد می‌شود، نه آن حال را به هیچ عنوان می‌شویم. پس این حقیقت است. اگر ادعا می‌کنی راهنمای کنگره با 24 ساعت با دارویOTبخور، این‌قدر کار کن، برو تریاک بخر، این‌جوری درست کن، دائم با آن سر و کله می‌زنی و هیچ‌وقت حالت بد نمی‌شود، پس یک حقیقت است و اگر قرار است به این حقیقت دست پیدا کنیم، یک سری آموزش داریم. این آموزش‌ها همان وادی‌ها هستند که توسط آقای مهندس در اختیار ما قرار می‌گیرند. این آموزش‌ها مثل شریعت و قوانین دین هستند. شریعت به تنهایی من را به سرمنزل نمی‌رساند. مسئله بعدی طریقت است. طریقت یک فاعل می‌خواهد.

فاعل کیست؟ من هستم که آن شریعت را به دست می‌گیرم و بر اساس آن حرکت می‌کنم تا به نتیجه برسم. اگر بخواهم به نتیجه برسم، باید شریعت را مشعل کنم. شریعت همان چیزی است که گفته شده و باید بدون چون‌وچرا انجام شود. اگر انجامش ندهم، با دست خودم نور آن مشعل را کم می‌کنم. نور آن مشعل برای یکی نورافکن می‌شود، چون کامل اجرا می‌کند. نورافکن تا مسافت
خیلی دور را روشن می‌کند. قطعاً چنین کسی با ایمان قوی در مسیر حرکت می‌کند، چون مسافت دور را می‌بیند. یکی هم هست که به قول قدیمی‌ها چراغ می‌شود. این‌ها همه در اثر حرکت درست و برداشت‌هایی است که اتفاق می‌افتد. مطمئن باشید کسی که با قوانین کنگره و آموزش‌های آن پیش برود و مسئولیت‌ها و وظایفش را درست انجام دهد، یعنی طریقت درستی داشته باشد، به حقیقتی که در کنگره گفته می‌شود پیدا خواهد کرد؛ همان حقیقت درمانی اعتیاد است. امیدوارم همه ما با حرکت در مسیر درست و انجام درست مسئولیت‌هایمان، به خواسته‌های معقولی که در قلبمان هست، ان‌شاءالله دست پیدا کنیم.
تایپ و ویرایش مسافر رضا لژیون هفتم
تنظیم و ارسال مرزبان خبری مسافر نریمان
نمایندگی جواد گلپایگان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .