جلسه پنجم از دوره نوزدهم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی اسبیکو خرمآباد به استادی راهنما همسفر معصومه، نگهبانی همسفر صرفگل و دبیری همسفر حدیث با دستور جلسه «وادی هفتم (رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است؛ یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت مینماییم.) و تاثیر آن روی من» روز یکشنبه ۲۲ شهریورماه ۱۴۰۵ ساعت 17:00 آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
خداوند را شکر میکنم که بعد از حدود 2 سال در این جایگاه قرار گرفتم. تشکر میکنم از همسفر صرفگل بابت وقتی که به من دادند که آموزش بگیرم. تشکر میکنم از ایجنت و مرزبانان، بابت تمام زحماتی که در این مسیر میکشند. خدا را شکر میکنم که در این جایگاه هستم. اول جلسه عرض کنم، امروز اهدای شال مرزبانی را داریم و انشاءالله اسیستانت همسفر منصوره در جلسه حضور پیدا میکنند. به همسفر زینب و همسفر فهیمه تبریک میگویم، امیدوارم که در این مسیر پر از عشق موفق باشند و جزء بهترین خدمتگزاران باشند.
در مورد دستورجلسه که وادی هفتم است که میگوید: «رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است؛ یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت مینماییم.» در این دستورجلسه رمز و راز کشف حقیقت چیزی است که در تمام زندگی ما جاری است، از کوچکترین مسئله در نظر بگیریم تا بزرگترین مسئله ما با آن درگیر هستیم و هر روز و هر لحظه مسائل و مشکلاتی در زندگی ما هست. برای اینکه راه خروج از تاریکیها و مشکلات را پیدا کنیم، ما اول نیاز به راهحل داریم؛ یعنی باید راهحل را پیدا کنیم، هیچ مشکلی نیست، هیچ سختی نیست که راهحل نداشته باشد یا بگوییم هیچ بیماری نیست که هیچ درمانی نداشته باشد، اگر ما نمیتوانیم آن مشکل را حل کنیم، اگر نمیتوانیم آن بیماری را درمان کنیم به این معنی نیست که راهحل و راه درمان وجود ندارد؛ همانطور که قبل از اینکه آقای مهندس راه درمان اعتیاد را کشف کنند، تمام دنیا اذعان میداشتند که اعتیاد یک بیماری مرموز، لاعلاج و پیشرونده است، ولی الان همه ما که اینجا هستیم میدانیم راه درمان اعتیاد متد DST است.
در این وادی آقای مهندس میگویند: برای دسترسی به راه درست و راهحل تمامی مسائل و مشکلاتی که در زندگی ما وجود دارد این است که ما به قدرت عقلمان دسترسی پیدا کنیم، درواقع از قدرت عقل، به عنوان گنج درون یاد میکند، زمانی که ما توانستیم دسترسی پیدا کنیم، به قدرت عقلمان وصل شوییم، آن وقت است که میتوانیم مسائل و مشکلاتمان را به راحتی حل کنیم. چیزی که در این وادی آقای مهندس مطرح میکند، میگوید: برای خروج از مشکلات ما به دو چیز نیاز داریم؛ یکی یافتن راه و دوم آن چیزی را که برداشت میکنیم. یافتن راه و خروج از تاریکیها ممکن است نصیب هر کسی نشود؛ ولی حتی کسانی که راه را هم پیدا میکنند ممکن است از تاریکی خارج نشوند، چرا خارج نمیشوند؟ چرا با اینکه راه را پیدا کردند؛ ولی هنوز در دنیای تاریک خودشان هستند؟
بهخاطر اینکه کسانی میتوانند از تاریکی خارج شوند، بعد از اینکه راه و مسیر را پیدا کردند باید قدم در آن راه بگذارند و به آن چیزی که هست عمل کنند، شاید نصف بیشتر کسانی که برای درمان اعتیاد به کنگره۶۰ میآیند، نصف بیشترشان ماندگار نمیشوند و میروند و در دنیای تاریک اعتیاد خودشان میمانند، چرا اینطور میشود؟ در واقع اینها راه را پیدا کردهاند، ولی چون توانایی انجام دادن این متد و این روش را ندارند نمیتوانند در کنگره بمانند؛ یعنی با اینکه متد DST را پیدا کردند که تنها راه درمان اعتیاد متد DST است؛ ولی چون توانایی انجام دادن این متد را ندارند از این مسیر خارج میشوند و اینجاست که ما میتوانیم به اهمیت قسمت دوم این دستورجلسه پی ببریم؛ یعنی به همان اندازه که یافتن راه مهم است، پیداکردن راه مهم است، عمل کردن به آن هم مهم است.
در واقع تمام کسانی که به کنگره۶۰ میآیند را ببینید، فرق بین انسانها مشخص میشود. تمام سفر اولیهایی که به کنگره میآیند، این فرصت برابر درمان اعتیاد در اختیار همه هست، ولی چرا همه به درمان نمیرسند؟ کسانی به درمان میرسند که بتوانند از این روشی که در اختیارشان قرار داده شده استفاده کنند و اینجا میتوانیم اهمیت این سخن را پیدا کنیم که میگوید هر کسی به اندازه آن سعی و تلاشی هست که میکند؛ بنابراین من به اندازه آن تلاشی که میکنم برداشت میکنم. من تمام قوانین دنیا را بدانم؛ ولی به آنها عمل نکنم هیچوقت از تاریکی خارج نمیشوم، اینکه برای باورها هیچ ارزشی نیست، من بگویم اعتیاد خیلی بد است، اعتیاد این کار را با من میکند؛ ولی وقتی که نمیآیم سفر کنم، وقتی که نمیآیم برای درمان خودم اقدام کنم، در همان دنیای تاریک میمانم.
همسفر هم دقیقاً آن تاریکی که حالا موادمخدر مسافر دارد، من همسفر هم دارم. من همسفر برای اینکه از این تاریکیهایی که در درونم هست بخواهم بیرون بیایم باید چهکار کنم؟ یک همسفر باید وارد وادی عمل شود و شروع کند به آن تغییرات مثبت در خودش؛ یعنی باید آن تغییرات مثبت را در خودش ایجاد کند. من همسفری که به کنگره۶۰ آمدم، آموزش دیدم میدانم راه خروج از تاریکی، افسردگی، ناامیدی این است که بیایم و شروع به نوشتن سیدی کنم. برای اینکه از آن افکار منفی جدا شوم، خوابم را تنظیم کنم، نظم را وارد زندگیام کنم، پس الان این را میخواهم بگویم که همسفر به همان اندازه که تلاش میکند از آن دنیای تاریک اعتیادش بیرون بیاید، به همان اندازه میتواند خوشی را تجربه کند.
خیلی از همسفرها مدتها در کنگره هستند؛ ولی هنوز از ناامیدی حرف میزنند، هنوز با کوچکترین مشکل به هم میریزند؛ ولی یک همسفر که سه ماه آمده سفر کرده، ممکن است آنقدر دریافت و برداشتش بالا باشد که کلاً عوض شود، مسیرش عوض شود و شروع به سیدی نوشتن کند، نظم را رعایت کند و اینکه آن قوانین را با راهنمایش همحس شود؛ پس نکته آخر اینکه ما نمیتوانیم فقط با شنیدن مسائل جهانبینی ماهیت آن مسائل را درک کنیم، همانطور که یک مصرفکننده نمیتواند فقط بگوید بله مثلاً من هرچه DST را برایش توضیح بدهم نمیتواند آن را درک کند تا زمانیکه خودش بیاید و سفر کند، یک همسفر هم نمیتواند از حسهای منفیاش خارج شود تا زمانیکه خودش بیاید سفر کند. یک بار دیگر تبریک میگویم به مرزبانهای دوره جدید و اینکه گرفتن شال، یافتن راه است و امیدوارم که از این مسیر، بهترین برداشت را داشته باشند.
تقدیر و تشکر از مرزبانان دوره قبل



اهدای شال به مرزبانان دوره جدید







مرزبانان کشیک: همسفر سپیده و مسافر فرزین
عکاس: همسفر حانیه
تایپیست: همسفر خاطره رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون چهارم)
ویرایش: همسفر ساناز رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون چهارم) دبیر سایت
ارسال: همسفر مریم نگهبان سایت
همسفران نمایندگی اسبیکو خرمآباد
- تعداد بازدید از این مطلب :
28