English Version
This Site Is Available In English

وادی هفتم رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است

وادی هفتم رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است

هشتمین جلسه از دوره چهل و دوم از کارگاه های آموزشی، خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی فردوسی مشهد، با استادی  مسافر امیر؛ نگهبانی مسافر قاسم و دبیری مسافر حسن با دستور جلسه "  وادی هفتم و تاثیر آن روی من  " یکشنبه بیست و دوم شهریور ماه 1405 راس ساعت ۱7:۰۰ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان امیر هستم یک مسافر. وادی هفتم رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است، یکی یافتن راه؛ و دیگری آنچه برداشت می‌نمایید. خب، تجربه شخصی من در همین وادی که یافتن راه، برای من چه غرامت‌هایی به همراه داشت؛ در دههٔ هشتاد، سال 83 من وارد یک NGO، به نام تی سی شدم. این مرکز زیر نظر بهزیستی تأسیس شد و خسارات زیادی را نیز برای کسانی که آنجا ترک کردند به همراه داشت. شما هر اعتیاد به هر مادهٔ مخدری که داشتید در یک بازه چهل‌روزه با متادون به درمان می‌رسیدید که خود این مدت‌زمان کوتاه خسارات زیادی را برای فرد به ارمغان می‌آورد و پس از اتمام مصرف متادون تازه اجازهٔ ورود به مرکز را پیدا می‌کردید.
مرکز تی سی ازنظر امکانات چیزی کم نداشت و مجهز به رستوران و حتی باشگاه بدن‌سازی بود و نحوهٔ استقرار در آنجا به‌صورت اقامتی بود در بازه‌های زمانی سه‌ماهه یا شش‌ماهه؛ که پس از اتمام این دوره توسط فرماندار وقت یا امام‌جمعه از فرد ترک کرده، تقدیر می‌شد و وام سه میلیون تومانی نیز به او اختصاص می‌یافت. اما من‌بعد ترخیص یا به‌اصطلاح خودشان فارغ‌التحصیلی از تی سی، یک سال و نیم بیشتر دوام نیاوردم زیرا جسم من خمار بود و هیچ آموزشی مبنی بر شناخت بدن یا جهان‌بینی به من داده نمی‌شد.
هنگامی‌که به کنگرهٔ 60 برای درمان اعتیاد آمدم تصور می‌کردم که اینجا هم همچون سایر جاهاست وایمانی به درمان نداشتم، سوای مصرف تریاک و شیره به متادون نیز روی آورده بودم و به خاطر ورشکستگی سنگین، شب‌ها برای خوابیدن تعداد زیادی آلپرازولام می‌خوردم و روزهای اول سفرم به خاطر دارم راهنمایم به من می‌گفت حالت خوب است؟ می‌گفتم آره؛ می‌گفت نه خوب نیستی؛ بعد یک هفته توانستم به او بگویم مصرف تعداد زیادی آلپرازولام دارم که به من گفت عیبی ندارد، به‌مرور و به‌تدریج مصرف آن را قطع می‌کنی.
حتی دختر خودم یک‌شب قرص‌هایی که برای خواب می‌خوردم را دید فکر کرد می‌خواهم خودکشی کنم اما به او گفتم دخترم این‌ها مصرف یک‌شب من است و آرزوی من یک‌شب خواب راحت بود سوای این‌که یک پاکت سیگار نیز می‌کشیدم اما در کنگره 60 موفق شدم تمام این‌ها را کنار بگذارم و طی دو هفته سفر من بر روی نظم قرار گرفت.
وقتی سفر اول بودم به من می‌گفتند پس از قطع بند مواد و سیگار، بندهای دیگری نیز وجود دارد که باید آن‌ها را قطع کنی. با خود می‌گفتم مگر بندهای دیگری هم وجود دارد؟ اما تازه به این نتیجه رسیده‌ام اگر ما به مصرف بازمی‌گردیم زیرا جسم خود را درست نشناخته‌ایم و من خودم نمی‌دانستم بدن خود من از داخل اندورفین ترشح می‌کند؛ یا عدم تراز بودن ترشح سروتونین باعث بر هم خوردن خواب می‌شود. الآن کم‌کم دارم جسم خودم را می‌شناسم و انشالله بتوانم کم‌کم به فرماندهی کامل آن برسم و امیدوارم بتوانم در این مسیر خدمتگزار خوبی باشم، از این‌که به صحبت‌های من توجه فرمودید، متشکرم.

اهدای جوایز نفرات برتر آزمون داخلی نمایندگی فردوسی:

در ادامه رهایی داشتیم:

مرزبان خبری: مسافر علیرضا

خدمتگزار: لژیون دوم

تایپ: مسافر جهانگیر لژیون دوازدهم

ویرایش: مسافر حسن لژیون هجدهم

واحد صوت: مسافر مهدی لژیون دوازدهم

عکس: مسافر مهران لژیون نهم

تنظیم و ارسال : مسافر جهانگیر لژیون دوازدهم

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .