English Version
This Site Is Available In English

وادی هفتم دلیلی برای برقرار گرفتن من در مسیر بیداری و تفکر بود

وادی هفتم دلیلی برای برقرار گرفتن من در مسیر بیداری و تفکر بود

رهجویان راهنما همسفر سمیرا از لژیون هشتم در مورد دستور جلسه (وادی هفتم؛ رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است، یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت می‌نمایید و تأثیر آن برروی من) بیان کردند:

همسفر فاطمه:

در وادی هفتم می‌گویند: اگر انسان به فرمان عقل توجه نکند، ممکن است اشتباهات فراوانی مرتکب شود و از راه به بیراهه برود. چه دوستانی به خاطر این راهِ اشتباه، قربانی شده‌اند و زندگی آن‌ها متلاشی شده است. برای مثال: اگر ما با اتومبیل خود بخواهیم از تبریز به تهران برویم، اولین کار این است که باید بهترین راه را انتخاب کنیم و بعد حرکت نماییم، خیلی روشن است؛ اگر ما فاصله تهران تا تبریز را طی نکرده باشیم، هرگز به حقیقت نخواهیم رسید. انسان‌ها به دو گروه تقسیم می‌شوند. گروه اول: انسان‌های کم‌خرد هستند که همیشه ابتدا حرف می‌زنند، بعد فکر می‌کنند و بدون تفکر کاری انجام می‌دهند و خود را با کلماتی مانند: معذرت می‌خواهم، متوجه نشدم، خیال می‌کردم و از زیر بار مسئولیت شانه خالی می‌کنند و تصور می‌کردند بهترین و کوتاه‌ترین راه درست است و دوست دارند با یک ورد، طلسم یا یک انرژی بیاید و مشکل‌‌شان را حل کند؛ اگر فردی بیمار باشد، آیا می‌تواند از او طلب درمان کرد و گروهی دیگر از انسان‌ها، انسان‌های خردمند هستند. آن‌ها قبل از اینکه حرف یا لب به صحبت بگشایند، ابتدا فکر می‌کنند، بعد سخن می‌گویند و تمام سود و زیان کاری را که می‌خواهند انجام دهند، بررسی می‌کنند. خرمندان این مد نظرشان است، یک جایی که پر از طلا، پول و جواهرات باشد آیا می‌توان انتظار داشت که آن‌ها را مجانی به ما بدهند، هرگز این طور نمی‌شود.

همسفر زهرا:

آموزشی که من از این وادی گرفته‌ام این بود، ما شش وادی را پشت سر گذاشته‌ایم. در وادی اول با تفکر ساختارها آغاز می‌شود و ادامه دادیم تا رسیدیم به وادی ششم که حکم عقل را در قالب فرمانده اجرا کنیم و حال وادی هفتم به ما درس می‌دهد که رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است، یافتن راه و دیگری آنچه برداشت می‌کنیم. خیلی از انسان‌ها تلاش‌های زیادی انجام می‌دادند و از هیچ تلاشی دست برنمی‌داشتند و انسان‌های ‌با اراده‌ای بودند؛ ولی در اثر انتخاب راه غلط، وسایل نابودی خود را فراهم کردند؛ چون راهی برای مشکل خود پیدا نمی‌کردند و دست به خودکشی زدند، نمی‌شود به آن‌ها گفت اراده نداشتند، اتفاقاً اراده و تلاش زیادی هم داشتند؛ ولی جسم، روان و تفکراتشان از تعادل خارج شده بود، به دلیل اینکه راه حل درست برای مشکل خود پیدا نکرد‌ه بودند. نکته مهم در این وادی، پیدا کردن راه صحیح برای حل مشکلات در تمام زندگی نقش مؤثری دارد و نکته دیگر یکی از اصلی‌ترین و مهم‌ترین مسئله یافتن راه است. راز به معنی مطلب پوشیده، پنهان و رمز؛ یعنی راز نهفته، کشف؛ یعنی آشکار ساختن و حقیقت؛ یعنی حق است. آقای مهندس در این وادی مثالی زدند و فرمودند: همیشه قفل سازان، بسیار و کلید سازان، اندک هستند. انسان‌های خردمند کسانی هستند که با فکر و برنامه‌ریزی جلو می‌روند؛ یعنی اینکه می‌خواهند از تهران به تبریز بروند با برنامه‌ریزی جلو می‌روند و وضعیت هوا را بررسی می‌کنند. وسایل لازم را بر می‌دارند و همیشه از قبل، تفکر می‌نمایند و بعد انجام می‌دهند؛ ولی انسان‌های بی‌خرد، کسانی هستند که بدون تفکر کاری را انجام می‌دهند‌. برای مثال: می‌خواهند از خانه بیرون بروند با خود فکر نمی‌کنند که آیا گوشی موبایل و کلید خانه خود را برداشته‌اند، یا نه به این موارد تفکر ندارند و با مشکل مواجه می‌‌شوند. انسان با یافتن راه و صراط مستقیم به صلح، آرامش، امنیت، آسایش، درستی و محبت می‌رسد. یکی از نشانه‌های صراط مستقیم، رسیدن به هدف و مقصد با وضعیت مناسب است.

همسفر آتنا:

وادی هفتم دلیلی برای قرار گرفتن من در مسیر بیداری و تفکر بود. این وادی با ظرافتی خاص، حقیقت را در دو کلمه یافتن و پیمودن راه خلاصه می‌کند. در گذشته من به دنبال راه حل‌هایی بودم که بدون تلاش به دست آیند؛ اما این وادی به من آموخت که کشف کردن، تنها نیمی از مسیر است. بسیاری از انسان‌ها راه را پیدا می‌کنند؛ اما در میانه راه باز می‌مانند؛ چرا که پیمودن مسیر، نیازمند استمرار، آگاهی و عبور از ترس‌ها است. تأثیر این وادی بر من، گذر از دنیای تَوهم و خیال به حقیقت بود. دیگر به دنبال معجزه نمی‌گردم؛ بلکه به دنبال حرکت در صراط مستقیم هستم. متوجه شده‌ام هر مشکلی در زندگی، تنها زمانی حل می‌شود که با عقل و تدبیر، به‌ جای پاک کردن صورت مسئله، به یافتن راه و اجرا یا پیمودن آن بپردازم. این وادی به من قدرت بخشید تا مسئولیت انتخاب‌هایم را بپذیرم و می‌دانم که حتی اگر راهی سخت باشد، پیمودن آن ارزشمند است. تأثیر عمیق این وادی بر من، آموختن هنر و صبر در عمل بود. هر گامِ کوچکی که در مسیر درست برمی‌دارم، حکم پیروزی را دارد. دیگر از شکست خوردن نمی‌ترسم؛ چون می‌دانم هر شکست، بخشی از کشف راه است. من اکنون با اطمینان قدم برمی‌دارم؛ چرا که راه را یافته‌ام. بله، مسیر کنگره‌۶۰ راهی است که مرا به سمت کشفِ حقیقت می‌برد.

همسفر مونس:

وادی هفتم برای من، قصه‌ پیدا کردن راهی است که گاهی در میان تاریکی‌های زندگی گم می‌کنم. بارها فکر کرده‌ام دیگر راهی برای ادامه دادن نیست و ترس، چشمم را به روی راه‌هایی که روبه‌روی من قرار داشته‌اند بسته است. این وادی به من یاد داد که همیشه مشکل، نبودن راه نیست. گاهی ذهن آشفته‌ من، توان دیدن راه را از من می‌گیرد. یاد گرفته‌ام قبل از هر تصمیمی مکث کنم، نفس بکشم و اجازه دهم ذهنم آرام شود. متوجه شدم، بعضی گره‌ها با عجله باز نمی‌شوند. باید فکر کرد، صبر داشت و اجازه داد مسیر خودش را نشان دهد؛ اگر راهی را اشتباه رفته‌ام، دیگر نمی‌خواهم خودم را سرزنش کنم. می‌خواهم از آن تجربه درس بگیرم و آن را چراغ راه بعدی نمایم. شاید مسیر زندگی همیشه آسان نباشد؛ اما هر قدم آگاهانه، مرا از گذشته دورتر و به آرامش نزدیک‌تر می‌کند. برای من وادی هفتم؛ یعنی در سخت‌ترین لحظه‌ها چراغ امیدم را خاموش نکنم؛ اگر روزی در تاریکی راه را گم کردم، قرار نیست همان‌ جا بمانم و تسلیم شوم. می‌توانم چراغی درون خود روشن کنم و دوباره حرکت نمایم؛ چون شاید این فاصله‌ میان جایی که هستم و آرزو دارم باشم، فقط یک قدم با امید، ایمان و یک قدم برای ساختن دوباره‌ خودم باشد. عمیق‌ترین درسی که از این وادی گرفته‌ام، هیچ تاریکی آن‌ قدر عمیق نیست که نتوان در آن چراغی روشن کرد. کافی‌ است امید را زنده نگه داریم، راه را بجوییم و اولین قدم را برداریم. گاهی یک قدمِ کوچک، آغازِ بزرگ‌ترین تغییرِ زندگی انسان است.

رابط‌خبری: همسفر مینا رهجوی راهنما همسفر سمیرا (لژیون هشتم)
ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون شانزدهم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی فردوسی مشهد

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .