جلسه سوم از دوره پنجم سری کارگاههای هماهنگی راهنمایان و خدمتگزاران ویژه همسفران آقا کنگره۶۰ شعبه شیخبهایی، با استادی همسفر شایان، نگهبانی همسفر رحمان و دبیری همسفر مهدی با دستور جلسه «وادی هشتم، بخش اول» شنبه ۱۴۰۵/۰۶/۲۱، ساعت ۱۵:۴۵ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان شایان هستم، یک همسفر.
از دبیر و نگهبان جلسه و ایجنت محترم بابت این خدمتگزاری و برگزاری این جلسه تشکر میکنم.
امروز میخواهیم وادی هشتم را کار کنیم؛ قسمت اول: «با حرکت، راه نمایان میشود.»
ما قبل از وادی هشتم، وادی هفتم را بهطور کامل یاد گرفتیم؛ اینکه کشف حقیقت چیست و برای رسیدن به آن چه کارهایی باید انجام بدهیم. کنگره هم همین است؛ ما میآییم، راهمان را پیدا میکنیم، ابتدا با آموزشهای کنگره و سپس با حرکت کردن. باید خواستهای داشته باشیم و برای رسیدن به آن حرکت کنیم.
اگر ما در خانه بمانیم و فقط به پول فکر کنیم، هیچوقت به پول نمیرسیم. باید خواستهای داشته باشیم و به سمتش حرکت کنیم.
اگر بخواهم یک مثال بزنم، چون خواستهها میتوانند بلندمدت یا کوتاهمدت باشند، دوست دارم مثالهایی که میزنم بر اساس شغل خودم باشد.
من قبل از اینکه به کنگره بیایم، آدم فوقالعاده درونگرایی بودم؛ بهقدری که حتی بین دو نفر هم نمیتوانستم ارتباط برقرار کنم. همیشه در لاک خودم بودم، میرفتم و میآمدم و خیلی درونگرا بودم. اما شغلم جزو آن شغلهایی است که ارتباطات زیادی میطلبد و باید ارتباطات گستردهای داشته باشی.
خیلیها کمالگرا هستند و میخواهند یک ویدئو بگیرند، اما به دلیل ترس از اینکه مبادا خوب از آب درنیاید، این کار را انجام نمیدهند. من حدوداً در خانوادهمان، پدرم و پدربزرگم، پنجاه، شصت سال است که در زمینه ماشینآلات راهسازی فعالیت میکنند. ماشینآلات راهسازی، بعد از ساختوساز و طلافروشی، جزو شغلهای پردرآمد کشور هستند.
خب، در طول این پنجاه، شصت سال، شاید من با سی یا چهل نفر در ارتباط باشم؛ اما آمدم در اینستاگرام، جلوی دوربین قرار گرفتم و حرکت کردم. حالا حدود سه هزار نفر من را در اینستاگرام میشناسند. پس باید حرکت کنیم تا بتوانیم به مقصدی که در نظر داریم برسیم. از مسخره شدن و اینجور مسائل هم نباید بترسیم.
خداوند ما را خلق کرده است که خواستههایی داشته باشیم و به آنها برسیم. اتفاقاً خداوند از این موضوع خشنود میشود و میخواهد که ما خواستهای داشته باشیم و برای رسیدن به آن تلاش کنیم.
بعضی از خواستهها بلندمدت و بعضی کوتاهمدت هستند. خواسته بلندمدت، مثل خرید خانه است. اگر خواسته خرید خانه داشته باشیم، حتی با ماهی هزار تومان هم میتوانیم شروع کنیم و به خواستهمان برسیم؛ مهم این است که حرکت را آغاز کنیم.
در حرکت کردن، نیروهای منفی زیادی تأثیرگذار هستند و مانع رسیدن ما به هدفمان میشوند. مثل آهویی که دارد مسیر خودش را طی میکند، اما ده متر آنطرفتر علفی میبیند و مسیرش را عوض میکند.
خود من هم در کنگره چنین تجربهای دارم. مثلاً جمعه میخواهم به پارک بیایم. همین جمعه این اتفاق برایم افتاد. ما رفته بودیم سمت شهرکرد. میتوانستم همان شب برگردم، اما گفتم امشب میمانم و صبح زود حرکت میکنم. ولی وقتی صبح خواستم برگردم، ساعت ۹ صبح به پارک رسیدم.
آرامآرام به سکون میرسیم. بار اول اینجوری میشود؛ هفته بعد میگوییم: «حالا که دیر به پارک بروم، راهنمایم به من گیر میدهد؛ پس اصلاً نمیروم.» همین موضوع باعث ناامیدی میشود و سیستم، بهتدریج، ما را حذف میکند.
چیزی که خیلی مهم است، این دوراهی است: ارزش و ضدارزش.
وقتی داریم حرکت میکنیم، خیلی وقتها سر دوراهی قرار میگیریم. مثلاً پنجشنبه است؛ میتوانم با رفیقهایم بروم بیرون یا میتوانم به کنگره بیایم. اینجا باید انتخاب کنم.
نیروهای منفی، پلهپله ما را حذف میکنند. وقتی داری رانندگی میکنی، یکدفعه نمیتوانی دندهعقب بگیری؛ باید آرامآرام بایستی، دنده را خلاص کنی و بعد دندهعقب بگیری. در مسیر زندگی هم همینطور است؛ اگر بخواهیم از مسیرمان خارج شویم، این اتفاق معمولاً یکباره رخ نمیدهد، بلکه قدمبهقدم و آرامآرام اتفاق میافتد.
در آخر، وادی هشتم برای رسیدن به آرامش روان، سه مورد را مطرح میکند:
* جبران خسارت از خودمان
* جبران خسارت از خانواده
* جبران خسارت از جامعه
ممنونم از اینکه به صحبتهای من گوش دادید.

تایپ و ویرایش: همسفر علیرضا، همسفر محمدحسن
تنظیم و ارسال: همسفر هادی
- تعداد بازدید از این مطلب :
110