جهان هستی بر مبنای ظرفیت، مسئولیت و پذیرش میباشد، و اگر اینگونه نبود، جهان به طرف هرجومرج و نابودی کشیده میشد، و این به معنای گم شدن قبلهٔ جهان هستی است.
ظرفیت به معنای ظرف یا اندازه، مسئولیت به معنای جوابگو بودن و قبله گم کردن به معنی گمراهی و در آخر نابودی است.
یک درخت خرما را در نظر بگیرید، اگر آب تا اواسط یا کمی بالاتر از آن برود هیچ مشکلی ندارد، اما اگر قسمت سبز سرش رد شود، موجب خفگی آن درخت شده و خشک میشود، پس نتیجه این است که اگر به درخت خرما بیشتر از ظرفش آب بدهیم موجب خفگی و نابودی آن میشویم.
یک شیر، گربه، مار، عقرب را در نظر بگیرید، هر چقدر مورد مهر و محبت قرار بدهیم، باز در آخر چنگ یا نیش میزنند، ولی اگر به یک سگ یک تکه غذا بدهیم، هیچوقت فراموش نمیکند، و با تکان دادن دمش وفاداری و تشکرش را اثبات میکند.
جالب این است که این صفات را قدرت مطلق در ذات آنها نهاده است، و خود انتخاب نکردهاند اینگونه باشند. این نشانگر این است که در جهان هستی همهی حیوانات، گیاهان و جامدات همگی ظرفیت و مسئولیت خود را پذیرفتهاند، و در انجام آن هیچ کوتاهی نمیکنند، و همیشه در حال ستایش و سپاس قدرت مطلق، یعنی خالق هستی میباشند.
إِنَّ الْإِنْسَانَ لِرَبِّهِ لَكَنُودٌ
«همانا انسان نسبت به پروردگارش ناسپاس است.»
تمام صفات موجودات هستی، در انسان نهفته شده است، و خود انتخاب میکند که خوب باشد و با عشق و محبت زندگی کند یا بالعکس.
انسان در مقابل نعمتها، قدرتها و صفاتی که قدرت مطلق با مهر و محبت به او عطا فرموده است باید شکرگزار باشد، و باید در انجام مسئولیتهایش کوشا باشد.
انسان بدون توجه از کنار این نعمتها گذر میکند به صورتی که انگار باید اینگونه میبود و این نشانهی این است که ظرفیت و مسئولیت خود را نپذیرفته است، و این نپذیرفتن باعث گمراهی، همان گم کردن قبله میباشد.
در مورد ظرفیت، مسئولیت و پذیرش، انسان را میتوان به ۲ صورت آشکار و پنهان تقسیم کرد.
قسمت اول، صور آشکار: برای هر کاری انسان باید ظرفیت آن را داشته باشد و در قبال آن کار مسئولیت خود را بپذیرد و جوابگو باشد. به طور مثال اگر یک فرد در جامعه بدون آموزش و تجربه، ریاست یک اداره را بر عهده بگیرد، آن اداره دچار فساد و اشتباه میشود و این خود به تنهایی کافی است که باعث گمراهی و نابودی آن اداره و کارکنانش شود و از راه خود خارج میشود و به بیراه میرود و در آخر از بین خواهد رفت.
اگر انسان ظرفیت خود را بپذیرد و به تدریج و کمکم با کسب آموزش، تجربه و عملی کردن اینها، میتواند ظرف خود را بزرگتر کند و خودبهخود مدیریت و مسئولیتهای بزرگتری به عهدهی او گذاشته میشود.
قسمت دوم، صور پنهان: در مورد کسانی میباشد که میخواهند با مواد مخدر، یا برگزاری کلاسهای انرژیدرمانی یا احضار جن و روح و از این قبیل مسائل، جسم، روح و روان خود را درمان کنند، و به پرواز در بیاورند و به عرفان و کمال برسند.
این کار بسیار اشتباه و خطرناک میباشد، و ممکن است آسیبهای جبرانناپذیر به جسم و روح خود وارد کنند. تجربه ثابت کرده است افرادی که بدون تفکر، آگاهی و دانایی قدم در این کار گذاشتهاند، ناخواسته جسم و روح خود را تسلیم نیروهای منفی کرده و به آنها اجازهی ورود به کالبدشان را صادر میکنند، و این کار موجب بیماریهای شدید جسمی، روحی و روانی میشود، در آخر همان دیوانگی و مرگ زودرس است، یعنی همان گم کردن قبله است.
برای اینکه بتوان بر مقام بزرگان تکیه زد و به کمال و عرفان الهی رسید، حتماً و حتماً باید اسبابش فراهم شود و برای این کار باید انسان، ظرفیتها و مسئولیتهای خود را بپذیرد، و با پذیرش است که میتواند تفکر کند، دانایی و تجربه کسب کند، و با تزکیه و پالایش مداوم به همراه عشق و محبت، مدیر و مدبری توانا شود. این یعنی تسلیم شدن، و رضای قدرت مطلق هستی یعنی همان عرفان الهی است.
در کل باید دانست حاکم مطلق خداوند است و پیشرویی ندارد، پس انسان در هر چرخهای از زندگی خود، دارای یکسری مسئولیتها و ظرفیت میباشد که با پذیرفتن این دو اصل مهم همیشه در آن جایگاه آموزش میبیند و به تدریج طبق الگو، به مراحل بالاتر میرود.
باید اول شاکر و سپاسگزار خداوند باشم که موجب و سبب همه چیز است، و بعد از سیستم و کسانی که با در اختیار قرار دادن تجربیات و آموختههای خود راه صحیح زندگی کردن را به من آموزش دادهاند تشکر کنم و درصدد جبران برآیم، که این کار فقط و فقط با پذیرش مسئولیت و ظرفیت میباشد که خدمت کردن است.