English Version
This Site Is Available In English

«راهنما؛ آینه‌ای برای یافتن خویشتن»

«راهنما؛ آینه‌ای برای یافتن خویشتن»

دلنوشته برای راهنما:

 

به نام آنکه عشق را در هستی جاری کرد.

استاد عزیز،راهنمای مهربانم،

گاهی در میان هیاهوی تاریکی ها، در غم انگیزترین لحظاتِ ناامیدی، دستان گرمی دستان ما را می گیرد که نه تنها راه را نشانمان می‌دهد، بلکه یادمان می‌دهد چگونه دوباره برخاستن و روی پای خود ایستادن و زندگی کردن را،

و آن دست کسی نیست جز دست پرمهر راهنما...

امروز که میخواهم از شما قدردانی کنم نمی‌دانم کدامین واژه می‌تواند حق مطلب را ادا کند. شما فقط یک راهنما نبودید؛ شما آینه‌ای بودید که شکسته‌های وجودم را در آن دیدم و با صبر و درایتِ شما، دوباره تکه‌هایم را کنار هم چیدم.

 

آموزه‌های شما در لژیون، فراتر از کلمات بود؛ در تک‌تکِ نگاه‌ها، سکوت‌ها و کلام‌هایتان، «عشق،محبت و بخشش» را دیدم. شما به من آموختید که رهایی فقط قطعِ مصرف نیست، بلکه، یافتنِ خودِ حقیقی و خدمت کردن به هم نوعان است.

امروز، نه تنها بابتِ راهی که برایم روشن کردید، بلکه برای تمامِ صبوری‌هایی که در برابرِ نادانی‌هایم داشتید، از شما سپاسگزارم. امیدوارم همان نوری که به زندگی من تاباندید، به سوی خودتان بازگردد و در آرامش و سلامتی، بهترین‌ها برایتان رقم بخورد.

به عنوان کوچک‌ترینِ شاگردان‌تان، همیشه قدردانِ این دستانِ پرمهر و این قلبِ بزرگ خواهم بود.

 

با احترام و سپاس فراوان:

مسافر رامین،راهنمای تازه واردین

رهجوی اقا محمدرضا محمدی لژیون دوم الوند

 

عکاس و بارگزاری: مسافر پدرام

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .