English Version
This Site Is Available In English

حقیقت، یافتنی است، نه گفتنی

حقیقت، یافتنی است، نه گفتنی

همسفر اکرم:

در هیاهوی زندگی، گاهی در تاریکی گم می‌شدم؛ اما وادی هفتم به من آموخت که جهان هستی، نظامی بر پایه کشف و شهود است. «یافتن راه»، اولین گام من برای رهایی بود، راهی که در کنگره ۶۰، به روی من گشوده شد. اما فهمیدم که فقط پیدا کردن مسیر کافی نیست؛ هنر اصلی، «آن‌چه برداشت می‌نماییم» است. در این مسیر، من اکرم، یاد گرفتم که برای رسیدن به حال خوش، باید از وادی‌های پیشین عبور کنم و بذرِ تفکر و حرکت را در خاکِ زندگی‌ام بکارم.
این وادی به من تلنگر زد که حقیقت، پشت نقاب‌های روزمرگی پنهان است و تنها با دانایی و عمل سالم، پرده‌ها کنار می‌روند. من یاد گرفتم که در برخورد با چالش‌های زندگی‌ام، به جای گلایه، به دنبال «راهکار» باشم. برداشت من از این وادی، صبوری در فرآیند تغییر بود؛ این‌که بدانم هر اتفاق ناگوار، آموزگاری است برای ساختن یک منِ قوی‌تر.
امروز درک کرده‌ام که «حقیقت»، یافتنی است، نه گفتنی؛ وادی هفتم به من یاد داد که رنج‌هایم، پله‌هایی برای صعود هستند. من دیگر قربانی شرایط نیستم؛ من معمارِ برداشت‌های خودم از زندگی‌ام. با این نگاه، نه تنها در کنگره، بلکه در خانه ، آگاهانه‌تر گام برمی‌دارم. این وادی، بیداریِ من بود برای زیستن در روشنایی، جایی که رمزِ رهایی در عملِ من نهفته است، نه فقط در آرزوهایم...

همسفر لیلا:

در وادی هفتم می‌آموزیم که برای تعقل کردن، ابتدا بایستی قادر به تشخیص مسیر صحیح از مسیر غلط باشیم. پیدا کردن «صراط مستقیم»، انتخاب راه درست و حرکت در جهت آن، بسیار مهم است و به زندگی ما جهت می‌دهد؛ زیرا یک راه و یک تصمیم ممکن است ما را به بی‌راهه و مسلخ ببرد و تصمیمی دیگر ما را به سعادت و کمال منتهی کند.

جناب مهندس می‌فرمایند: «راز» به معنای مطلبی پوشیده، پنهان یا سر است و «رمز» را به کلید یا رازِ نهفته تعبیر کرده‌اند. «کشف» به معنای آشکار ساختن و «حقیقت» به معنای اصل و منتهای هر چیز یا راستی و درستی است. در ادامه بیان شده است که برای باز کردن هر قفلی، ابتدا بایستی کلید آن را پیدا کنیم و سپس اقدام به باز کردن نماییم؛ یا به زبان ساده، اول مقصد و هدف را مشخص و در ادامه، مسیر رسیدن به آن را جست‌وجو می‌کنیم و با اقدامات لازم، در جهت هدف خود حرکت می‌نماییم.

انسان‌ها به صورت فرضی برای عملکردن به تصمیمات خود به دو دسته تقسیم شده‌اند: گروه اول، «کم‌خردان» و گروه دوم، «خردمندان» هستند. یکی از نشانه‌های انسان‌های بی‌خرد این است که ابتدا عملی را انجام می‌دهند و سپس متوجه عواقب آن می‌شوند؛ یا اول لب به سخن می‌گشایند و در ادامه از گفته‌ی خود پشیمان شده و عذرخواهی می‌کنند. این دسته از اشخاص، برای حل مشکلات خود به دستِ افرادی چشم می‌دوزند که خود غرق در مشکلات، ضعف و ناتوانی‌اند. انسان‌های بی‌خرد همیشه به دنبال کوتاه‌ترین و ارزان‌ترین مسیر برای رسیدن به خواسته‌های خود هستند؛ حاضر به انجام کارهای سخت نیستند و بهای آن را نیز نمی‌پردازند.

آقای مهندس در توصیف این دسته از اشخاص می‌فرمایند: «اگر ما خود را جدا از گروه نادانان بدانیم، این نیز نشانه‌ای از بی‌خردی است.» زیرا اگر با غرور، خود را از بی‌خردان مجزا بدانیم، ممکن است راهمان را گم کنیم و حرکتی نادرست داشته باشیم. تصمیمات کوچک و پیش‌پاافتاده‌ی اشتباهی که هر روز در زندگی می‌گیریم، می‌تواند نشانه‌ای از خردمندی یا بی‌خردی ما باشد که بایستی با تأمل در این خصوصیات، دریابیم جزو کدامین گروه هستیم.

از ویژگی‌های افراد خردمند این است که پیش از سخن گفتن، تفکر و تأمل می‌کنند، عواقب سخنان خود را می‌سنجند و برای هر کاری دلیل و برهان می‌خواهند. این دسته از اشخاص آگاه‌اند که گنج واقعی در درون خودشان است و بایستی آن را کشف و رشد دهند؛ نه اینکه در بیغوله‌ها زمان خود را تلف کنند. شخص خردمند مسیر خود را بررسی می‌کند، مقصد را در نظر می‌گیرد و حرکت را آغاز می‌کند. او توجه دارد که آیا افرادی که این مسیر را طی کرده‌اند به نتیجه رسیده‌اند؟ آیا مقصد آن‌ها توأم با آرامش، صلح و محبت بوده است یا از ناکجاآباد سر درآورده‌اند؟

بله؛ انسان کم‌خرد از کوچک‌ترین و کم‌اهمیت‌ترین موضوعات، بدترین بحران را ایجاد می‌کند و زندگی خود و اطرافیان را دچار آسیب و تنش می‌نماید؛ اما انسان خردمند در همه حال وضعیت مناسب را در نظر می‌گیرد و با نهایت توجه نسبت به جزئیاتِ زندگیِ خود عکس‌العمل نشان می‌دهد؛ گاهی نیز با «عکس‌العمل نشان ندادن» به مسائل پیرامونش، آگاه است که چگونه عمل کند. این افراد هر عملی را در شرایط مطلوب انجام می‌دهند، به این امید که در پرتو تعقل و تأمل، بهترین تصمیمات را بگیرند و در زمره‌ی خردمندان قرار گیرند.

همسفر مریم:

وادی هفتم به من می‌آموزد که برای رسیدن به هدف، باید راه درست را بیابم؛ چرا که در زندگی همیشه راه‌های مختلفی پیش روی انسان قرار دارد و اگر راه اشتباه را انتخاب کنم، ممکن است از هدفم دور شوم. در کنگره آموخته‌ام که برای یافتن مسیر صحیح، باید آموزش ببینم؛ و «وزش» به من کمک می‌کند تا انتخاب‌های بهتری در زندگی داشته باشم.

در گذشته، بارها بدون تفکر تصمیم می‌گرفتم و نتایج خوبی نمی‌گرفتم؛ اما امروز یاد گرفته‌ام که پیش از هر کاری، ابتدا تفکر کنم. راه درست همیشه راحت‌ترین راه نیست، اما همواره نتایج درستی به همراه دارد. در کنگره فهمیدم که حتی درمان نیز مسیر مشخص و اصولی خود را دارد؛ اگر این مسیر را درست طی کنم، به مقصد می‌رسم.

یکی از مهم‌ترین چیزهایی که به من در رسیدن به آرامش و حال خوب کمک می‌کند، استفاده از تجربه راهنمایم است؛ لازم نیست تمام راه‌ها را خودم تجربه کنم، بلکه می‌توانم از تجربیات کسانی که پیش از من این مسیر را طی کرده‌اند، بهره ببرم. وادی هفتم به من یاد می‌دهد که عجله نکنم، قدم به قدم حرکت کنم و از مسیر خود لذت ببرم.

گاهی انسان به دنبال میان‌بر است، اما راه کوتاه همیشه راه درست نیست. یاد گرفته‌ام که برای رسیدن به نتیجه، باید صبر و استمرار داشته باشم؛ چرا که هر قدم درست، مرا به هدفم نزدیک‌تر می‌کند. امروز بیشتر مراقب انتخاب‌ها و تصمیم‌هایم هستم و تلاش می‌کنم به‌جای پیروی از احساسات لحظه‌ای، با تفکر تصمیم بگیرم.

به نظر من، شناختِ راه درست یکی از مهم‌ترین آموزش‌های زندگی است؛ و وقتی راه را پیدا کردم، باید در آن ثابت‌قدم بمانم. کنگره ۶۰ به من آموخت که تغییر واقعی، از طریق آموزش و حرکت در مسیر درست اتفاق می‌افتد. از خداوند و کنگره ۶۰ سپاسگزارم که راه درست زندگی را به من نشان دادند؛ امیدوارم همیشه در مسیر درست حرکت کنم و به آرامش واقعی برسم.

عکاس: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون اول)
ویرایش و ارسال: همسفر شقایق رهجوی راهنما همسفر وحیده (لژیون پنجم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی دامغان

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...